جدید به قدیم
…ناکام بماند.یک فرمانده جوان و یک دیپلمات باتجربهبسیاری، شرایط فعلی جنگ را به جنگ تحمیلی هشتساله، تشبیه میکنند. به این معنا که اگر ایران پس از فتح خرمشهر، یا حداکثر تصرف شهر کلیدی فاو، صلح را میپذیرفت نه تنها در موقعیت قدرتمندتری بود که از هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیشگیری میکرد؛ یعنی در میانه سالهای ۶۱ تا ۶۴، امکان پایان جنگ در شرایطی وجود داشت که ایران کاملاً از موضع قدرت میتوانست به آن پایان دهد.در آن زمان، قالیباف جوان، فرماندهای با بیست و چند سال سن، درسی بزرگ از شرایط جنگی آموخت؛ اینکه واقعیت جنگ با مفاهیم شهادتطلبی، «جنگ جنگ تا پیروزی» و شعارهایی از این قبیل -که همگی بدون شک ارزشمند هستند- رقم نمیخورد. واقعیت جنگ در استفاده از کارتهایی است که باید به موقع استفاده شود تا بهترین امتیازات گرفته شود. چنانکه «ندیم کوتیچ»، روزنامهنگار مشهور لبنانی، تحلیل واقعبینانه و موضعگیری روشنگرانهی «محمد باقر قالیباف»- رئیس گروه مذاکرهکننده- را تحسین کرده است؛ او با ستایش نگرش انعطافپذیر قالیباف، مذاکرهی امروز را از موضع قدرت، بهتر از مذاکرهی آینده از موضع ضعف میداند؛ چرا که آمار، اعداد و منابع دو کشور، گویای همه چیز هستند. این البته به این معنا نیست که تا زمانی…
طبق قانون اختیارات جنگی، رئیس جمهور آمریکا که نیروهای مسلح را بدون تایید کنگره در جنگ علیه ایران فعال کرده است، 60 روز فرصت دارد تا این عملیات را پایان دهد و طبق تقویم این تاریخ اول «می» است که طبق نظر کارشناسان میتواند توسط ترامپ این قانون دور زده شود. در دفاتر دموکراتها و همچنین معترضان ضد جنگ ایران در سراسر جهان، احتمالا تقویمی وجود دارد که تاریخ اول می را با دایره قرمز مشخص کردهاند و همگی با توجه به رفتار ضد نقیض ترامپ در هر دقیقه انتظار نادیده گرفته شدن این قانون را میکشند. طبق قانون مذکور تمدید 30 روزه جنگ بعد از 60 روز مجاز است، آن هم در صورتی که رئیسجمهور به کنگره تضمین کتبی بدهد که زمان اضافی برای تضمین خروج ایمن نیروهای آمریکایی و عدم ادامه جنگ است. شاید این اولین باگ برای خریدن فرصت برای ادامه جنگی است که با بهانه خروج و حفظ امنیت نیروها برای خروج می تواند مورد استفاده قرار گیرد بدون اینکه نیاز به خرید زمان و راههای دیگر باشد. از نظر فنی، مهلت 60 روزه 28 آوریل (8 اردیبهشت) است، اما از آنجایی که ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آمریکا رسما در 2 مارس (11 اسفند) به…
وقتی ویزیت پزشک از تعرفه رسمی فراتر میرود، این بیمار است که با فشار اقتصادی و نگرانی تنها میماند. در هرمزگان، برخی مطبها مبالغی بالاتر از نرخ مصوب دریافت میکنند، در حالی که نظام پزشکی پیگیری این تخلفات را منوط به شکایت مردمی میداند.از طرفی جامعه پزشکی نیز از تورم و مشکلات اقتصادی گلهمند است و تعرفهها را ناکافی میدانند.صبح ساحل در اواخر سال 1404گزارشی با عنوان ( افزایش تعرفه یا هزینههای پنهان مطبها؟) منتشر کرد که در بخشی از این گزارش به مشکلات بسیاری از پزشکان ها از جمله افزایش اجارهبها، حقوق پرسنل و هزینه تجهیزات و.... اشاره کرده است .گفتنی است شهروندان گرامی میتوانند تخلفات را از طریق سامانه 190، سازمان نظام پزشکی یا معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی پیگیری نمایند.
در پی افزایش تقاضا و کاهش سرعت توزیع سوخت، صفهای طولانی در چندین جایگاه بنزین بندرعباس در روزهای گذشته تشکیل شد؛ صفهایی که بنا به گفته شهروندان، زمان انتظار برای سوختگیری را تا حدود سه ساعت افزایش داده است. این وضعیت موجب نگرانی و گلایه رانندگان شده و ترافیک سنگین در اطراف برخی جایگاهها را رقم زده است.در روز دوشنبه 24 فروردین 1405، صفهای غیرمعمول و طولانی برای دریافت بنزین در بندرعباس توجه بسیاری از شهروندان و رانندگان را به خود جلب کرد. گزارشهای مردمی نشان میدهد که در برخی از جایگاههای عرضه سوخت، رانندگان ناچار بودهاند تا سه ساعت در صف بمانند تا بتوانند باک خود را پر کنند. این مسئله علاوه بر ایجاد نارضایتی گسترده، موجب اختلال در تردد شهری و افزایش حجم ترافیک در خیابانهای اطراف جایگاهها شده است.بر اساس گفته تعدادی از رانندگان، تشکیل این صفها از ساعات ابتدایی صبح آغاز شده و تا بعدازظهر ادامه داشته است. برخی از آنان کمبود نازلهای فعال، کاهش سرعت توزیع و افزایش ناگهانی تقاضا را از دلایل اصلی این ازدحام عنوان میکنند. به گفته یکی از شهروندان، «از حدود ساعت هشت صبح در صف هستم و هنوز نوبتم نرسیده. چنین وضعیتی در ماههای اخیر کمسابقه بوده است…
…استراتژیک خود را تقویت خواهد کرد. در مقابل، هرگونه ناکامی در این زمینه، میتواند اعتبار منطقهای و بینالمللی ایران را تضعیف نماید. خارک، به عنوان یکی از نقاط کلیدی در استراتژی دفاعی ایران، نقشی حیاتی ایفا میکند. حفاظت از آن، نه تنها به معنای حفظ منافع اقتصادی، بلکه به معنای حفظ اقتدار ملی و توان بازدارندگی ایران است. ایران با تمام توان، از این جزیره دفاع خواهد کرد و هرگونه تجاوز را با پاسخی قاطع و ویرانگر روبرو خواهد ساخت. جزیره خارک، در قلب طوفان جنگی کنونی، نمادی از مقاومت، اقتدار و خط قرمز ایران است. حمله به تاسیسات نظامی آن و تهدیدات بعدی، ایران را در موضع دفاعی قرار داده، اما در عین حال، قدرت بازدارندگی عملی خود را به نمایش گذاشته است. هشدار ایران مبنی بر به آتش کشیدن تمام تاسیسات نفتی منطقه، نه یک تهدید توخالی، بلکه وعدهای است که در صورت تجاوز، به طور قطع اجرایی خواهد شد. این وضعیت، ریسک فاجعه اقتصادی جهانی را به سطحی بیسابقه افزایش داده و لزوم هوشمندی، خویشتنداری و تلاش فوری برای توقف جنگ را بیش از پیش آشکار میسازد. خارک، شاهدی بر این مدعاست که ایران، در صورت لزوم، قادر است معادلات انرژی منطقه و جهان را دگرگون سازد.
…این جمله، صرفاً یک گلایه شخصی نیست. انعکاس حس ناامنی نسلی است که آینده را مبهم میبیند. نسلی که با قراردادهای کوتاهمدت، اجارههای سرسامآور و درآمدهای ناپایدار دستوپنجه نرم میکند، چگونه میتواند با اطمینان، قدم در مسیر تشکیل خانواده بگذارد؟از سوی دیگر، زوجهایی که ازدواج کردهاند اما تمایلی به فرزندآوری ندارند نیز استدلالی مشابه دارند: «نمیخواهیم روزی فرزندمان از ما بپرسد با وجود آگاهی از این شرایط اقتصادی، چرا ما را به دنیا آوردید؟» این پرسش، بیش از آنکه نشانه بیمیلی به فرزند باشد، بیانگر دغدغهای اخلاقی است.دغدغهی تأمین آیندهای آبرومند و باکیفیت برای نسلی که قرار است بار فردای این سرزمین را بر دوش بکشد. واقعیت آن است که سیاستهای جمعیتی، اگر از بستر اقتصادی جدا شوند، به نتیجهی مطلوب نخواهند رسید. تشویق به فرزندآوری بدون مهار تورم، بدون ایجاد اشتغال پایدار، بدون ساماندهی بازار مسکن و بدون حمایت مؤثر از خانوادهها، بیشتر به یک تناقض میماند تا یک راهبرد ملی. خانوادهای که از تأمین پوشک، شیرخشک یا هزینه درمان کودک خود نگران است، چگونه میتواند به داشتن فرزند دوم یا سوم بیندیشد؟ اگر نگران پیر شدن جمعیت هستیم، باید پیش از هر چیز نگران جوان ماندن امید در دل جوانان باشیم. امیدی که با ثبات اقتصادی،…
…بیطرفانه تصمیم بگیرد؟ این وضعیت بیش از آنکه تنظیمگری باشد، تثبیت انحصار است. از واژه «حمایت» بسیار استفاده میشود؛ حمایت از فرهنگ، حمایت از هنرمند، حمایت از امنیت روانی. اما تجربه نشان داده هرجا این واژهها پررنگ شدهاند، در عمل نتیجهاش افزایش نظارت، فشار و خودسانسوری بوده است. حمایت واقعی یعنی بازکردن مسیر، نه بستن آن. یعنی تسهیل مجوزهای موجود، نه اختراع مجوز تازه برای هر گوشی موبایلی که تبدیل به یک رسانه شده است. باید صریح گفت: هزاران جوان ایرانی امروز از راه تولید محتوا در یوتیوب و اینستاگرام نان میخورند. اینها کارمند دولت نیستند، بودجه عمومی ندارند و پشتشان به هیچ نهاد قدرتمندی گرم نیست. با یک دوربین ساده یا حتی تلفن همراه، آموزش میدهند، سرگرمی تولید میکنند، تحلیل میکنند و درآمد ارزی به کشور میآورند. در اقتصادی که فرصت شغلی محدود است، این فضا یکی از معدود روزنههای تنفس نسل جوان است. الزام به دریافت مجوز از نهادی که معیارهایش شفاف نیست و فرآیندهایش میتواند طولانی و سلیقهای باشد، دقیقاً همان روزنه را نشانه گرفته است. هر تأخیر در صدور مجوز، هر برداشت گسترده از «امنیت روانی» یا «صوت و تصویر فراگیر»، میتواند به تعطیلی یک کانال و بیکار شدن چند نفر منجر شود. آیا در…
…اجتماعی قوی برخوردار باشد، در میز مذاکره نیز دست برتر را خواهد داشت. بر همین اساس، تأکید رهبر انقلاب بر تقویت قدرت ملی پیش از هر تعامل خارجی، ریشه در واقعبینی سیاسی و شناخت دقیق قواعد روابط بینالملل دارد. یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده این نگاه، تجربه تاریخی منطقه و جهان است. ملت ایران بهخوبی مشاهده کرده که کشورهایی که به وعدههای امنیتی قدرتهای غربی اعتماد کرده و در حوزههای راهبردی عقبنشینی کردهاند، نهتنها از فشارها رهایی نیافتهاند، بلکه در مواردی با بحرانهای عمیقتری مواجه شدهاند. سرنوشت پس از جنگ و تحولات بعدی و نیز وضعیت پس از کنار گذاشتن برنامههای راهبردی خود، نمونههایی هستند که در حافظه سیاسی منطقه ثبت شدهاند. این تجربیات برای سیاستگذاران ایرانی تنها روایتهایی تاریخی نیستند، بلکه هشدارهایی راهبردیاند که نشان میدهند امنیت پایدار در اتکا به توان داخلی و حفظ عناصر قدرت ملی شکل میگیرد، نه در اعتماد یکجانبه به قدرتهای خارجی.عامل دوم، ریشه در ماهیت انقلاب اسلامی و هویت سیاسی جمهوری اسلامی دارد. انقلاب مردم ایران از ابتدا بر اصول استقلال، نفی سلطهپذیری و حفظ عزت ملی بنا شد و همین اصول به ستونهای سیاست خارجی کشور تبدیل گردید. در چنین چارچوبی، مذاکره ابزاری برای پیشبرد منافع ملی است، نه مسیری برای…
در سیاست بینالملل، واژهها ابزارند، گاهی حتی دقیقتر و مؤثرتر از موشکها هستند. چنین جملهای را باید نه در سطح ادبی، بلکه در سطح راهبردی خواند. در نگاه نخست این عبارت نه وعده اقدام و نه تهدید مستقیم است و نه جدول زمانی دارد، نه به گزینه خاصی اشاره میکند و همین بیتعینی، هسته اصلی قدرت آن است. در ادبیات روابط بینالملل، این شیوه بیان را میتوان در چارچوب «ابهام راهبردی» تحلیل کرد، رویکردی که در آن یک بازیگر عمداً سیاست خود را مبهم نگه میدارد تا طرف مقابل را در وضعیت عدم قطعیت قرار دهد. ابهام، در این معنا، فقدان تصمیم نیست بلکه خودِ تصمیم است. وقتی کشوری نداند دقیقاً چه اتفاقی قرار است رخ دهد، مجبور میشود همه سناریوهای ممکن را در محاسباتش لحاظ کند: از حمله محدود گرفته تا تحریمهای جدید، از عملیات سایبری تا فشار دیپلماتیک یا حتی بازگشت به میز مذاکره. این وضعیت، هزینه تصمیمگیری را برای طرف مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند…
ایشان اعلام کردهاند که «با فیلترینگ فضای مجازی سالانه ۳۰ هزار میلیارد تومان به جیب عدهای میرود.» عددی که اگر دقیق باشد، نشاندهنده شکلگیری یک بازار غیرشفاف و رانتی در سایه سیاستهای محدودکننده است. اما این سخن، خود پرسشهای جدیتری را پیش میکشد. اگر واقعاً سالانه دهها هزار میلیارد تومان از جیب مردم به سمت فروشندگان فیلترشکن سرازیر میشود، پرسش اساسی این است: آیا مافیای فیلترشکن این همه در کشور قدرت دارند که کسی یارای مقابله با آنها را ندارد؟ چرا این چرخه متوقف نمیشود؟ آیا قدرت این شبکههای پنهان از رئیسجمهور بیشتر است یا ارادهای برای اصلاح این وضعیت وجود ندارد؟ سالهاست که سیاست فیلترینگ نهتنها به هدف اعلامی خود نرسیده، بلکه به گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها انجامیده است. میلیونها کاربر ایرانی ناچارند برای دسترسی به پلتفرمهای جهانی هزینه بپردازند. نتیجه چه بوده است؟شکلگیری بازاری زیرزمینی، بدون نظارت، بدون پرداخت مالیات شفاف و بدون پاسخگویی. این وضعیت دو پیامد همزمان داشته است: نخست، فشار مضاعف اقتصادی بر مردم و دوم، ایجاد یک منبع درآمد هنگفت برای گروههایی که در تاریکی فعالیت میکنند. در این میان یک نکته اساسی وجود دارد: رئیس قوه مجریه یا باید اراده و توان جمعکردن این بساط را داشته باشد یا…