جدید به قدیم
…توسعهای بدون پذیرش ریسکهای هوشمندانه ممکن نیست. در این آبهای پر از موجهای ویرانگر اقتصادی و سیاسی، فقط ناخداهایی که آمادهاند کشتیهایشان را در برابر طوفانها هدایت کنند، قادر به رسیدن به مقصد خواهند بود. آیا استاندار هرمزگان، با همه تجربه و پیشینه خود، حاضر است در دل این طوفانها ناخدای کشتی توسعه باشد؟ یا همچنان در بند آبهای آرام، با بادبانهای محافظهکارانه، از حرکت بازخواهد ایستاد؟دو) حفظ وضع موجود؛ پارو زدن در دل طوفان: تصور کنید یک کشتی بادبانی در دل طوفان را که ناخدای آن بهجای آنکه راهی برای عبور از بحرانها پیدا کند، تنها به پارو زدن در همان جهت باد شرطه، در تلاش است که تا خود و سرنشینان همراه خویش را از خطر مهیب غرق شدن نجات دهد. در شرایط بحرانزدهای که هرمزگان در آن قرار دارد، تکیه بر رویکرد «حفظ وضع موجود»، چیزی جز حرکت در جهت باد مخالف درون یک گرداب تندری نیست. در حالی که دریاهای بیکران اقتصاد هرمزگان از فرصتهای بیشماری برای توسعه برخوردار است، همچنان شاهد رفتارهایی هستیم که از ترس غرق شدن در طوفانهای اقتصادی و اجتماعی، به جای حرکت به سمت افقهای روشن، در دل طوفانها همچنان به همان مسیری که همیشه رفتهایم، ادامه میدهیم. این وضعیت…
…۱۴۰۵، افزایش حقوق کارمندان، بازنشستگان و سایر حقوقبگیران را ۲۰ درصد اعلام کرد؛ تصمیمی که با موجی از انتقادات اجتماعی همراه شد و حتی اعتراض صریح رئیس مجلس و جمعی از نمایندگان را نیز در پی داشت. این در حالی است که بر اساس قوانین بالادستی، از جمله قانون مدیریت خدمات کشوری، افزایش حقوق باید دستکم متناسب با نرخ واقعی تورم باشد. ماده ۱۲۵ این قانون صراحتاً بر همین اصل تأکید دارد. اما پرسش اساسی اینجاست: چگونه میتوان در شرایطی که تورم رسمی بیش از ۵۰ درصد اعلام شده و برآوردها از تورمی بالای ۷۰ درصد در سال آینده حکایت دارد، افزایش ۲۰ درصدی حقوق را عادلانه یا حتی قابل دفاع دانست؟ رئیسجمهور در دفاع از لایحه بودجه گفتهاند: «میگویند بودجه را اضافه کنید؛ از کجا بیاورم؟» پرسش دقیقاً همین است؛ از کجا باید آورد؟ کارمندان، کارگران و بازنشستگان سالهاست که از هزینههای واقعی زندگی عقب افتادهاند. شکاف میان دستمزد و معیشت هر سال عمیقتر شده و قدرت خرید حقوقبگیران بهشدت کاهش یافته است. با افزایش ۲۰ درصدی حقوق در شرایط تورم بالای ۵۰ درصد و بیشتر، عملاً شکافی حداقل ۳۰ درصدی میان درآمد و هزینههای زندگی ایجاد میشود؛ شکافی که هیچ پاسخ روشنی برای جبران آن ارائه نشده است…
…عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ…
… بنیاد حیات کمیته امداد امام(ره) و شرکت کاوین پیشرو شریف سامانه (کال تک) زمینه های بسیار مناسبی در خصوص توسعه اقدامات مشترک و بهرهمندی از ظرفیتهای طرفین در راستای ایجاد مشاغل خانگی و نوین برای مستعدین اشتغال فراهم گردیده که بخشی از مستعدین شناسایی شده از بین جامعه دختران طرح یاس هرمزگان با راهبری معاونت امور فرهنگی امداد امام خمینی (ره) کشور در این شرکت مشغول به کار شده اند.این مقام مسئول بیان داشت: در هرمزگان نیز با پیگیری ها و هدایت گری حوزه امور فرهنگی کمیته امداد استان و برگزاری دوره های متعدد آموزشی و اردوهای مهارت افزایی برای دختران فعال در طرح یاس از سراسر استان هرمزگان، تعداد 193 از این دختران مستعد و واجد شرایط ، پس از شناسایی اولیه، گذراندن دوره های آموزشی و ارزیابی توانمندهای آنان به شرکت کاوین پیشرو شریف سامانه (کال تک) معرفی و مشغول به کار شده اند.وی تصریح کرد: از زمان شروع به کار این تعداد از دختران مستعد هرمزگانی در این شرکت تا کنون درآمدی بیش از 350 میلیون تومان به عنوان حقوق و دستمزد (حق الزحمه) از سوی شرکت کال تک به این عزیزان پرداخت شده است.باسره با اشاره به اینکه شغل ایجاد شده برای…
در این میان رسانههای اروپایی، آمریکایی و نشریات زرد داخلی مدام در طبل حمله رژیم صهیونی کوبیده و با طمطراق اعلام میکند که جنگ خواهد شد، اسرائیل بزودی به ایران حمله خواهد کرد و از این ناحیه باعث تشویش اذهان و افکار عمومی امت شریف ایران می شوند و نان خود را به عنوان کاسبان جنگ، در پخش تحلیلهای دلهرهآور و نا امیدکننده جستجو میکنند. لذا برای پاسخ به این بلندگوهای دارای جیره و مواجب و از سوی دیگر، به منظور ایجاد امید و نشاط در بین جامعه ایرانیان باید گفت، رژیم صهیونیستی بنا به دلایل زیر به جمهوری اسلامی ایران حمله نخواهد کرد:1-حضور نیروهای متخصص و مهندسین کشورهای دوست و هم پیمان جمهوری اسلامی ایران در بازسازی اهداف و مناطق بمباران شده صنایع غیر نظامی ایران که تعدادشان درسراسر کشور توزیع شده است، حاکی از وجود محیطی امن برای انجام اقدامات بازسازی است. این کشورها هژمونی قوی روی رژیم صهیونی دارند و در صورتی که خطایی از سوی این رژیم غاصب صورت بگیرد و موجب آسیب به اتباع آنها در ایران شود، قطعا با عکس العمل شدید آنان علیه اسرائیل مواجه خواهد شد.2-آغاز پروازهای کشورهای اروپایی به فرودگاههای جمهوری اسلامی ایران که غالبا از…
… اولی باشد، باید منتظر تکرار همین چرخه معیوب در هر بحران بعدی بود. اما اگر قرار است تجربه قشم درسی داشته باشد، آن درس روشن است: «رسانهها بخشی از مشکل حکمرانی نیستند؛ حذف رسانه، خودِ مشکل است.» هر جا روایت خبرنگار شنیده شده، بحرانها کمهزینهتر مدیریت شدهاند. قشم نیز از این قاعده مستثنا نیست. زیرا بحرانها، چه طبیعی و چه مدیریتی، همواره آزمونی جدی برای نسبت میان «قدرت» و «اطلاعرسانی» بودهاند. سیل و طوفان اخیر در جزیره قشم نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ بحرانی که علاوه بر زیرساختهای شهری و روستایی، بار دیگر نحوه مواجهه برخی مدیران با رسانهها را به چالش کشید.شایان ذکر است که مدیریت بحران در دنیای امروز، صرفاً به معنای اعزام ماشینآلات، صدور بخشنامه یا برگزاری جلسات نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی آن، مدیریت افکار عمومی و روایت بحران است. در این چارچوب، رسانه نه رقیب مدیر، بلکه شریک اوست. هرگونه تلاش برای تضعیف رسانه، در عمل به تضعیف اعتماد عمومی و افزایش شکاف میان مردم و نهادهای مسئول منجر میشود؛ شکافی که پرکردن آن بهمراتب دشوارتر از مدیریت خود بحران است. واکنش اخیر فعالان رسانهای جزیره قشم را باید فراتر از یک اعتراض صنفی تلقی کرد. این واکنش، نشانهای از یک مطالبه…
از نزدیک شدن به سیلاب و رودخانههای فصلی جدا خودداری کنید
معلمها بیش از هر زمان دیگری تحت فشارند. تصور کنید: یک معلم با سی و چند دانشآموز هرکدام با شرایط متفاوت، اینترنتی که لحظهای وصل است و لحظهای نیست، سامانهای که امروز بالا میآید و فردا قهر میکند و حجم کاری که عملاً دو برابر شده است. چطور میتوان انتظار داشت چنین شرایطی نتیجهای جز خستگی عمیق به همراه داشته باشد؟معلم نه تنها باید درس بدهد، بلکه باید نقش پشتیبان فنی، مشاور آموزشی، مراقب کلاس و هماهنگکننده جلسات را هم ایفا کند. در این میان، کیفیت تدریس- که مهمترین اصل است- به اجبار قربانی میشود.والدین نیز در این آشوب دست کمی از معلمان ندارند. بسیاری شاغلاند و ناچارند کودک را با خود به محل کار ببرند؛ محیطهایی که طراحی نشدهاند برای حضور کودک، چه رسد به شرکت در کلاس آنلاین مدارس. برخی دیگر مجبورند مرخصی بگیرند تا پای لپتاپ کودک بنشینند و او را قدمبهقدم راهنمایی کنند. نتیجه؟ عقبماندن از کار، فشار اقتصادی و روانی و افزایش تنش در خانه.آیا واقعاً این مدل آموزش قرار بود «کمک» باشد یا باری اضافه بر دوش همه؟اشتباه بزرگ در جایی رخ میدهد که در این مدل، والدینِ غالباً ناآشنا به مبانی اصولی آموزش ابتدایی، ناخواسته وارد روند آموزشی میشوند…
به گزارش صبح ساحل، در سالهای اخیر، افزایش حوادث مربوط به آسانسورها در برخی ساختمانهای مسکونی و تجاری بندرعباس، توجه کارشناسان و نهادهای ناظر را به خود جلب کرده است. بررسیها نشان میدهد که بیش از نیمی از این حوادث ناشی از بیتوجهی به سرویسهای دورهای و عدم رعایت الزامات ایمنی بوده است.آمار سازمان آتشنشانی و رسانههای محلی بندرعباس نشان میدهد مشکل ایمنی آسانسورها در شهر بندرعباس جدی است، موارد زیادی از محبوس شدن در آسانسورها ثبت شده که منجر به مصدومیت و بعضا فوت گردیده است و طی سالهای گذشته ، شهروندان زیادی از حوادث مربوط به آسانسور بهدلیل نقص فنی نجات یافتهاند. این ارقام حاکی از آن است که عدم انجام سرویسهای دورهای، ضعف نظارت و عدم اجرای کامل مبحث ۱۵ مقررات ملی ساختمان نقش مهمی در وقوع این حوادث دارد. مطابق با مبحث پانزدهم مقررات ملی ساختمان و دستورالعملهای سازمان ملی استاندارد، تمامی ساختمانها موظفاند پس از نصب و بهرهبرداری از آسانسور، قرارداد سرویس و نگهداری سالیانه با شرکتهای دارای مجوز رسمی منعقد کرده و بازرسیهای دورهای را تحت نظر مهندسان ناظر ذیصلاح انجام دهند. با این حال ، در بسیاری از ساختمانها پس از اتمام دوره گارانتی، این سرویسها متوقف شده و تجهیزات حیاتی مانند ترمز…
…حتی حضور در فضای عمومی جهان بدون اینترنت آزاد ممکن نیست. دقیقاً همان مشکلاتی که میلیونها شهروند هر روز با آن دستبهگریباناند، برای آنان نیز غیرقابل تحمل است. به همین دلیل، «سیمکارت سفید» به ضرورتی تبدیل شده است که بدون آن نمیتوان در دنیای امروز حضور مؤثر داشت. اما سوال اینجاست: اگر اینترنت آزاد برای کار آنها ضروری است، چرا برای مردم ضروری نباشد؟ ماجرای اصلی، سیمکارت سفید نیست؛ مسئله ریشهایتر است. فیلترینگی که سالهاست بدون نتیجه، بدون کارآمدی و بدون رضایت عمومی ادامه یافته، خود به منبع بحران تبدیل شده است. محدودیتی که نه امنیت آورده و نه اعتماد، اما تبعیضی آشکار ایجاد کرده: اینترنت آزاد برای تصمیمسازان، فیلتر برای تصمیمگیرندگان اصلی یعنی مردم. وقتی شهروندان میبینند که طراحان سیاستهای محدودکننده به اینترنت بدون فیلتر دسترسی دارند، بیاعتمادی طبیعی است. هیچ سیاستی بر پایه تبعیض دوام نمیآورد. واقعیت این است که اگر خطوط ویژه قطع شود، صف مخالفان رفع فیلتر بسیار کوتاهتر خواهد شد. راهحل روشن و ساده است: یا همه را فیلتر کنید (که امکانپذیر نیست)، یا فیلترینگ را برای همه بردارید (که تنها راه منطقی است). پایان دادن به اینترنت طبقاتی، نخستین قدم برای بازسازی اعتماد و باز کردن مسیر توسعه دیجیتال کشور است.روزنامه صبح ساحل