جدید به قدیم
گروه سایبری حنظله از افشای هویت مالک کانال تلگرامی وحید آنلاین خبر داد.وحید آنلاین کیست؟جنایات و حماقتهای رهبران فرقه اپستین و فرقه کاهانیست به جایی رسیده است که امروز نهتنها نخبگان و آزادیخواهان جهان، بلکه حتی دولتهای غربی و تودههای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان نیز بهروشنی مرز خود را با این دو فرقه خونخوار و منفور جدا کردهاند. هیچکس حاضر نیست با چنین جنایتکاران وحشی همکاری کند.اما محصول شوم ائتلاف این دو فرقه، تولد مزدورانی بیریشه و بیهویت است؛ رباتهایی بیفکر که تنها مهارتشان خدمتگذاری و خیانت است و در زندگی معنایی جز اطاعت کورکورانه از اربابان خود نمیشناسند.در میان این مزدوران، حساب «Vahid Online» که هویت واقعی آن «میر وحید حسن تبار» است، نمونهای آشکار به شمار میرود: فردی که سالها تحت هدایت و مدیریت مستقیم خانم سیما شاین، معاون پیشین موساد و از مقامات ارشد کنونی در ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی، دستورات این رژیم را علیه ایران اجرا کرده است. این مزدور که دستورهای صریح از موساد دریافت میکرد، به مجری دستورکارهای ضدایرانی و تجزیهطلبانه در داخل کشور تبدیل شد.وحید که سابقه فعالیت در وبسایت «کلمه» را نیز دارد، آگاهانه مسیر خیانت را انتخاب کرد؛ بیآنکه بداند حتی بسیاری از همفکران و همراهانش…
…یعنی محروم کردن آنها از فرصتهای برابر. وقتی نسخه «آزادتر» اینترنت با قیمت بالاتر فروخته میشود، عملاً شکاف طبقاتی در بستر دیجیتال بازتولید میشود. ثروتمندان و صاحبان موقعیت رسمی میتوانند رشد کنند، شبکه بسازند و به منابع جهانی دسترسی داشته باشند؛ در حالی که اقشار کمدرآمد و مستقل، هر روز بیشتر از رقابت عقب میمانند.از منظر اقتصادی نیز این مدل پرسشبرانگیز است. اگر محدودیت وجود نداشته باشد، اساساً نیازی به فروش نسخه «بدون محدودیت» نیست. بنابراین، محدودیت به پیششرط یک بازار سودآور تبدیل میشود. هرچه دیوار بلندتر باشد، عبور از آن گرانتر فروخته میشود. در چنین شرایطی، انگیزهای برای کاهش محدودیتها باقی میماند؟ یا برعکس، محدودیت به بخشی از مدل کسبوکار تبدیل میشود؟ مسئله فقط چند اپلیکیشن یا چند وبسایت نیست؛ مسئله اصل برابری است. همانطور که نمیتوان آموزش یا خدمات عمومی را صرفاً به کسانی داد که پول بیشتری دارند، دسترسی آزاد به اینترنت نیز نباید امتیاز ویژه باشد. اینترنت اگر زیرساخت حیاتی جامعه است، باید برای همه شهروندان در دسترس باشد؛ نه اینکه به دو نسخه «عادی محدود» و «ویژه آزاد» تقسیم شود. در نهایت، سؤال روشن است: آیا اینترنت آزاد یک حق است یا یک کالای لوکس؟ اگر حق است، باید برای همه باشد؛ برای نجار…
…وی، ارائه خدمات در بستر کالابرگ کاملاً داوطلبانه و باز است.در شیوه جدید، مشمولان میتوانند اقلام مورد نیاز خود را از میان کالاهای متنوع با قیمت مصوب انتخاب کنند. به گفته زنگنه، قیمت این کالاها در بازه سهماهه ثابت باقی میماند و افزایش نخواهد داشت؛ موضوعی که به تثبیت هزینه خانوارها کمک میکند.سخنگوی معاونت رفاه یکی از اهداف اصلی اجرای طرح کالابرگ آنلاین را حمایت از سالمندان و افرادی دانست که امکان مراجعه حضوری ندارند. همچنین افراد شاغل میتوانند بدون اتلاف وقت برای رفتوآمد، خرید خود را اینترنتی انجام داده و کالا را بهصورت رایگان در منزل تحویل بگیرند.وی تأکید کرد تمامی تراکنشها و اقلام خریداریشده بهصورت سیستمی ثبت میشود و این موضوع احتمال تخلف یا سوءاستفاده را به حداقل میرساند، چرا که اطلاعات در بستر فناوری اطلاعات قابل رهگیری است.زنگنه درباره مهلت استفاده از اعتبارها توضیح داد: مهلت خرید مرحله پنجم طرح تا پایان اسفندماه ۱۴۰۴ تعیین شده است. خانوارهایی که اعتبار دی یا بهمن را مصرف نکردهاند، میتوانند آن را در اسفند استفاده کنند. همچنین اعتبار اسفند تا پایان فروردین ۱۴۰۵ و اعتبار فروردین تا پایان اردیبهشت ۱۴۰۵ معتبر خواهد بود.بر این اساس، طرح کالابرگ آنلاین با تحویل رایگان و انتخاب آزادانه کالا…
…شود، نه عواملش کارمند آن سازماناند و نه زیرساخت انتشارش متعلق به آن است، چرا باید برای تولید و انتشارش از این سازمان مجوز بگیرد؟ این پرسش، سیاسی نیست؛ بدیهی و حقوقی است. وقتی گفته میشود هر فعالیت «فراگیر» در یوتیوب یا اینستاگرام نیازمند مجوز است، در واقع اصل بر ممنوعیت گذاشته شده و آزادی بیان به امتیازی تبدیل میشود که باید از نهاد بالادست دریافت کرد. یعنی شهروند، پیش از آنکه متهم شود، باید بیگناهی خود را ثابت کند و اجازه بگیرد تا حرف بزند. این منطق، نه با روح آزادی بیان سازگار است و نه با واقعیت اقتصاد دیجیتال. صداوسیما سالهاست رسانهای انحصاری با بودجه عمومی است. حال اگر همین مجموعه یا نهادهای وابسته به آن، مرجع صدور مجوز برای تولیدکنندگان مستقل آنلاین شوند، تعارض منافع چگونه توجیه میشود؟ نهادی که خود تولیدکننده و پخشکننده محتواست، چگونه میتواند درباره رقبای بالقوهاش بیطرفانه تصمیم بگیرد؟ این وضعیت بیش از آنکه تنظیمگری باشد، تثبیت انحصار است. از واژه «حمایت» بسیار استفاده میشود؛ حمایت از فرهنگ، حمایت از هنرمند، حمایت از امنیت روانی. اما تجربه نشان داده هرجا این واژهها پررنگ شدهاند، در عمل نتیجهاش افزایش نظارت، فشار و خودسانسوری بوده است. حمایت واقعی یعنی بازکردن مسیر، نه بستن آن. یعنی…
…کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال، میان جنگ و دیپلماسی. در مورد ترامپ، این شیوه بیان با سبک شخصیتی و سیاسی او نیز همخوان است. او در بسیاری از موارد، سیاست خارجی را به مثابه یک معامله بزرگ میبیند جایی که حفظ اهرم فشار تا لحظه آخر اهمیت دارد. جمله «خواهیم دید چه خواهد شد» دقیقاً چنین اهرمی است. این جمله میتواند همزمان تهدید باشد و دعوت به مذاکره؛ هم نشانه آمادگی برای تشدید تنش و هم علامت باز بودن مسیر توافق و دوگانگی ذاتی آن، امکان مانور را افزایش میدهد. اما مخاطب چنین جملهای فقط ایران نیست. در سیاست بینالملل، هر پیام چندلایه است. متحدان منطقهای آمریکا، از جمله اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس این جمله را به مثابه نشانهای از جدیت واشنگتن در مهار ایران میخوانند. در داخل آمریکا، پایگاه سیاسی ترامپ آن را نشانه قاطعیت میداند، در حالی که مخالفانش نمیتوانند او را به اعلام جنگ متهم کنند. حتی اروپا نیز این پیام را به عنوان علامتی از ادامه سیاست فشار اما بدون بستن کامل درهای دیپلماسی تفسیر میکند. بنابراین یک…
…اما احتمالا تمایلی جدی نیز بر عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی دارند.نکته بعدی اینکه اگر عادیسازی روابط نیز صورت نگیرد، سعودیها در خفا بدنبال ایجاد روابط اقتصادی و تجاری با رژیم صهیونیستی نیز خواهند رفت. روابط نزدیک بن سلمان با ترامپ موجب گردیده تا چشم سعودیها به روابط اقتصادی و تجاری با اسرائیل باشد. اختلافات بین طرفین در زمینه فروش جنگندههای اف ۳۵ آمریکا به سعودیها و این دست از موضوعات گرچه جدی است اما ترامپ بدنبال حل اختلافات بین ریاض و تلآویو است تا بتواند پیمان صلح ابراهیم در منطقه را همچنان زنده نگاه دارد. از سویی دیگر نیز ماجرای اپستین و باز شدن پای بن سلمان در این پرونده همچنین استفاده از پرده مقدس کعبه در خانه اپستین به عنوان فرش، همگی احتمالا فشار لابیهای یهودی را به عربستان سعودی افزایش داده است و این دیدار فیصل بن فرحان وزیر خارجه سعودی با یک یهودی نیز همه موضوعات را قوت میبخشد.بنابراین سعودی ها منطق مناسبی را دنبال نمیکنند و این موضوع میتواند در آینده گسترش اعتراضات در داخل عربستان را به سیاستهای دوسویه شاهزادگان سعودی سوق دهد و نقش بازیگری سعودیها که از آن سخن می گویند به مخاطره بیفتد و معادلات را تغییر دهد.
…اما وی اعتراض کرد. وقتی متوجه شدم که موقعیت آنلاینش را برای یکی از دوستانش ارسال کرده عصبانی شدم و گوشی را از دستش گرفتم. بعد با هم دعوایمان شد من با چاقویی که به همراه داشتم ضربهای به گردنش زدم که از حال رفت وقتی او را در آن وضعیت دیدم خودم ترسیده بودم، خودرو را به کنار رودخانه بردم و در را باز کردم که جسد بیرون افتاد.» متهم در حالی چنین ادعایی دارد که پزشکی قانونی ایراد چند ضربه را به دختر جوان تأیید کرده است.وی درباره طلاها و گوشی آیفون ملیکا که سرقت شده نیز گفت: «قصد من سرقت گوشی یا وسایل ملیکا نبود. گوشی و وسایل را داخل کانال آب انداختم. خیلی حالم بد بود بیهدف در جاده حرکت میکردم که متوجه شدم نزدیک قم هستم همانطور به مسیرم ادامه دادم تا اینکه به کاشان رسیدم.»متهم درباره خودزنی و جراحت روی دستش نیز گفت: «حالم واقعاً خوب نبود. خودرو را در همان صحنه جنایت شستم تا خونها پاک شود. اما باز هم رد خون داخل خودروام بود. برای همین اقدام به خودزنی کردم که نشان بدهم خون خودم داخل خودرو ریخته است البته عذاب وجدان هم داشتم.»وی در پاسخ به این…
محمدرضا بهرامن، نائبرئیس اتاق ایران، در بخشی از اظهارات خود بر چند محور تأکید کرده است که در جای خود جای شگفتی دارد؛ اهمیت پرداختن به این تحلیلها از آنجایی است که ظاهراً این تحلیل، طرفدارانی در کشور پیدا کرده و باعث انحراف از واقعیتها و ساخت یک تصویر انتزاعی از فضای روابط بینالملل میشود. اینکه ایران جنگطلب نیست، مذاکره باید بر مبنای منافع متقابل انجام شود، سیاستگذاریها لازم است با ملاحظات اقتصادی هماهنگ باشند و در نهایت توسعهی تجارت میتواند به کاهش تنشها کمک کند. این دیدگاهها بر نقش تعامل اقتصادی و گفتوگو در مدیریت روابط خارجی تأکید دارند و بر این فرض استوارند که گسترش مبادلات تجاری میتواند جایگزینی برای تقابلهای پرهزینه باشد.این اظهارات، به عنوان تبیین یک رویکرد مبتنی بر تعامل و عملگرایی قابل طرح است. در این چارچوب، بر نقش تجارت بهعنوان یکی از ابزارهای کاهش تنش تأکید میشود؛ مفهومی که در برخی نظریههای اقتصادی و روابط بینالملل، از جمله رویکردهای لیبرال، مطرح شده است. تأکید بر مذاکره با محوریت منافع متقابل نیز در این دیدگاه جای دارد و با شرایطی که اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریمها و تحولات منطقهای قرار گرفته، پیوند میخورد. همچنین اشاره به نقش کشورهای همسایه، بیانگر توجه به اهمیت همکاریهای…
به گزارش صبح ساحل، با وجود صدور مجوز حضور هواداران در ورزشگاهها برای دو دیدار این هفته لیگ برتر (دیدار مس رفسنجان – استقلال خوزستان و چادرملو – پیکان)، انتظار میرفت این مجوز برای دیدار ملوان و پرسپولیس نیز صادر شود، اما این مسابقه در نهایت بدون حضور تماشاگر در ورزشگاه سیروس قایقران انزلی برگزار خواهد شد.بر اساس اعلام منابع مطلع، هرچند سازمان لیگ آمادگی لازم برای برگزاری این مسابقه با حضور هواداران را داشت، اما به دلیل عدم فراهم بودن زیرساختهای لازم از سوی باشگاه ملوان، چنین امکانی فراهم نشد.طبق مصوبه شورای تأمین، سامانه بلیتفروشی باشگاهها باید بهصورت متمرکز به سامانه اداره ثبت و سازمان لیگ متصل بوده و امکان ارائه گزارشهای آنلاین بلیتفروشی به مراجع ذیربط را داشته باشد.سامانه بلیتفروشی باشگاه ملوان تاکنون در این زمینه بهروزرسانی نشده و قابلیتهای مورد نظر را ندارد و به همین دلیل، این دیدار بدون حضور تماشاگران برگزار میشود. بر این اساس، ملوانیها در این مسابقه خانگی از حمایت هواداران خود محروم خواهند بود.
…را به یک نقطه کانونی در شبکه پیچیده جهانیشدن تبدیل کرده است. هرگونه بحران در این منطقه میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی از افزایش تورم گرفته تا رکود را در کشورهای دور و نزدیک ایجاد کند.در مواجهه با این حساسیت فوقالعاده، جامعه بینالمللی و کشورهای ذینفع همواره به دنبال راهکارهایی برای کاهش ریسکهای مرتبط با تنگه هرمز بودهاند.سرمایهگذاری در توسعه خطوط لوله جایگزین (مانند خط لوله شرق-غرب عربستان یا خط لوله کوره-جیهان ترکیه)، گسترش ظرفیت پالایشگاهی در کشورهای تولیدکننده، تنوع بخشیدن به سبد منابع انرژی وارداتی و توسعه فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله این راهبردها هستند. با وجود این، ظرفیت این پروژهها برای جایگزینی کامل حجم عظیم نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز در کوتاهمدت و حتی میانمدت محدود است.بنابراین، این آبراه همچنان برای دهههای آینده در کانون معادلات انرژی و امنیت بینالمللی باقی خواهد ماند. در نگاهی کلی، تنگه هرمز تنها یک عارضه جغرافیایی نیست، بلکه یک نماد و یک واقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک است. این تنگه محل تلاقی منافع اقتصادی کلان، امنیت ملی کشورها، قوانین بینالمللی و رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای است.اهمیت آن به قدری است که ثبات یا بیثباتی در آن، مستقیم بر رفاه، امنیت و آرامش جهانی تأثیر میگذارد…