جدید به قدیم
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
به نام خدای کودکانِ معصوممن، بتول حیدری هستم؛ مادر. مادری که دو پاره تنش، "هانی" و "حامد" را در نیمروز تلخِ نهم اسفندماه، در همان نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب، به آغوش خاک سپرد. امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه…
…اجتماعی قشم اشراف داشت، جایش را به مدیرعاملی داد که با الفبای مناسبات اجتماعی در جامعهای همچون قشم ناآشنا بود.مدیر شهریِ کلانشهری چون مشهد، در حالی بر کرسی پرطمطراق سازمان منطقه آزاد تجاری، صنعتی و گردشگری قشم تکیه زد که چشمانداز اقتصادی و تجاری و گردشگری جزیره تحت تاثیر شرایطی ناخواسته، در هالهای از ابهام فرو رفته بود.در حالی که در چنین مقطعی، قشم به مدیری توانمند و آشنا به جریانهای اقتصادی و صنعتی و گردشگری نیاز داشت، مدیری با عدم شناخت لازم از بسترهای اجتماعی و اقتصادی جزیره، ناخدای کشتی شد که لرزان بر موجهای دریا سوار بود، و او نه تنها این کشتی را به ساحل نرساند، با ناكارامدی، کشتی تجارت و اقتصاد جزیره را به گل نشاند. اکنون، با وجود ناآشنایی مدیرعامل فعلی با تجارت و صنعت در این اوضاع اقتصادی و تجاری کشور، بیم آن میرود که این کشتی به گل نشسته، دیر یا زود غرق شود.آنچه پیداست حكایت از این دارد كه برخی مدیران ارشد برای رزومهسازی به قشم میآیند و شناختی از جایگاه خطیر مدیرعاملی ندارند، از این رو انگیزهای برای خدمت به مردم در خود نمیبینند.در چنین اوضاع و احوالی که جامعه محلی اعم از بازرگانان، فعالان اقتصادی…
…که هستید صدا کنید و این دقیقاً همان چیزی است که جامعهی ایرانی را آزرده میکند.ایرانیان در طول تاریخ برای حفظ خاک سرخ رنگ جزیره هرمز و تعلق ابدی آن به سرزمین مادری، خون سرخ خود وجان شیرین خودرا فدا کرده اند. جنگی که در آن، هرمز توسط امامقلی خان از دست قدرتهای مهاجم اشغالگر بیرون آمد و نام و جایگاه آن دوباره به عنوان بخشی از اراده و توان ایران زنده شد. و این یک درس روشنی به ما میدهد که قدرت واقعی، با مقاومت و توان سرزمینی ساخته میشود و نه با تغییر نامها.اگر هرمز در تاریخ ما دوباره به ایران بازگردانده شد، یعنی این منطقه از آنِ تاریخ ایران است، نه از آنِ روایتهای تحمیلی.پس وقتی امروز عدهای بخواهند با یک تصمیم رسانهای، نام را تغییر دهند، در برابر یک حقیقت تاریخی میایستند. دنیا بداند که هر وقت پای خاک ایران وحدود وثغور آن در میان باشد همهی ایرانیان امامقلی خان هستند.تنگه هرمز، همیشه هرمز میماند همان طور که خلیج فارس تا ابد فارس میماند.چون هر دو ریشه دارند. سند دارند. تاریخ دارند و تاریخ،بلندتر از هر صدا و آرامتر از هر جدل، حقیقت خود را حفظ میکند.روزنامه صبح ساحل
صبح امروز، 8 اردیبهشت ماه 1405 به مناسبت گرامیداشت هفته کار و کارگر و یادمان شهدای شجره طیبه میناب و شهدای لامرد با حضور مدیرکل اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاون سیاسی استاندار هرمزگان و جمعی از مسئولان استانی در سالن ورزشی کارگران بندرعباس برگزار شد.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همزمان با روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت) در جریان سفر به استان هرمزگان و حضور در جزیره هرمز، با اهدای گل به مقام شامخ شهدای این پهنه آبی ادای احترام کرد.به گزارش صبح ساحل، وزیر ارشاد که برای شرکت در اختتامیه شانزدهمین جشنواره بینالمللی روز ملی خلیج فارس به جنوب کشور سفر کرده است، پیش از آغاز برنامههای اصلی، در گلزار شهدای جزیره هرمز حضور یافت و با نثار گل، یاد و خاطره شهدای این منطقه را گرامی داشت.مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره، عصر امروز (۱۰ اردیبهشت) در شهرستان میناب برگزار خواهد شد. افطاری ساده، رزمایش فرهنگی هنرمندان، تجلیل از چهرههای تأثیرگذار حوزه خلیج فارس، اجرای زنده ۱۶۸ اثر نقاشی و خوشنویسی و همچنین رژه قایقهای صیادی با پرچمهای سهرنگ، از جمله رویدادهای جانبی این جشنواره است.وزیر ارشاد همچنین در برنامههای جداگانهای از گلزار شهدای میناب بازدید و با چند خانواده شهید مدرسه «شجره طیبه» دیدار خواهد کرد. همزمان با این مراسم، نمایشگاه پوستر، تئاتر خیابانی و هنرهای محیطی در سواحل خلیج فارس برپا میشود.
برای فهم جایگاه امروز خلیج فارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب…
در راستای ارتقای خدمات درمانی و کاهش نیاز بیماران به سفر به سایر استانها، دو مرکز حیاتی «همودیالیز» و «شیمیدرمانی سرپایی و پیوند ساحل خلیج فارس» در بیمارستان فوقتخصصی کودکان بندرعباس با اعتبار 200 میلیارد تومان افتتاح شد. این پروژه با مشارکت دولت، خیرین و بخش خصوصی به بهرهبرداری رسید. محمد آشوری، استاندار هرمزگان، در این مراسم با تأکید بر اهمیت مشارکت مردمی و حکمرانی مطلوب، از تلاشها برای رفع کمبود زیرساختهای سلامت خبر داد و همچنین از احداث «همراهسراهای بیمارستانی» در آینده نزدیک سخن گفت. احمد مرادی، نماینده مردم هرمزگان، نیز بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیت اقتصادی استان، بهویژه پالایشگاههای نفت، در توسعه خدمات بهداشت و درمان تأکید کرد. از سوی دیگر، دکتر پژمان شاهرخی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، ضمن ارائه جزئیات فنی، از تأمین 100 دستگاه دیالیز جدید برای استان خبر داد. وی همچنین اعلام کرد که بخش شیمیدرمانی کودکان با 12 تخت فعال شده و در طبقه فوقانی، امکان راهاندازی بخش پیوند مغز استخوان فراهم خواهد شد. علاوه بر این، توسعه زیرساختهای روانپزشکی و احداث بیمارستان 100 تختخوابی روانپزشکی در بندرعباس از دیگر برنامههای در دستور کار این دانشگاه است.
به گزارش صبح ساحل، نقش محمدباقر قالیباف در مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، نه تنها هیچ ارتباط و سنخیتی با جایگاه حقوقی او، یعنی ریاست مجلس شورای اسلامی ندارد؛ بلکه حتی به تحلیل برخی، او در مذاکرات پاکستان «نماینده ویژه» هم نیست، بلکه «تصمیمساز» در موضوع مذاکرات است. یعنی عملاً تصمیمگیری در این حوزه به او تفویض شده است. مسیری که او در دوران سیاسی پس از حضورش در میان فرماندهان جنگ هشت سال دفاع مقدس طی کرد، مسیر پر فراز و نشیبی بود. او در طی این سالها در هیچ یک از جناحبندیهای مرسوم قرار نگرفت؛ نه به جناح رادیکال اصولگرایان تعلق داشت، نه به راستهای سنتی و نه اصلاحطلبان و چپهای سابق. شاید همین عدم پایگاه مشخصی که قالیباف از دل آن برآمده باشد، باعث شد تا در چهار انتخابات ریاستجمهوری، ناکام بماند.یک فرمانده جوان و یک دیپلمات باتجربهبسیاری، شرایط فعلی جنگ را به جنگ تحمیلی هشتساله، تشبیه میکنند. به این معنا که اگر ایران پس از فتح خرمشهر، یا حداکثر تصرف شهر کلیدی فاو، صلح را میپذیرفت نه تنها در موقعیت قدرتمندتری بود که از هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیشگیری میکرد؛ یعنی در میانه سالهای ۶۱ تا ۶۴، امکان پایان جنگ در شرایطی وجود…
شاید در آن موقعیت نتوانستم برای تسلای خاطر محزون آن پدر؛ گل التیام صبری در قلب ایشان بنشانم و این قلم را مدیون میدانم که برای درد این خانواده، عباراتی هر چند کوتاه به سوگ نگارش نکند. ماکان عزیز؛ چقدر زود بود برای جاویدالاثر شدن! وقتی دامگه عاشقی پهن میکند و کبوتر بچگانی معصومانه؛ خاص خدا میشوند وخدا آنها را برای خود صید میکند. بله برخی از جانها را خدا مشتری میشود و برای بندگان مقرب خود، جام بلا بیشتر میدهد. همه مادران و پدران، پهنهی قبری از عزیزانشان برای گذاشتن انبان ملالهای خود بر زمین تسکین دارند، ولی تو کجایی عزیز بابا! این رایحهی خوش از نام تو در مجالس وزیدن گرفته است. این نبودن، چه فریادی برای ماندگاری و بودن تو در دلها و ذهنها نقش زده است. مگر یک پدر از پسر چه میخواهد؛ یه کاری کن باعث افتخار بابا بشی! و تو خیلی زود به قولت عمل کردی. این چشمها یعقوبوار در فراق این یوسف گمشده خواهند گریست! آن سخنران در آن مجلس گفت که حتما این کودکان در آن لحظه دلهرهآور و ترسناک بمباران مدرسه؛ پدران و مادران خود را صدا زدند و من میگویم آن گلها همه آمدند و برگشتند پیش خانواده؛ هر…