جدید به قدیم
فرمانداری که باید صدای مطالبات عمومی باشد، امروز به چهرهای کمرنگ و ناملموس تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان حتی یک حضور میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم…
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…
…به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان تغییر معاون اقتصادی از ابتدای روی کار آمدنشان چنین دشوار است؟ شما که مدام از بانک نیرویهای کارآمد و متخصص استان هرمزگان برای پستهای ملی میگویید این ظرفیتها را در استان نادیده میگیرید که ناگزیر به سپردن چندین مسئولیت به یک فرد شدهاید. تکرار چهرهها در پستهای متعدد، نهتنها فرصت رشد را از دیگران سلب میکند، بلکه انگیزه را در میان نیروهای توانمند کاهش میدهد. پرواضح است که میدانید طبق قانون مدیریت خدمات کشوری اشخاص نمیتوانند همزمان چند پست سازمانی دولتی را بر عهده بگیرند مگر در موارد استثنا و با پنهان شدن در پسِ عنوان «سرپرست». معاونت امور اقتصادی استانداری جایگاهی کلیدی در هدایت سیاستهای کلان اقتصادی استان، جذب سرمایهگذاری، مدیریت بحرانهای اقتصادی، حمایت از تولید و تنظیم روابط میان بخش خصوصی و حاکمیت است. این سمت، نیازمند نگاه راهبردی، شناخت عمیق از ساختارهای اقتصادی و تعامل مستمر با فعالان اقتصادی است. در مقابل، مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حوزهای کاملاً تخصصی با رویکردی فرهنگی هویتی است که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار…
…اقتصادی میهن است. اما وقتی ادارات ـ که باید ستون خدمات عمومی باشند ـ نیمهفعالاند، چگونه میتوان از بخش خصوصی انتظار داشت اقتصاد را زنده نگه دارد؟ بخش خصوصی بدون صدور مجوز، بدون طی شدن مراحل اداری، بدون تأییدیهها و مدارک، بدون خدمات دولتی نمیتواند فعالیت کند. وقتی این چرخه مختل شود، اقتصاد نیز مختل میشود. و این دقیقاً همان اتفاقی است که امروز در هرمزگان و بسیاری از استانها رخ میدهد. امروز مردم معطلاند؛ فردا کشور معطل خواهد شدپیش از این هم بوروکراسی اداری یکی از نقاط ضعف بزرگ کشور بود. سیستم اداری نه سریع بود، نه چابک، نه پاسخگو. اکنون اما همین سیستم، با نصف نیروی نصفهحاضر، دوچندان ناکارآمد شده است. مردم ساعتها پشت در اتاقهایی انتظار میکشند که مسئولانش حضور ندارند. پروندهها نیمهتمام میمانند، امضاها عقب میافتند، پیگیریها از روزی به روز دیگر منتقل میشود. این یادداشت برای سرزنش کارمندان دولت که خود نیز قربانی همین سیستم اقتصادی هستند، نوشته نشده، بلکه برای هشدار درباره روندی است که اگر ادامه یابد، به «ابر بحران» تبدیل خواهد شد. بحرانی که ریشهاش نه فقط اقتصادی، بلکه ناشی از رابطه دشوار مردم با ادارات است. هرچه این رابطه پرتنشتر شود، اعتماد عمومی کمتر و کارآمدی کمتر خواهد شد. راهحل ساده…
سازمان ملل متحد در عرصه روابط بینالملل نمادی برجسته از تلاش مشترک ملتها برای ایجاد نظمی مبتنی بر همکاری، گفتوگو و احترام متقابل به شمار میآید. این سازمان که در پی تجربههای تلخ منازعات جهانی و ویرانیهای گسترده شکل گرفت، تنها یک نهاد بینالدولی نیست، بلکه بازتابی از آرمان جمعی بشریت برای دستیابی به صلحی پایدار و عادلانه است. در واقع، سازمان ملل متحد بستری فراهم کرده است تا دولتها بتوانند اختلافات خود را در چارچوب قواعد حقوق بینالملل و از طریق سازوکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند و به جای تقابل، مسیر تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از…
…تاکید بر اینکه روابط عمومی باید از حاشیه به متن بیاید، اظهار کرد: «هدف بنده در انجمن روابط عمومی هرمزگان شناسایی ظرفیتهایروابط عمومی در استان، آموزش و توانمندسازی جامعه فعال این حوزه است لذا در این راستا مهمترین برنامههای انجمن در سال پیشرو، راهاندازی دورههای آموزشی کاربردی و متناسب با نیازهای روز است. این دورهها با محوریت مهارتهایی مانند مدیریت بحران، تولید محتوای حرفهای، سواد رسانهای و بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال برگزار خواهد شد».رئیس انجمن روابط عمومی استان هرمزگان با تاکید بر لزوم بهروزرسانی دانش فعالان این حوزه افزود: «با توجه به تغییرات سریع در فضای رسانه و ارتباطات، آموزش مستمر یک ضرورت است. تلاش داریم با همکاری اساتید مجرب و بهرهگیری از تجربیات عملی، دورههایی برگزار کنیم که خروجی آن ارتقای واقعی توانمندی اعضا باشد». گسترش شبکه اعضا روابط عمومی استاناحمدی همچنین به برنامه افزایش اعضای انجمن روابط عمومی اشاره کرد و گفت:«گسترش بدنه انجمن در هرمزگان اولویت دیگر ما در سال جاری است. در نظر داریم با افزایش اعضا، فعالیت انجمن را گسترده و تخصصیتر پیش ببریم چرا که با تقویت شبکه ارتباطی و همافزایی میان متخصصان است که میتواند به ارتقای جایگاه روابط عمومی در استان کمک کند».رئیس انجمن روابط عمومی هرمزگان خاطرنشان کرد…
…اما وقتی ادارات ـ که باید ستون خدمات عمومی باشند ـ نیمهفعالاند، چگونه میتوان از بخش خصوصی انتظار داشت اقتصاد را زنده نگه دارد؟بخش خصوصی بدون صدور مجوز، بدون طی شدن مراحل اداری، بدون تأییدیهها و مدارک، بدون خدمات دولتی نمیتواند فعالیت کند. وقتی این چرخه مختل شود، اقتصاد نیز مختل میشود. و این دقیقاً همان اتفاقی است که امروز در هرمزگان و بسیاری از استانها رخ میدهد.امروز مردم معطلاند؛ فردا کشور معطل خواهد شدپیش از این هم بوروکراسی اداری یکی از نقاط ضعف بزرگ کشور بود. سیستم اداری نه سریع بود، نه چابک، نه پاسخگو. اکنون اما همین سیستم، با نصف نیروی نصفهحاضر، دوچندان ناکارآمد شده است. مردم ساعتها پشت در اتاقهایی انتظار میکشند که مسئولانش حضور ندارند. پروندهها نیمهتمام میمانند، امضاها عقب میافتند، پیگیریها از یک روز به روز دیگر منتقل میشود.این یادداشت برای سرزنش کارمندان دولت که خود نیز قربانی همین سیستم اقتصادی هستند، نوشته نشده، بلکه برای هشدار درباره روندی است که اگر ادامه یابد، به «ابر بحران» تبدیل خواهد شد. بحرانی که ریشهاش نه فقط اقتصادی، بلکه ناشی از رابطه دشوار مردم با ادارات است. هرچه این رابطه پرتنشتر شود، اعتماد عمومی کمتر و کارآمدی کمتر خواهد شد.راهحل ساده اما ضروری…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…نام و یاد آن عزیزان، علاوه بر سنگ قبرها در خاطرات همکارانشان، در دل همسران و فرزندانشان و در وجدان بیدار مردم این دیار حک شد.امروز، به یاد آن روز وآن عزیزان دست به سینه برپا میایستیم، سکوت میکنیم و با تمام وجود به روح پاک درگذشتگان این سانحه درود میفرستیم. برای دستهایی که در سکوتِ دریا جا ماند، اما رزق حلالشان تا همیشه زبانزد عام وخاص خواهد بود.در کنار یاد عزیزان از دست رفته، نباید فراموش کنیم که بازماندگان این حادثه، همچنان با آثار روحی، روانی و معیشتی آن دست و پنجه نرم میکنند. همسرانی که بار زندگی را به تنهایی بر دوش میکشند، فرزندانی که جای خالی پدر و مادر را هر روز در خانه، مدرسه و آینده خود احساس میکنند و پدر و مادرانی که هنوز چشم بهراه فرزندی هستند که دیگر بازنمیگردد.سالروز این حادثه دردناک تذکری است به همه ما که حمایت از بازماندگان، یک احساس گذرا نیست، یک مسئولیت دائمی است. رسیدگی به وضعیت معیشتی، درمانی و روحی خانوادهها و ثبت شهادت جانباختگان حادثه شهید رجایی باید در دستور کار جدی نهادهای مسئول قرار گیرد. هر بار که نام حادثه اسکله شهید رجایی را میآوریم، باید یادمان باشد که پشت این نام…