جدید به قدیم
بحران یا ساختار؟برای فهم شخصیت اجتماعی نسل بحران، ابتدا باید بحران را نه حادثهای استثنایی، بلکه ساختاری تکرارشونده در نظر گرفت. جامعه شناسانی چون زیگمونت باومن با مفهوم "مدرنیته سیال" نشان دادند که چگونه ثبات نهادها، روابط و هویتها در جهان معاصر تضعیف شده است. در چنین وضعیتی، شغل مادامالعمر جای خود را به قراردادهای کوتاه مدت میدهد، پیوندهای اجتماعی شکننده میشوند و حتی هویت فردی به پروژهای دائما در حال بازنویسی تبدیل میشود. اگر این سیالیت با بحرانهای اقتصادی، سیاسی یا زیست محیطی پیدرپی همراه شود، نتیجه چیزی فراتر از تغییر سبک زندگی است و ما با دگرگونی در ادراک زمان مواجه میشویم. در شرایط ثبات نسبی، آینده عرصه تحقق آرزوهاست اما در شرایط بیثبات، آینده بیشتر محل بالقوه تهدیدهاست. اینجا به جایی، بر ساختار تصمیمگیری اثر میگذارد. سرمایهگذاریهای بلندمدت کاهش مییابد، تعهدهای عاطفی با احتیاط بیشتری شکل میگیرند و تمایل به مهاجرت یا تغییر مداوم مسیر شغلی افزایش مییابد. به تعبیر اولریش بک در نظریه جامعه ریسک، انسان مدرن بیش از آنکه با توزیع ثروت درگیر باشد، با توزیع ریسک مواجه است. وقتی ریسک به تجربه روزمره بدل میشود، افراد یاد میگیرند که همواره سناریوهای بدبینانه را در ذهن فعال نگه دارند. این وضعیت، نوعی عقلانیت تدافعی…
به گزارش صبح ساحل، عباس حیدری یار گفت: امروز فامیل ما، شاهدان زنده نسل کشی صهیونی آمریکایی در بزرگترین جنایت تاریخ علیه کودکان هستند.این فرد با همه ۳۴ دانش آموز شهید، خویشاوند است و میگوید، همه فامیل او، از خانواده دایی و عمو و عمه تا همسر برادر عروسها و دامادهای این فامیل، کودکی را از دست داده و سوگوار شدهاند.دستکم از دو خانواده دیگر هم، پس از حمله وحشیانه صهیونی آمریکایی به دبستان شجره طیبه این شهر فقط یک تن باقی ماندهاند.آقای ذاکری خواهان، سرپرست یکی از این خانوادههای شهید است، همسروی، معاون مدرسه شجره طیبه بود و تنها دخترش نیز در کلاس اول همان دبستان، درس میخواند که حالا با شهادت هر دو، تنها مانده است.بتول حیدری، مادر شهیدان هانی و حامد پری تقی نژاد نیز سوگوار هر دو فرزندش است.پیکر سه تن از شهدای دانش آموز بر اثر شدت انفجار موشک صهیونی آمریکایی یافت نشد.از ۳۶ معلم دبستان شجره طیبه میناب ۲۶ نفر از آنان در حمله وحشیانه نهم اسفند شهید شدند.بیشتر دانش آموزان و معلمان شهید هم از دختران و بانوان هرمزگانی هستند.
به گزارش صبح ساحل، جنگ و عملیات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اولین ساعات، منجر به جان باختن حدود ۱۷۰ کودک بی گناه شد و بار دیگر جنایتکار بودن این دو رژیم را به جهانیان ثابت کرد.این تجاوزات وحشیانه همچنین بسیاری از خانواده ها را مجبور به ترک شهر و خانه هایشان کرد و بسیاری از زنان و کودکان را در شرایط اضطراری قرار داد. در میان گروه های آسیب پذیر در شرایط بحران، اطفال زیر ۲ سال به دلیل شرایط فیزیکی و آسیب پذیریِ بیشتر، نیاز به مراقبت های خاص و بیش از پیش دارند تا بتوان آسیب های شرایط اضطراری بر آنها را به حداقل رساند.ترک خانه و تغییر شرایط از حالت عادی و امن به وضعیت اضطراری می تواند نحوه رسیدگی جدی به کودکان را هم تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین از قبل باید بدانید که وقتی در شرایط اضطراری، کودکی به همراه دارید چه باید بکنید، چگونه تغذیه او را برنامه ریزی کنید و کودک را ایمن نگه دارید؟اولین نکتهای که باید به خاطر داشته باشید این است نوزادانی که از شیر مادر تغذیه میکنند باید به دریافت شیر مادر ادامه دهند. شرایط استرسزا بر تولید شیر تأثیر نمیگذارد. کیفیت…
یک مدرسه دخترانه در میناب هدف حمله قرار گرفت. نه یک حمله معمولی، که بمبارانی وحشیانه که بیش از ۱۶۰ کودک را به خاک و خون کشید. بیایید یک لحظه چشمهایمان را ببندیم و تصور کنیم: صدای خنده و بازی، یک آن تبدیل به جیغ و فریاد میشود. کیف و کتابهای مشق، زیر آوار میمانند. مادرهایی که صبح، دخترهایشان را با لبخند بدرقه کردهاند، عصر باید به دنبال تکههای پیکرشان در میان خرابهها بگردند. این یک تراژدی انسانی است. سوال اینجاست که چرا در رسانههای جهانی و در حقوق بینالملل جان یک کودک در میناب، باید ارزشی کمتر از یک کودک در پاریس یا لندن داشته باشد؟ چرا مرگ ۱۵۰ دختر بچه، آنچنان که باید، وجدان جهانی را تکان نمیدهد؟ در دنیایی که دم از حقوق بشر میزند، چرا بمباران یک مدرسه، به ویژه در این نقطه از جهان، با سکوت یا کم توجهی رسانههای بزرگ روبرو میشود؟ شاید تلخترین بخش این ماجرا، همین بیصدایی باشد بیصدایی که فریاد مادران مینابی را در هیاهوی معادلات سیاسی جهان گم کرده است. کودککشیبیایید صادق باشیم. وقتی نام "حمله نظامی" را میشنویم، ناخودآگاه در ذهنمان پای سربازها، پادگانها و مناطق جنگی در میان است. اما اینجا یک مدرسه بود. جایی که پر از…
کودکی که در کلاس تمرکز ندارد، ممکن است شب گذشته دیر خوابیده باشد. کمبود خواب، حتی به اندازه یک ساعت، میتواند توجه و حافظه فعال را به شکل محسوسی کاهش دهد. گاهی هم موضوع به تغذیه برمیگردد.صبحانه ناکافی یا مصرف زیاد خوراکیهای قندی، نوسان انرژی و افت تمرکز را به دنبال دارد. اما همه ماجرا جسمی نیست. بعضی کودکان وقتی دچار اضطراب پنهان هستند - نگرانی از امتحان، ترس از اشتباه کردن یا حتی تنشهای خانوادگی - به ظاهر بیحوصله میشوند. ذهن مضطرب، توان درگیر شدن با یادگیری را ندارد. در چنین شرایطی، سرزنش یا مقایسه با همکلاسیها تنها اوضاع را بدتر میکند. عامل دیگر، عادت به محرکهای سریع و پیدرپی است. کودکانی که بخش زیادی از وقت خود را با بازیهای دیجیتال یا ویدئوهای کوتاه میگذرانند، به ریتم تند و پاداش فوری عادت میکنند. کلاس درس با ساختار آرامتر و نیاز به صبر و تداوم، برایشان کسلکننده به نظر میرسد. اینجا مسئله «کمهوشی» یا «تنبلی» نیست؛ مسئله تفاوت سرعت محرکهاست.از سوی دیگر، گاهی بیحوصلگی نشانه نیاز به چالش بیشتر است. کودکی که باهوش است و مطالب را سریعتر از بقیه یاد میگیرد، اگر تکلیف یا پرسشی متناسب با سطحش دریافت نکند، به تدریج بیانگیزه میشود. در این موارد، تنوعبخشی…
…با وجود آگاهی از این شرایط اقتصادی، چرا ما را به دنیا آوردید؟» این پرسش، بیش از آنکه نشانه بیمیلی به فرزند باشد، بیانگر دغدغهای اخلاقی است.دغدغهی تأمین آیندهای آبرومند و باکیفیت برای نسلی که قرار است بار فردای این سرزمین را بر دوش بکشد. واقعیت آن است که سیاستهای جمعیتی، اگر از بستر اقتصادی جدا شوند، به نتیجهی مطلوب نخواهند رسید. تشویق به فرزندآوری بدون مهار تورم، بدون ایجاد اشتغال پایدار، بدون ساماندهی بازار مسکن و بدون حمایت مؤثر از خانوادهها، بیشتر به یک تناقض میماند تا یک راهبرد ملی. خانوادهای که از تأمین پوشک، شیرخشک یا هزینه درمان کودک خود نگران است، چگونه میتواند به داشتن فرزند دوم یا سوم بیندیشد؟ اگر نگران پیر شدن جمعیت هستیم، باید پیش از هر چیز نگران جوان ماندن امید در دل جوانان باشیم. امیدی که با ثبات اقتصادی، عدالت اجتماعی و چشماندازی روشن از آینده شکل میگیرد. ایجاد تسهیلات واقعی برای ازدواج، حمایت هدفمند از مادران و پدران شاغل، تضمین امنیت شغلی و کنترل تورم، پیششرطهای هر سیاست موفق جمعیتی است. جامعهای که در آن جوانان از ترس ناتوانی مالی، ازدواج را به تعویق میاندازند و زوجها از بیم آیندهی مبهم، از فرزندآوری صرفنظر میکنند، نیازمند بازنگری جدی در اولویتهای…
به گزارش صبح ساحل، یعقوب اندایش، معاون رفاه وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تاکید کرد: اعتبار این کالابرگ به حساب مادر کودک واریز میشود و مادران میتوانند از آن برای خرید ۱۶ قلم کالای مشمول استفاده کنند؛ این اقلام شامل کالاهای مورد نیاز کودک بوده و امکان خرید آنها از طریق شبکه فروشگاهی طرف قرارداد فراهم خواهد شد.وی اظهار کرد: این طرح در حال تکمیل و بهروزرسانی است تا کنترل قیمتی بر برخی اقلام، بهویژه پوشاک کودک، اعمال شود. در همین راستا، فروشگاههای اینترنتی نیز وارد این طرح خواهند شد تا امکان دسترسی آسانتر خانوادهها به کالاهای مورد نیاز فراهم شود و والدین بتوانند با سهولت بیشتری خرید خود را انجام دهند.معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اضافه کرد: در چارچوب این طرح، تلاش میشود تخصیص کالاهایی مانند شیر خشک و سایر اقلام ضروری کودک بهگونهای انجام شود که خانوادهها با افزایش قیمتهای ناگهانی و نامتعارف مواجه نشوند و ثبات نسبی قیمتها حفظ شود.بنا بر توضیح وی طرح کارت امید مادر بهعنوان یکی از برنامههای حمایتی دولت، با هدف حمایت از خانوادهها در سالهای ابتدایی تولد فرزند، از ابتدای فروردین ۱۴۰۵ آغاز میشود و تمامی نوزادان متولدشده از این تاریخ را شامل خواهد شد.یک…
کودکان؛ از دارایی مولد تا سرمایه انسانی در اقتصادهای کشاورزی و صنعتی اولیه، کودک بخشی از ساختار تولید بود. او در مزرعه کار میکرد، در کارگاه مهارت میآموخت و در سالهای پیری، نوعی بیمه غیررسمی برای والدین محسوب میشد. رابطه والد و فرزند، ترکیبی از عاطفه و کارکرد اقتصادی بود. کودک، دارایی مولدی بود که هم به درآمد جاری کمک میکرد و هم امنیت آینده را تضمین میساخت. اما با گذار به اقتصاد مدرن، این منطق دگرگون شد. شهرنشینی، آموزش اجباری، قوانین کار و گسترش نظامهای بازنشستگی، نقش اقتصادی مستقیم کودک را کاهش داد. او دیگر نیروی کار نبود؛ به سرمایه انسانی بالقوه تبدیل شد. سرمایهای که نه در حال، بلکه در آینده بازده میدهد. در این چارچوب، هزینههای آموزش، سلامت، مهارتهای مکمل و حتی تفریح، نه خرج مصرفی، بلکه سرمایهگذاری بلندمدت تلقی میشوند. خانوادهها منابع مالی و زمانی خود را به امید افزایش «ارزش سرمایه انسانی» فرزند تخصیص میدهند. بازده این سرمایهگذاری الزاماً پول نقد نیست؛ بلکه منزلت اجتماعی، امنیت شغلی و رضایت شخصی در سالهای بعد است. از بیمه سالمندی تا پروژه معنا در طبقه متوسط شهری ایران، این تغییر بهروشنی دیده میشود؛ زمانی فرزند تکیهگاه اقتصادی سالهای پیری بود، امروز بیشتر به کانون هویت و معنا…
…صفهای طولانی، سهمیهبندی غیررسمی یا تمام شدن زودهنگام محصول، نشانههای همین وضعیتاند. در این حالت، هزینه زمانی و روانی به مصرفکننده تحمیل میشود؛ هزینهای که در برچسب قیمت دیده نمیشود اما واقعی است. اختلاف میان قیمت مصوب و قیمت مورد انتظار بازار نیز میتواند به شکلگیری معاملات غیررسمی منجر شود. وقتی مردم حاضرند برای دسترسی آسانتر یا کیفیت بهتر مبلغ بیشتری بپردازند، انگیزه دور زدن مقررات افزایش مییابد. این روند نهتنها شفافیت را کاهش میدهد، بلکه بیاعتمادی را در فضای اقتصادی تقویت میکند.نکته مهم دیگر، فشار نامتوازن بر کسبوکارهای کوچک است. واحدهای بزرگتر شاید بتوانند با مقیاس تولید بالا بخشی از هزینهها را مدیریت کنند، اما قنادیهای کوچک که با حاشیه سود محدود فعالیت میکنند، آسیبپذیرترند. قیمتگذاری دستوری میتواند بقای این واحدها را تهدید کند و در نهایت به کاهش رقابت در بازار بینجامد.در این میان، نباید فراموش کرد که گرانی زولبیا و بامیه، معلول تورم عمومی و افزایش هزینههای تولید است. اگر هدف حمایت از مصرفکننده است، سیاستهای مؤثرتر میتواند بر کاهش هزینه نهادهها، ثباتبخشی به اقتصاد کلان یا پرداخت یارانه هدفمند به اقشار کمدرآمد متمرکز شود. چنین راهکارهایی بهجای سرکوب قیمت، ریشههای گرانی را هدف قرار میدهد.بنابراین موضع انتقادی نسبت به قیمتگذاری دستوری به معنای…
به گزارش صبح ساحل، علیرضا رئیسی امروز در همایش روز جهانی غذا در وزارت بهداشت با اشاره به اینکه چاقی یک معضل جهانی است، اظهار کرد: چاقی در سطح کشور ما نیز خیلی زیاد شده است و در سطح جهان از هر 8 نفر یک نفر دچار چاقی است که علت آن کاهش شدید فعالیت بدنی است.وی تصریح کرد: تقریبا از هر سه نفر یک کودک در سنین مدرسه اضافه وزن دارد. موضوع چاقی به مسائل فرهنگی نیز ارتباط دارد برای مثال بسیاری از افراد دوست دارند فرزندانشان تپل باشند به همین دلیل باید پیشگیری از بیماریهای مزمن را از زمان کودکی آغاز کنیم. رئیسی خاطرنشان کرد: ایران جزو 10 کشور چاق دنیاست و رتبه دهم را در زمینه چاقی دارد و شیوع چاقی در استانهای کشور در بررسیای که از سال 1401 تا 1403 داشتهایم افزایش یافته است که با افزایش دیابت در ارتباط است. اکنون سن ابتلا به دیابت نوع 2 نیز در حال کاهش است و 15 سال کمتر شده است، یعنی نوجوانانی را نیز میبینیم که دچار دیابت نوع 2 میشوند.معاون بهداشت وزارت بهداشت درباره عوامل موثر بر افزایش وزن بیان کرد: بسیاری از داروهایی که در حوزه سلامت روان مصرف میشود باعث افزایش…