جدید به قدیم
… شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و خریدهای آنلاین فرصتهای جدیدی برای کلاهبرداری ایجاد کردهاند. جعل هویت، لینکهای جعلی، فروشهای صوری و فیشینگ راحتتر از قبل انجام میشود. مشکلات اقتصادی؛ تورم، بیکاری و فشار مالی باعث میشود بعضی افراد به دنبال راههای سریع پولدرآوردن بروند.از طرف دیگر، مردم هم ممکن است بیشتر فریب وعدههای سود بالا یا کمک فوری را بخورند. آگاهی حقوقی و رسانهای ناکافی؛ خیلیها روشهای جدید کلاهبرداری را نمیشناسند. ندانستن حقوق قانونی یا راههای پیگیری، کلاهبرداران را جسورتر میکند. پیچیدهتر شدن روشهای کلاهبرداری؛ کلاهبرداریها دیگر ساده نیستند.گاهی با ظاهر کاملاً قانونی، سایت حرفهای یا مدارک جعلی انجام میشوند. حتی افراد تحصیلکرده هم ممکن است فریب بخورند. ضعف نظارت یا اجرای قانون در برخی حوزهها؛ اگر کشف جرم سخت باشد یا مجازات بازدارندگی کافی نداشته باشد، احتمال تکرار جرم بالا میرود. اعتماد در فضای مجازی؛ اعتماد سریع به افراد ناشناس، تبلیغات اغراقآمیز یا توصیههای بدون منبع معتبر، زمینه سوءاستفاده را فراهم میکند. این در حالی است که رایجترین کلاهبرداریها شامل کلاهبرداریهای اینترنتی (فیشینگ) است؛ در این نوع کلاهبرداری، مجرمان سعی میکنند تا از طریق ایمیلها، پیامکها یا حتی تماسهای تلفنی، هویت یک سازمان معتبر (مثل بانکها یا وبسایتهای بزرگ) را جعل کنند و از شما اطلاعات حساس مثل رمزهای…
…نشانی https://request.sanjesh.org/ اقدام شود. بدیهی است درخواست های واصله بعد از تاریخ فوق قابل بررسی و پیگیری نخواهد بود.قانون رسیدگی به تخلفات و جرایم در آزمونهای سراسریماده ۵- تخلفات و جرایم در این قانون مشتمل بر موارد زیر است:الف- ارتکاب هرگونه عملی که موجب بینظمی در برگزاری آزمون شود یا همراه داشتن هر گونه وسیله غیرمجاز از قبیل وسایل ارتباط الکترونیکی و دستگاههای حافظهدار.ب- ارتکاب هرگونه عمل خلاف مقررات که آزمون متقاضی را از نظر علمی خدشهدار سازد از قبیل:۱- ارائه مدرک یا گواهی مجعول یا تصویر گواهی مجعول برای شرکت در آزمون.۲- تبانی با متقاضیان یا افراد خارج از حوزه امتحانی یا دستاندرکاران آزمون از قبیل عوامل اجرایی و طراحان سؤال برای تخلف در آزمون.۳- ثبتنام در آزمون با هویت مجعول یا شرکت در جلسه آزمون به جای متقاضی اصلی.ج- استفاده از هرگونه وسیله غیر مجاز از قبیل وسایل ارتباط الکترونیکی و دستگاههای حافظهدار.د- کمک به متقاضی خارج از ضوابط برگزاری آزمون برای پاسخ به سؤالات.ه- دسترسی غیر مجاز به اطلاعات مربوط به متقاضیان یا استفاده غیر مجاز از آنها.و- هرگونه تغییر غیر مجاز سؤالات، اوراق و پاسخنامههای متقاضیان یا سایر مدارک و…
…اینجا در عرصه حکمرانی، زمان نه میگذرد و نه میایستد؛ بلکه در سطح آب های خلیج فارس، معلق میماند. ریشه این تعلل و بلاتکلیفی احتمالا در اتاقهای عمارت سپید ساحلی بندرعباس همجوار پارک دولت است که در آنجا، تصمیمها گرفته نمیشوند بلکه معامله می شوند! در دایره همین مطالبه گری، انتقادات و انتظارات خود را با چند پرسش کلیدی از استاندار محترم، آغاز می کنم تا صریح و شفاف وارد اصل ماجرا شوم: جناب دکتر آشوری، آیا اگر مدیری حکم نداشته باشد، اصولاً میتواند تصمیم بگیرد؟ اگر تصمیمی گرفته نشود، آیا پیامدی هم خواهد داشت؟ به عنوان مثال برای اداره منسجم ستاد خدمات سفر، نباید از مهرماه اقدام به فعال سازی این تشکیلات کرد؟ یا شب عید هم می شود سفر را مدیریت بحران کرد؟ و اصلاً، اگر سفر مدیریت نشود، چه کسی هزینه آن را میپردازد: دولت مرکزی، دولت محلی، یا مردمی که بیصدا در صف خدماترسانی بلاتکلیف ایستادهاند! هرمزگان امروز، صحنه پرسشهایی است که ساده به نظر میرسند، اما پاسخ هایشان، بنیان حکمرانی را میلرزاند: چرا مهمترین نهاد متولی مدیریت سفر در استان، ماههاست بدون مدیر رسمی اداره میشود؟ از سوی دیگر، باید پرسید که چگونه منطقه آزادی همچون قشم که باید موتور توسعه باشد، در انتظار بدهبستانهای…
…طوفان، به سمت امواج نوین توسعه حرکت کند.سه) کشتی توسعه، نیازمند ناخدای جسور: این سؤال که آیا هرمزگان به ناخدای جسور و شجاعی نیاز دارد یا خیر، سوالی است که در دل طوفانهای اخیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این استان، بیشتر از هر زمان دیگری خود را نمایان کرده است. در شرایط کنونی، کشتی هرمزگان باید ناخدایی داشته باشد که قادر به مقابله با طوفانهای اقتصادی ناشی از تحریمها، بحرانهای زیستمحیطی و مشکلات زیرساختی باشد. در این مسیر، مدیران و مسئولان استان باید گامهای جسورانهای بردارند و از ظرفیتهای دریامحور استفاده کنند. نگاه محافظهکارانهای که به بهانه «حفظ وضع موجود» همچنان بر سر کشتی هرمزگان سایه افکنده، در حقیقت همان پارو زدن در دل طوفان است. باید پذیرفت که تنها با حرکت جسورانه در برابر طوفانها، کشتی هرمزگان از خطر غرق شدن نجات خواهد یافت. در دنیای توسعه و پیشرفت، آرامش و سکون چیزی جز توقف است. بنابراین، راه رسیدن به مقصد، از دل طوفانهای ریسکپذیرانه و جسورانه میگذرد.چهار) دریای طوفانی، ناخدای قهرمان میسازد: در تاریخ پر از پرچمهای افتخار هرمزگان به ویژه دوران طلایی ملوک هرموز و سلحشوری خواجه کمال الدین عطا [ ۵۰۰ سال پیش]، هیچ ناخدایی در آبهای آرام به قهرمان تبدیل نشده است. فقط…
…مشکلاتی همچون شکستگی، زنگزدگی و پوسیدگی مواجهاند و این موضوع امنیت جانی شهروندان، بهویژه دانشآموزان را تهدید میکند. وی خواستار ورود فوری واحد حقوقی شهرداری و الزام پیمانکاران به اجرای کامل تعهدات و استانداردسازی پلها شد.وی همچنین به حذف سقف برخی پلهای عابر پیاده اشاره کرد و افزود: این اقدام، شهروندان را از حداقل سایه و ایمنی در گرمای بندرعباس محروم کرده و لازم است هرچه سریعتر اصلاح شود.عضو شورای اسلامی شهر بندرعباس در بخش دیگری از سخنان خود، با انتقاد از رویکرد دولت و رئیس جمهور در بهکارگیری مدیران غیربومی، گفت: به نظر میرسد رئیس جمهور جز در انتخاب استاندار به گزینههای بومی دیگر اعتقادی ندارند. میگویند «نیروهای بومی پس از انتصاب عملکرد خوبی ندارند»؛ شما کارنامه کسانی که از خارج استان مسئولیت گرفتند را قیاس کنید ببنید چگونه بودهاند. فردی که هیچ شناختی به جغرافیای هرمزگان ندارد را از ناکجاآباد آورده و در استان مسئولیت میدهند؛ این نیروی غیرماندگار نیامده که بماند آمده؛ آمده از فرصت هرمزگان استفاده کند و مثل هیچهایکرها برود؛ پس آقای دولت فرق شما با سایر دولتها چیست که میگویید ما به نیروهای هرمزگانی بهای بیشتری میدهیم. موسوی افزود: در مقابل انتخاب دو گزینه مطلوب هرمزگانی برای منطقه آزاد قشم؛ یک…
…بهعنوان پلی برای خروج از چرخه فقر و دستیابی به آیندهای آبرومند و پایدار تلقی میشد.اما با تشدید تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و انباشت مزمن مشکلات اقتصادی کشور، این کارکرد حیاتی آموزش بهتدریج تضعیف شده است. همزمان، قاچاق سوخت بهعنوان فعالیتی پرریسک اما در دسترس و نسبتاً پردرآمد، برای بخشی از اقشار کمدرآمد به گزینهای جذابتر از تحصیل و مهارتآموزی بدل شده است. این تغییر مسیر، نهتنها معیشت بلکه نظام ارزشی جامعه محلی را نیز تحتتأثیر قرار داده است.با گسترش قاچاق سوخت، ارزشهای اجتماعی دچار دگرگونی شده و نابرابریهای آموزشی بیش از گذشته عیان شدهاند؛ گویی نابرابری آموزشی سالها در سایه مانده بود تا امروز، قاچاق سوخت آن را بیپرده و عریان به جامعه نشان دهد. در چنین شرایطی، جامعهای شکل میگیرد که بهجای ارج نهادن به تحصیل، علم و مهارت، ناخواسته مسیرهای کوتاهمدت و غیررسمی درآمدزایی را بهعنوان الگوی موفقیت بازتولید میکند. نتیجه آن است که صندلیهای کلاسهای درس، روزبهروز بیش از گذشته از حضور دانشآموزانی خالی میشود که روزگاری قرار بود چراغ راه دانایی و توسعه آینده منطقه باشند.بیتردید یکی از عوامل اصلی این روند نگرانکننده را باید در توسعه نامتوازن استان هرمزگان جستوجو کرد؛ استانی با ظرفیتهای عظیم اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک ویژه…
…فروپاشی نظم موجود قرار دارد. نشانهها حاکی از آن است که قدرتهای سنتی دیگر توانایی کنترل کامل تحولات را ندارند و بازیگران جدید، چه در عرصه فناوری و چه در عرصه اجتماعی، در حال شکلدادن به قواعد تازهای هستند. فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر، نه تنها اقتصاد جهانی را دگرگون میکنند بلکه سیاست بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. در سال ۲۰۲۵، بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه فناوری انجام دادند تا از وابستگی به منابع سنتی بکاهند و جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کنند.با این حال، بحرانهای انسانی و اقلیمی همچنان سایه سنگین خود را بر جهان گستردهاند. میلیونها نفر در سودان، یمن و افغانستان با ناامنی غذایی و بیخانمانی مواجه شدند و جامعه بینالملل نتوانست پاسخ مؤثری به این بحرانها ارائه دهد. در اروپا، موج جدیدی از مهاجرت ناشی از جنگها و تغییرات اقلیمی، سیاست داخلی کشورها را تحت فشار قرار داد و زمینهساز رشد جریانهای پوپولیستی شد. در آمریکا، شکافهای اجتماعی و سیاسی عمیقتر شدند و بازگشت ترامپ به قدرت این شکافها را تشدید کرد.در مجموع، سال ۲۰۲۵ را میتوان سالی دانست که در آن جهان با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه شد؛ بحرانهایی که نه تنها…
…بود. دردا و دریغا که این نسل با سرعت و شتابی باورنکردنی درحال انقراض است و این اضمحلال فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم را مسئولین و متولیان امور فرهنگی این شهر میدانستند و بدانند تا امثال صالح آتون در محاق نمانند. و باز دریغا که از این نسل یکی پس از دیگری در همان عزلت و تنهایی و غربتی منجمد جهان را وداع میگویند که این وداع تنها وداع با دنیا نیست بلکه وداعیست اندوهبار برای فرهنگ و هنر که دستش تهی میماند از پنجههای هنرمندی چون صالح آتون که تاریخ این مردم و شادیها و غمهایشان و آمالشان را با ساز خود روایت میکند. صالح آتون میراثدار فرهنگ و تاریخ شفاهی بندرعباس نیز بود و چند نسل نوازندگی عود را در حافظه خود داشت. درگذشت وی پایان بخشی از فرهنگ موسیقایی این مرز و بوم است. انسانی که در حیاتش و در عزلت و تنهایی خویش وارسته زیست. درگذشت این هنرمند و نوازندهی چیرهدست عود و انسانی وارسته را به خانواده گرامی آتون و جامعهی فرهنگی و هنری خصوصا موسیقی تسلیت عرض مینمایم…
…سخن از عدالت، امروز در کجای این بودجه ایستاده است؟ در این میان، نگاهی گذرا به افزایش بودجه دستگاهها و نهادها و نیز به شاخصهای نازل بهرهوری در کشور، پرسشهای جدیتری را مطرح میکند. اگر منابع لازم برای افزایش بودجه دهها دستگاه و نهاد فراهم شده، اگر ناکارآمدها و کمبازدهها همچنان سهم خود را از بودجه عمومی میگیرند، چرا از همان محلها منابع لازم برای ترمیم حقوق کارمندان، بازنشستگان و کارگران تأمین نمیشود؟ دهها مؤسسه و نهاد، به نام فرهنگ، پژوهش و عناوین مشابه، هر ساله بودجههای کلان دریافت میکنند؛ بیآنکه خروجی مشخص، کارآمدی قابل سنجش یا نظارت مؤثر بر نحوه هزینهکرد آنها وجود داشته باشد. آیا معیشت مردم اولویت کمتری از تداوم تخصیص بودجه به این نهادها دارد؟ نکته قابل تأمل آن است که خود آقای پزشکیان پیشتر صراحتاً اعلام کرده بودند که بودجه برخی از این مؤسسات که «هیچ خاصیتی ندارند» باید حذف یا کاهش یابد. اما امروز در عمل، یا این اراده شکل نگرفته یا موانعی اجازه تحقق آن را نداده است. آقای رئیسجمهور! آیا نمیشد با حذف یا کاهش بودجه نهادهای ناکارآمد، بخشی از فشار معیشتی از دوش حقوقبگیران برداشته شود؟ آیا واقعاً راهی جز تداوم فشار بر کارمندان، کارگران و بازنشستگان وجود نداشت؟ اکنون اما…
…یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ لایهلایه میشود و حقیقت، قربانی مناسبات قدرت و پول. اینها فقط داستان نیستند؛ تشریح وضعیتاند. با این همه، سرنوشت بیضایی به سرنوشت قهرمانان آثارش شباهت یافت: حذف، انزوا و در نهایت هجرت. همانگونه که قهرمانانش در این خاک تاب آورده نشدند، خود او نیز مجال ماندن نیافت. بیضایی رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، حافظه فرهنگی خود را پس میزند؟امروز، وقتی از غربت بیضایی سخن میگوییم، در حقیقت از غربت ایران حرف میزنیم؛ ایرانی که فرزندانش را یا به سکوت میکشاند یا به کوچ. بیضایی نه فقط یک نام بزرگ در فرهنگ معاصر، که تمثیل یک سرنوشت است: سرزمینی که دردهایش را قرنها روایت کرده، اما هنوز درمان را تاب نمیآورد. او رفت، اما آثارش ماندند؛ همچون آینهای که هر بار در آن مینگریم، چهره خودمان را میبینیم. شاید هنوز دیر نشده باشد برای فهم این حقیقت ساده: ملتی که روایتگرانش را از دست بدهد، دیر یا زود روایت خود را نیز گم خواهد کرد.
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد