جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، مدتی قبل نیز اهالی در نامهای خطاب به حیدرزاده، بخشدار مرکزی بندرعباس، ضمن قدردانی از زحمات مسئولان، مراتب نارضایتی شدید خود را از وضعیت جادهها، روشنایی معابر، نبود خدمات پسماند و ضعف مدیریت دهیاری اعلام کرده بودند.یکی از اهالی در گفت و گو با صبح ساحل بیلن داشت : جادهها و معابر به دلیل فرسودگی آسفالت در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارند و مسیر دوربرگردان از جاده اصلی به سمت ورودی شهرک برق و آبشورک، حادثهخیز و خطرناک است.وی از نبود مدیریت مناسب در جمعآوری زبالهها، رها شدن علفهای هرز و حضور حیوانات خطرناک از جمله مار و عقرب سخن گفت که سلامت و امنیت ساکنان را تهدید میکند. این زن جوان در رابطه با دیدار با مدیرکل امور روستایی گفت که وی قول آسفالت مسیر نزدیک دوربرگردان آبشورک، نصب دوربین کنترل سرعت، راهاندازی چراغ هشدار ترافیکی، تأمین خودرو و سطل مکانیزه جمعآوری زباله، عقیمسازی سگهای ولگرد، کنترل تردد شترها و رسیدگی به تخلفات صنوف آلاینده و تالارهای اطراف داده است.یکی از ساکنان نیز بیان داشت:بیش از ۲۰ سال از ساخت این شهرکها میگذرد، اما هنوز مردم از ابتداییترین خدمات محروماند. امیدواریم وعدهها این بار عملی شود.
…دو همسایه جنوب آسیا از زمان به قدرت رسیدن طالبان در کابل در سال ۲۰۲۱ بود، در جریان مذاکرات در دوحه با آتشبس فوری موافقت کردند.وزارت امور خارجه سعودی نیز در بیانیهای اعلام کرد که پادشاهی سعودی حمایت خود را از تمام تلاشهای منطقهای و بینالمللی با هدف ارتقای صلح و ثبات در منطقه اعلام کرده و بر تعهد مداوم خود برای تضمین امنیت به گونهای که ثبات و رفاه را برای مردم برادر پاکستان و افغانستان به ارمغان بیاورد، تاکید میکند. این وزارتخانه در ادامه افزود که عربستان سعودی مشتاقانه منتظر پایان تنشها در مرز بین دو کشور است.پس از مذاکرات صلح در دوحه، وزارت امور خارجه قطر نیز اوایل روز یکشنبه اعلام کرد که دو طرف با آتشبس فوری و ایجاد سازوکارهایی برای تحکیم صلح و ثبات پایدار بین دو کشور موافقت کردند.وزارت امور خارجه قطر در انتها افزود که آنها همچنین توافق کردند که در روزهای آینده جلساتی را برای تضمین آتشبس برگزار کنند.رئیس جمهور فرانسه و ولیعهد عربستان درباره تحولات غزه و ثبات کنونی منطقه به بحث و گفتوگو پرداختند نگاهی به عربنیوزخبرگزاری عربستان سعودی گزارش داد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، روز یکشنبه تماسی تلفنی از سوی امانوئل مکرون…
در مورد مذاکرات آتش بس در غزه اگرچه ایران حضوری نداشت اما ضمن موافقت مشروط با آن و در تحولی قابل تامل برخلاف طرح قبلی صلح فلسطین و اسرائیل موسوم به طرح صلح مادرید که در سال 1991 میلادی روی داد، اینبار به مذاکرات اخیر واقع در شرمالشیخ دعوت شد. در همین پیوند سه کشور منطقه یعنی ترکیه، مصر و قطر به علت نزدیکیشان به حماس و از قضا روابط خوبشان با آمریکا نقش پر رنگی در مذاکرات داشتند و دو کشور مهم دیگر نزدیک به غرب یعنی امارات و عربستان در عین موافقت، نقش کمرنگتر.اما ضمن رقابتهای درونگروهی این مجموعه بازیگران تحولات اخیر را باید در پازل بزرگتر رقابتها در چارچوب نظم جهانی قدرت دید که هماینک بین دو راس اصلی آن یعنی آمریکا و چین در حال انجام است. براین اساس منطقهی پرالتهاب، پیچیده و پرابهام خاورمیانه که به عنوان منطقهای حائل بین چین و آمریکا و ایادیاش یعنی کشورهای غربی شناخته میشود هم یکی از میادین مهم و حساس این دو بازیگر است. چین ضمن آنکه هدفش برتری تمام عیار است، تلاش میکند نقشش را بیشتر اقتصادی جلوه دهد اما کیست که نداند برتری تمام عیار تعریف خود را دارد و این برتری تنها اقتصادی نیست…
…اکتبر ۲۰۲۵ با شعار «آغاز بازسازی و صلح برای غزه» برگزار شد؛ اجلاسی که به میزبانی مصر و با حضور سرانی از آمریکا، ترکیه، قطر و اتحادیه اروپا شکل گرفت و هدف آن تثبیت آتشبس میان اسرائیل و حماس، آغاز روند بازسازی و تعیین چارچوبی برای آینده سیاسی غزه بود. اما در حالیکه رسانههای غربی آن را گامی در جهت صلح پایدار توصیف کردند، کارشناسان منطقهای معتقدند که این نشست نیز همچون نمونههای پیشین در شرمالشیخ و سایر پایتختهای عربی، درگیر همان مشکلات ساختاری و سیاسی است که طی سه دهه گذشته مانع از تحقق یک صلح واقعی میان فلسطینیان و اسرائیل شده است.شهر ساحلی شرمالشیخ در مصر، از دهه ۱۹۹۰ به یکی از مراکز اصلی دیپلماسی خاورمیانه تبدیل شده است. نخستین نشست مهم این شهر در سال ۱۹۹۶ با حضور رهبران عرب و غربی برای مقابله با خشونتها پس از توافق اسلو برگزار شد. در سال ۲۰۰۵ نیز نشست دیگری در همین شهر با محوریت آتشبس میان محمود عباس و آریل شارون تشکیل شد که آن زمان نیز وعده پایان درگیریها را داد. اما هیچکدام از این نشستها نتوانستند عملاً مسیر صلح را تثبیت کنند؛ زیرا همواره میان تعهدات سیاسی در میز مذاکره و واقعیتهای میدانی در سرزمینهای…
در این مورد ذکر چند نکته ضروریست ابتدا آنکه با توجه به شدت بالای جنایت رژیم صهیونیستی در غزه و انعکاس آن در افکار عمومی جهانی، شاهد سیل عظیم محکومیت این اقدامات وحشیانه در دنیا هستیم و در حالی که این محکومیت و تنفر جهانی از جنایات اسرائیل فشار زیادی به دولتمردان غربی به ویژه در اروپا وارد کرده، این دولتمردان را وادار نموده تا برای مهار بحران به وجود آمده و دادن تنفسی برای اسرائیل (بخوانیم ماشین جنگی نیابتی غرب در منطقه) سخن به رسمیت شناختن کشور فلسطینی را به میان آرند، در همین راستا ترامپ هم طرح صلحی پیشنهاد داده که با توجه از بین رفتن زیر ساختها در غزه و کشته شدن عدهای بیشمار از اهالی آنجا و طولانی شدنش به مدت دوسال و اینکه جریان اصلی ثروت-قدرت جهانی حامی اسرائیل را خسته کرده، در این بحبوحه در صورت عملی شدن طرح صلحش، این پیرمرد شیفتهی تملق را هم به سودای دریافت جایزه صلح نوبل به زعم خودش نزدیکتر میکند. بنابراین در حالی که ترک مخاصمه در غزه نه از روی حس صلحطلبی که بنابر ضرورت، امکان بالقوه برای عملی شدنش جدیتر شده اما در صورت وقوع این اتفاق به هیچ وجه شاهد کاهش پویاییها و…
دلایل طرح موضوع۱. تمرکززدایی از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت…
جناب پزشکیان، در اظهارات اخیرش در استان، که به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش…
این طرح اگر چه با استقبال برخی از کشورهای اسلامی و عربی مواجه شد اما نگاه دقیقتر به مفاد و شرایط آن نشان میدهد که این طرح نه تنها راهی به سوی صلح پایدار نمیگشاید، بلکه میتواند به تشدید بحران و تحمیل شرایط ناعادلانه بر مردم غزه منجر شود. یکی از نخستین ضعفهای طرح، نبود نمایندگی واقعی برای مردم فلسطین است. این طرح بدون مشارکت مستقیم نیروهای غزه یا حتی گروههایی که در صحنه سیاسی و اجتماعی این منطقه نقشی محوری دارند تدوین شده است. چنین روندی ماهیتی تحمیلی دارد و مشروعیت آن را به شدت زیر سؤال میبرد. وقتی قرار است آینده یک سرزمین تعیین شود، اما مردم آن در فرآیند تصمیمگیری حضور ندارند، طرح بیش از آنکه راهحل باشد، ابزار فشار سیاسی جلوه میکند. نکته دوم، یکسویه بودن شروط است. در حالی که فلسطینیان ملزم به خلع سلاح حماس و واگذاری اداره غزه به کمیتهای بینالمللی هستند، تعهدات اسرائیل مبهم و فاقد ضمانت اجرایی باقی مانده است. حتی در مواردی، اسرائیل صراحتاً اعلام کرده قصد دارد در بخشهای مختلف غزه حضور امنیتی خود را حفظ کند. چنین وضعیتی تنها به معنای تداوم اشغال غیرمستقیم خواهد بود و امید به آزادی واقعی را از مردم غزه میگیرد. ابهام در…
به گزارش صبح ساحل، شرکت الکترونیک آرتس (EA)، غول صنعت بازیهای ویدیویی و سازنده عناوین محبوبی مانند FIFA، Madden NFL و Battlefield، امروز به طور رسمی اعلام کرد با پیشنهاد خرید کنسرسیومی متشکل از صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی (PIF)، شرکت سرمایهگذاری خصوصی Silver Lake و صندوق Affinity Partners (متعلق به جارد کوشنر) موافقت کرده است.این معامله، که رهبری آن بر عهده PIF است، EA را به طور کامل (۱۰۰ درصدی) از بورس خارج و خصوصی میکند و به عنوان بزرگترین خرید اهرمی (leveraged buyout) تاریخ ثبت خواهد شد. ارزش کل معامله حدود ۵۵ میلیارد دلار تخمین زده میشود.بر اساس جزئیات قرارداد، سهامداران EA به ازای هر سهم، ۲۱۰ دلار نقدی دریافت خواهند کرد که این مبلغ، ۲۵ درصد بالاتر از قیمت بسته شدن سهام شرکت در ۲۵ سپتامبر (قبل از انتشار شایعات) است. شرکت PIF، که پیش از این حدود ۱۰ درصد از سهام EA را در اختیار داشت، سهام خود را به معامله میپیوندد و بخشی از تأمین مالی را از این محل تأمین میکند. تأمین مالی معامله شامل حدود ۳۶ میلیارد دلار سرمایهگذاری نقدی از سوی کنسرسیوم (PIF، Silver Lake و Affinity Partners) و ۲۰ میلیارد دلار بدهی (با تعهد کامل JPMorgan Chase) است…
…با ایالات متحده است. اما برای واشنگتن، این موضوع مهم و راهبردی است. ایالات متحده با تحریم چابهار، به دنبال جلوگیری از ظهور یک کریدور انرژی خارج از حوزه نفوذ خود و مسدود کردن دسترسی هند به منابع انرژی ایران و روسیه است. هدف نهایی صرفاً تضعیف تهران نیست، بلکه فشار آوردن به هند برای تغییر مسیر خریدهای خود به سمت صادرات گاز طبیعی مایع و نفت خام ایالات متحده است. این تحریمها همچنین نشاندهنده تلاشی عمدی برای بازتعریف روابط هند با ایران است. واشنگتن محاسبه میکند که اگر دهلی مجبور به عقبنشینی از چابهار شود، انزوای ایران بیشتر خواهد شد.هدف سوم مربوط به افغانستان است. در ماههای اخیر، ترامپ آشکارا کابل را تحت فشار قرار داده تا پایگاه هوایی بگرام را به کنترل آمریکا بازگرداند، درخواستی که رهبری طالبان قاطعانه آن را رد کرده است. برای طالبان، پذیرش این درخواست از نظر سیاسی دشوار بوده و نشاندهنده تسلیم در برابر قدرتی است که دو دهه برای اخراج آن جنگیدند. واشنگتن با تحریم چابهار تلاش میکند گزینههای افغانستان را محدود و نقش آن به عنوان یک پل زمینی مهم برای اتصال هند و سایر کشورهای جنوب آسیا به بازارهای آسیای مرکزی را تضعیف کند. البته این محاسبه ساده…