جدید به قدیم
رهبر معظم انقلاب اسلامی، طی سالهای گذشته بارها چارچوبهای اساسی تعامل با جهان را تبیین کردهاند. در نگاه ایشان، مذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملت منجر شود که از موضع عزت، حکمت و اقتدار صورت گیرد. از همین رو، اصل «مذاکره از موضع قدرت» نه یک شعار سیاسی، بلکه بخشی از دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب میشود؛ دکترینی که تلاش میکند میان تعامل فعال با جهان و صیانت از استقلال کشور، توازنی هوشمندانه برقرار کند.در واقع، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که در نظام بینالملل، گفتوگوها بیش از آنکه بر پایه حسن نیت شکل بگیرند، بر محور توازن قدرت پیش میروند. کشوری که از پشتوانه اقتصادی، علمی، دفاعی و اجتماعی قوی برخوردار باشد، در میز مذاکره نیز دست برتر را خواهد داشت. بر همین اساس، تأکید رهبر انقلاب بر تقویت قدرت ملی پیش از هر تعامل خارجی، ریشه در واقعبینی سیاسی و شناخت دقیق قواعد روابط بینالملل دارد. یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده این نگاه، تجربه تاریخی منطقه و جهان است. ملت ایران بهخوبی مشاهده کرده که کشورهایی که به وعدههای امنیتی قدرتهای غربی اعتماد کرده و در حوزههای راهبردی عقبنشینی کردهاند، نهتنها از فشارها رهایی نیافتهاند، بلکه در مواردی با بحرانهای عمیقتری مواجه شدهاند…
به گفته شکیب ذوالغیاث، میانگین ورود کشتیها از سه فروند در ماه به هشت فروند در بهمنماه رسیده و شرکتهای بزرگ فولادی بخشی از صادرات خود را از طریق پارسیان انجام دادهاند.وی با تأکید بر تمرکز بر درآمدزایی، تکمیل زیرساختهای برق، گاز و آب و احیای طرحهای راکد، ابراز امیدواری کرد با تثبیت این روند، منطقه ویژه اقتصادی پارسیان به یکی از پایگاههای مهم لجستیکی جنوب کشور تبدیل شود.
…مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند ادعا کند که قبلاً هشدار داده بود. اگر اقدامی صورت نگیرد، هیچ وعدهای نقض نشده است. این ویژگی انعطاف تاکتیکی کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال، میان جنگ و دیپلماسی. در مورد ترامپ، این شیوه بیان با سبک شخصیتی و سیاسی او نیز همخوان است. او در بسیاری از موارد، سیاست خارجی را به مثابه یک معامله بزرگ میبیند جایی که حفظ اهرم فشار تا لحظه آخر اهمیت دارد. جمله «خواهیم دید چه خواهد شد» دقیقاً چنین اهرمی است. این جمله میتواند همزمان تهدید باشد و دعوت به مذاکره؛ هم نشانه آمادگی برای تشدید تنش و هم علامت باز بودن مسیر توافق و دوگانگی ذاتی آن، امکان مانور را افزایش میدهد. اما مخاطب چنین جملهای فقط ایران نیست. در سیاست بینالملل، هر پیام چندلایه است. متحدان منطقهای آمریکا…
این رویداد مردمی که نخستین رویداد رسمی منطقه غرب هرمزگان در تقویم ملی رویدادهای گردشگری کشور است، با دعوت از پژوهشگران، دوستداران فرهنگ و آیینهای بومی منطقه، به معرفی و بازآفرینی میراث ناملموس این استان میپردازد.معرفی فرآیند تولید کوزه و سفال به سبک آیینی (چارو)، معرفی بازیهای محلی، اجرای موسیقی بومی با تاکید بر نی انبان، نمایش مستندهای کوتاه معرفی جاذبه ها و شگفتی های انسانی و طبیعی، روایتهای بومی از فرهنگ عامه مردم و افتتاح نمایشگاه تخصصی عکس بهده و منطقه مهرگان از جمله برنامههای آیین گشایش این جشنواره است.
…اما احتمالا تمایلی جدی نیز بر عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی دارند.نکته بعدی اینکه اگر عادیسازی روابط نیز صورت نگیرد، سعودیها در خفا بدنبال ایجاد روابط اقتصادی و تجاری با رژیم صهیونیستی نیز خواهند رفت. روابط نزدیک بن سلمان با ترامپ موجب گردیده تا چشم سعودیها به روابط اقتصادی و تجاری با اسرائیل باشد. اختلافات بین طرفین در زمینه فروش جنگندههای اف ۳۵ آمریکا به سعودیها و این دست از موضوعات گرچه جدی است اما ترامپ بدنبال حل اختلافات بین ریاض و تلآویو است تا بتواند پیمان صلح ابراهیم در منطقه را همچنان زنده نگاه دارد. از سویی دیگر نیز ماجرای اپستین و باز شدن پای بن سلمان در این پرونده همچنین استفاده از پرده مقدس کعبه در خانه اپستین به عنوان فرش، همگی احتمالا فشار لابیهای یهودی را به عربستان سعودی افزایش داده است و این دیدار فیصل بن فرحان وزیر خارجه سعودی با یک یهودی نیز همه موضوعات را قوت میبخشد.بنابراین سعودی ها منطق مناسبی را دنبال نمیکنند و این موضوع میتواند در آینده گسترش اعتراضات در داخل عربستان را به سیاستهای دوسویه شاهزادگان سعودی سوق دهد و نقش بازیگری سعودیها که از آن سخن می گویند به مخاطره بیفتد و معادلات را تغییر دهد.
نکته نخست اینکه این سفر اگرچه بر موضوع ایران متمرکز بود، اما اهداف دیگری از جمله در حوزه انرژی و امنیت را نیز دنبال میکرد. بهنظر میرسد هدیه ویژه ترامپ به نتانیاهو را بتوان در زمینه انرژی دانست. برای اولین بار پس از ۱۷ سال، ونزوئلا صادرات نفت خود به سرزمینهای اشغالی را آغاز کرد که میتواند نگرانی رژیم صهیونیستی را در موضوع انرژی در منطقه تا حدودی برطرف کند. همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، سفر وزیر انرژی آمریکا، کریس رایت، به ونزوئلا انجام شد که نقش دونالد ترامپ را در این موضوع برجسته میکند.️پس از این تحولات، روابط کاراکاس و تلآویو نیز وارد مرحله جدیدی خواهد شد و حتی ممکن است سفرهایی از سوی مقامات رژیم صهیونیستی به ونزوئلا صورت گیرد. این میتواند نقطه عطفی برای این رژیم باشد تا بتواند چهره سیاسی خود را در آمریکای لاتین بازسازی کند. همچنین زنگ خطری برای قدرتهای بزرگی همچون چین، روسیه و حتی ایران محسوب میشود. ️افزون بر این، احتمال نفوذ لابیهای یهودی در ونزوئلا وجود دارد و این میتواند سرآغاز فصل جدیدی از نفوذ این لابیها در جهت گسترش حوزه تاثیر باشد که در دوران ترامپ شدت خواهد یافت. ️علاوه بر این، سرمایهگذاریهای اقتصادی رژیم صهیونیستی در آمریکای…
همزمان با ایام مبارک دهه فجر، مدرسه 12 کلاسه شهید عسکر حسینپور با حضور استاندار هرمزگان، مسئولان وزارت آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس و جمعی از مدیران استانی در بندرعباس به بهرهبرداری رسید و زمینه تحصیل دانشآموزان در فضایی ایمن و استاندارد فراهم شد.به گزارش صبح ساحل، همزمان با دهه مبارک فجر، مدرسه ۱۲ کلاسه شهید عسکر حسینپور در بندرعباس با حضور محمد آشوری استاندار هرمزگان، جعفری معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش، مرادی و فاطمه جراره نمایندگان مردم هرمزگان در مجلس شورای اسلامی، مهدی باوقار زعیمی مدیرکل نوسازی مدارس استان، منوچهر ضیایی مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان و جمعی از مسئولان استانی به بهرهبرداری رسید.این فضای آموزشی توسط اداره کل نوسازی مدارس هرمزگان احداث شد و دارای زیربنایی بالغ بر یکهزار و ۹۸۸ متر مربع در سه طبقه است که شامل ۱۲ کلاس نظری و ۳ کلاس عملی میشود. با افتتاح این مدرسه حدود ۴۰۰ دانشآموز منطقه از فضای آموزشی استاندارد، ایمن و مجهز بهرهمند شدند.
محمدرضا بهرامن، نائبرئیس اتاق ایران، در بخشی از اظهارات خود بر چند محور تأکید کرده است که در جای خود جای شگفتی دارد؛ اهمیت پرداختن به این تحلیلها از آنجایی است که ظاهراً این تحلیل، طرفدارانی در کشور پیدا کرده و باعث انحراف از واقعیتها و ساخت یک تصویر انتزاعی از فضای روابط بینالملل میشود. اینکه ایران جنگطلب نیست، مذاکره باید بر مبنای منافع متقابل انجام شود، سیاستگذاریها لازم است با ملاحظات اقتصادی هماهنگ باشند و در نهایت توسعهی تجارت میتواند به کاهش تنشها کمک کند. این دیدگاهها بر نقش تعامل اقتصادی و گفتوگو در مدیریت روابط خارجی تأکید دارند و بر این فرض استوارند که گسترش مبادلات تجاری میتواند جایگزینی برای تقابلهای پرهزینه باشد.این اظهارات، به عنوان تبیین یک رویکرد مبتنی بر تعامل و عملگرایی قابل طرح است. در این چارچوب، بر نقش تجارت بهعنوان یکی از ابزارهای کاهش تنش تأکید میشود؛ مفهومی که در برخی نظریههای اقتصادی و روابط بینالملل، از جمله رویکردهای لیبرال، مطرح شده است. تأکید بر مذاکره با محوریت منافع متقابل نیز در این دیدگاه جای دارد و با شرایطی که اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریمها و تحولات منطقهای قرار گرفته، پیوند میخورد. همچنین اشاره به نقش کشورهای همسایه، بیانگر توجه به اهمیت همکاریهای…
…عیان میکند. کمبود مراکز درمانی مجهز، ضعف زیرساختهای آموزشی، مشکلات مزمن تأمین آب شرب، راههای ارتباطی نامناسب و فشارهای شدید زیستمحیطی ناشی از استقرار صنایع بزرگ، بخشی از زیست روزمره مردم هرمزگان است. این وضعیت نه یک استثنا، بلکه بهتدریج به الگویی نگرانکننده در روند توسعه کشور تبدیل شده است. تناقض زمانی عمیقتر میشود که هرمزگان، با وجود حجم گسترده صنعت و سرمایهگذاری، در برخی شاخصهای توسعه انسانی همچنان عقبمانده تلقی میشود. این عقبماندگی را نمیتوان به شرایط اقلیمی یا جغرافیایی نسبت داد؛ مسئله اصلی، نبود اراده جدی برای بازگرداندن منافع توسعه به مردم محلی است. توسعهای که تنها در آمارها رشد میکند و در سفره مردم دیده نمیشود، نه پایدار است و نه قابل دفاع. برنامه «ثریا» بهدرستی کوشید بخشی از این واقعیت را به سطح افکار عمومی بیاورد، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که طرح مسئله، بدون پیگیری و اقدام عملی، به تغییر منجر نخواهد شد. هرمزگان بیش از روایت رسانهای، نیازمند تصمیمهای شجاعانه و اصلاح سیاستهاست؛ از بازنگری در نحوه توزیع درآمدهای صنایع بزرگ گرفته تا تقویت زیرساختهای عمومی و جبران آسیبهای زیستمحیطی. امروز مطالبه مردم هرمزگان، مطالبهای روشن و حداقلی است: عدالت در توسعه. نمیتوان از استانی انتظار ایفای نقش ملی داشت، اما…
… اهمیت تنگه هرمز منحصر به حوزه نفت و گاز نمیشود. همانطور که در دادههای ارائهشده نیز مشهود است، این آبراه شریانی مهم برای تجارت سایر کالاهای اساسی و راهبردی است. سهم قابل توجه این گذرگاه در تجارت جهانی محصولاتی چون سیمان و کلینکر (با سهمی حدود ۲.۹۴ درصد)، کودهای شیمیایی (با سهمی حدود ۱.۹۶ درصد) و سایر محصولات شیمیایی (با سهمی حدود ۱.۱۵ درصد)، نشان از نقش آن در زنجیره تأمین صنایع سنگین و کشاورزی جهان دارد.همچنین، با عبور حدود ۱.۱۴ درصد از واردات اقلام غذایی جهان از این مسیر، امنیت غذایی بسیاری از کشورهای وابسته به واردات، به ویژه در منطقه غرب آسیا و آفریقا، به طور غیرمستقیم به جریان پایدار ترافیک در تنگه هرمز گره خورده است. این تنوع در کالاهای عبوری، از تنگه هرمز نه فقط یک مسیر انرژیبر، بلکه یک کریدور تجاری جامع و چندمنظوره ساخته است.ابعاد ژئوپلیتیک و امنیتی تنگه هرمز، لایه دیگری بر پیچیدگی و اهمیت آن میافزاید. موقعیت این آبراه در منطقهای که کانون تنشهای تاریخی، رقابت قدرتهای بزرگ و اختلافات مرزی و سیاسی است، آن را به یک کانون بحران بالقوه تبدیل کرده است.حاکمیت مشترک ایران و عمان بر تنگه و نیز مجاورت آن با…