جدید به قدیم
مسئله اصلی این است که چرا قیمت به این سطح رسیده است. زولبیا و بامیه کالایی وابسته به نهادههایی چون روغن، شکر، آرد، انرژی، دستمزد و اجاره واحد صنفی است. وقتی همه این مؤلفهها در یک اقتصاد تورمی افزایش مییابند، انتظار ثابت ماندن قیمت محصول نهایی چندان واقعبینانه نیست. اگر سیاستگذار بدون توجه به این هزینهها، صرفاً با تعیین سقف قیمتی بخواهد فشار افکار عمومی را مدیریت کند، در واقع صورت مسئله را پاک کرده است.تأکید ما بر این است که ۴۵۰ هزار تومان برای مصرفکننده گران است؛ اما تحمیل قیمتی پایینتر از هزینه واقعی تولید، راهحل این گرانی نیست. در چنین شرایطی تولیدکننده با سه انتخاب روبهرو میشود: پذیرش زیان، کاهش کیفیت یا کاهش عرضه. پذیرش زیان در بلندمدت ممکن نیست. بنابراین یا کیفیت افت میکند یا کالا کمیاب میشود.کاهش کیفیت یکی از نخستین واکنشهاست. وقتی امکان افزایش قیمت وجود ندارد، تولیدکننده برای بقا به سمت مواد اولیه ارزانتر یا کاهش وزن و اندازه محصول میرود. نتیجه آن است که مصرفکننده ظاهراً کالایی ارزانتر میخرد، اما در واقع ارزش کمتری دریافت میکند. در این حالت، گرانی پنهان جای گرانی آشکار را میگیرد.از سوی دیگر، اگر تولید کاهش یابد، کمبود شکل میگیرد. صفهای طولانی، سهمیهبندی غیررسمی یا…
…ممکن است تا آستانه آن پیش برود. اما وقتی خطوط مبهماند، عبور از آنها ریسک بیشتری دارد، زیرا نمیداند واکنش دقیق چه خواهد بود. در این معنا، ابهام نوعی «افزایش ادراک تهدید» ایجاد میکند بدون آنکه الزاماً اقدام نظامی رخ دهد. با این حال، ابهام همیشه بیهزینه نیست. اگر بیش از حد استفاده شود میتواند به کاهش اعتبار منجر شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که پشت ابهام، ارادهای برای اقدام وجود ندارد، اثر بازدارندگی از بین میرود. بنابراین کارایی چنین جملهای وابسته به زمینه سیاسی، سابقه رفتار و میزان باورپذیری تهدید است. در مورد ترامپ، سابقه اقداماتی مانند خروج از توافق هستهای یا اعمال تحریمهای شدید، به این نوع جملات وزن بیشتری میداد. ابهام وقتی مؤثر است که پشت آن سابقه عمل وجود داشته باشد. از منظر ایران نیز، چنین جملهای به معنای ضرورت مدیریت ریسک است. در مواجهه با ابهام راهبردی، گزینههای پاسخ محدود میشوند. واکنش تند میتواند به تشدید تنش بینجامد و واکنش منفعلانه ممکن است به معنای پذیرش فشار تلقی شود. بنابراین بازی وارد مرحلهای میشود که در آن هر دو طرف در حال آزمون یکدیگرند، نوعی «بازی صبر» که در آن زمان به ابزار تبدیل میشود. در بعد زمانی نیز این جمله…
نکته نخست اینکه این سفر اگرچه بر موضوع ایران متمرکز بود، اما اهداف دیگری از جمله در حوزه انرژی و امنیت را نیز دنبال میکرد. بهنظر میرسد هدیه ویژه ترامپ به نتانیاهو را بتوان در زمینه انرژی دانست. برای اولین بار پس از ۱۷ سال، ونزوئلا صادرات نفت خود به سرزمینهای اشغالی را آغاز کرد که میتواند نگرانی رژیم صهیونیستی را در موضوع انرژی در منطقه تا حدودی برطرف کند. همزمان با سفر نتانیاهو به آمریکا، سفر وزیر انرژی آمریکا، کریس رایت، به ونزوئلا انجام شد که نقش دونالد ترامپ را در این موضوع برجسته میکند.️پس از این تحولات، روابط کاراکاس و تلآویو نیز وارد مرحله جدیدی خواهد شد و حتی ممکن است سفرهایی از سوی مقامات رژیم صهیونیستی به ونزوئلا صورت گیرد. این میتواند نقطه عطفی برای این رژیم باشد تا بتواند چهره سیاسی خود را در آمریکای لاتین بازسازی کند. همچنین زنگ خطری برای قدرتهای بزرگی همچون چین، روسیه و حتی ایران محسوب میشود. ️افزون بر این، احتمال نفوذ لابیهای یهودی در ونزوئلا وجود دارد و این میتواند سرآغاز فصل جدیدی از نفوذ این لابیها در جهت گسترش حوزه تاثیر باشد که در دوران ترامپ شدت خواهد یافت. ️علاوه بر این، سرمایهگذاریهای اقتصادی رژیم صهیونیستی در آمریکای…
…عددی که اگر دقیق باشد، نشاندهنده شکلگیری یک بازار غیرشفاف و رانتی در سایه سیاستهای محدودکننده است. اما این سخن، خود پرسشهای جدیتری را پیش میکشد. اگر واقعاً سالانه دهها هزار میلیارد تومان از جیب مردم به سمت فروشندگان فیلترشکن سرازیر میشود، پرسش اساسی این است: آیا مافیای فیلترشکن این همه در کشور قدرت دارند که کسی یارای مقابله با آنها را ندارد؟ چرا این چرخه متوقف نمیشود؟ آیا قدرت این شبکههای پنهان از رئیسجمهور بیشتر است یا ارادهای برای اصلاح این وضعیت وجود ندارد؟ سالهاست که سیاست فیلترینگ نهتنها به هدف اعلامی خود نرسیده، بلکه به گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها انجامیده است. میلیونها کاربر ایرانی ناچارند برای دسترسی به پلتفرمهای جهانی هزینه بپردازند. نتیجه چه بوده است؟شکلگیری بازاری زیرزمینی، بدون نظارت، بدون پرداخت مالیات شفاف و بدون پاسخگویی. این وضعیت دو پیامد همزمان داشته است: نخست، فشار مضاعف اقتصادی بر مردم و دوم، ایجاد یک منبع درآمد هنگفت برای گروههایی که در تاریکی فعالیت میکنند. در این میان یک نکته اساسی وجود دارد: رئیس قوه مجریه یا باید اراده و توان جمعکردن این بساط را داشته باشد یا صریح بگوید ابزار و اختیارش را ندارد. اگر از رانت میگویید اما اقدام نمیکنید، این سخن بیش…
…پایه منافع اقتصادی پیش برود، باید اول هماهنگی درونی بین قوا و نهادهای تصمیمگیر ایجاد شود؛ چیزی که امروز به شدت آسیب دیده و اقتصاد را تکمحصولی و شکننده کرده است. بدون حل این ناهماهنگی درونی، شعار «سیاست تابع اقتصاد» بیشتر در حد یک ایده جذاب باقی میماند که در عرصه اجرا جایگاه روشنی پیدا نمیکند.ثانیاً، صحبت از مذاکره برد-برد در شرایطی که کشور از درون تحت فشار اعتراضات گسترده، شکاف طبقاتی عمیق و ناهماهنگی نهادهای قدرت است، کمی از واقعیت به دور مینماید. اگر همین نگاه و همین پیشنهاد مذاکره دو-سه سال قبل، پیش از بازگشت موج جدید اعتراضات و قبل از اینکه تحریمها اقتصاد را اینقدر تکمحصولی و وابسته به نفت کنند، مطرح میشد، شاید میشد امید بست که یک معامله نسبتاً عادلانه و کموبیش برد-برد شکل بگیرد. اما امروز که عرصه برای تصمیمگیرندگان به خاطر همین فشارهای درونی و بیرونی به شدت تنگ شده، مذاکره برد-برد بیشتر شبیه یک تصور آرمانی است تا یک گزینه واقعی.ثالثاً، عبارت «تجارت خوب جایگزین گلوله میشود» ممکن است در فضای اتاق بازرگانی و در میان فعالان اقتصادی پذیرفتنی به نظر برسد، اما در عملِ روابط بینالملل با محدودیتهای جدی روبهروست. تجارت زمانی میتواند به کاهش…
…هر تعامل نیازمند انرژی مضاعف برای اطمینانسازی است. مطالعات کمی نشان میدهد که کاهش مشارکت مدنی، افت اعتماد نهادی و گسترش تجربههای خیانتآمیز، همبستگی مستقیمی با کاهش سرمایهی اجتماعی دارند. از منظر مردمشناسی، این فرسایش در جزئیترین تعاملات قابل مشاهده است: همسایهای که دیگر کلید خانهاش را به همسایه نمیسپارد، مغازهداری که بدون پیشپرداخت حاضر به معامله نیست، یا کارفرمایی که حتی برای کار کوتاهمدت، ضمانت چندلایه طلب میکند. این وضعیت، نه نشانهی عقلانیت پیشرفته، بلکه علامت جامعهای است که پیوندهای اعتماد سازش از کار افتادهاند. سرمایهی اجتماعی وقتی فرو میریزد، افراد ناچار میشوند بهصورت فردی هزینهی ناامنی جمعی را بپردازند. ناامنی اقتصادی و منطق بیاعتمادیبیاعتمادی را باید در بستر شرایط مادی تولید فهمید. ناامنی شغلی، تورم مزمن و نابرابری فزاینده، زیست اجتماعی را به میدان رقابت دائمی تبدیل میکند. در چنین میدانی، اعتماد نه فضیلت، بلکه ریسک تلقی میشود. دادههای مقایسهای نشان میدهد در جوامعی که شکاف طبقاتی عمیقتر است، سطح اعتماد بین فردی و نهادی به طور معناداری پایینتر است. این رابطه، تصادفی یا فرهنگی صرف نیست که بازتاب ساختاری است که افراد را در موقعیت دفاع دائمی قرار میدهد. وقتی آینده نامطمئن است اخلاق احتیاط جای اخلاق همبستگی را میگیرد. مردمنگاریهای اقتصادی نشان میدهد که چگونه افراد…
… مالیاتِ پنهانی که مردم میپردازند! دکتر پزشکیان در مقام سکاندار دولت وفاق بارها اعلام کرده است که «تصمیم نگرفتن هم یک نوع تصمیم است؛ اما به ضرر مردم». در منطق اقتصاد، بلاتکلیفی مدیریتی یک «مالیات پنهان» بر کرده مردم است. وقتی هماهنگیهای بین دستگاهی برای ستاد خدمات سفر به دلیل فقدانِ مدیر ارشد به تأخیر میافتد، فعالان بخش خصوصی [از تورگردانان و هتلداران و فعالان دریایی گرفته تا راهنمایان گردشگری، فعالان صنایع دستی و کنشگران حوزه میراث فرهنگی ] هزینه آن را با کاهشِ کیفیت خدمات و افزایشِ ریسک حقوقی میپردازند. این وضعیت در استانی که قرار است قطبِ رقابتهای بینالمللی در منطقه خلیجفارس باشد (مطابق با افقِ ترسیم شده در بند نهم سیاستهای کلی توسعه دریامحور)، به معنای واگذاری داوطلبانه میدان به رقبایِ منطقهای سواحل جنوبی خلیجفارس است. آزمونِ کارآمدی در قطب گردشگری دریایی ایرانموج مسافران زمستانی و نوروزی در راه است و هرمزگان با مقاصدِ پرچالشی چون «جزیره هرمز»، نیازمندِ یک فرماندهِ میدانی با اختیاراتِ کامل و حکمی قطعی است. نمیتوان مدیریتِ بحران و مدیریتِ جمعیت در پهنههای ساحلی و دریایی را با «امضاهای لرزانِ سرپرستی» پیش برد. این یک هشدار است: هرگونه کاستی در ایمنی و رفاهِ گردشگران در ایامِ پیک سفرها، مستقیماً به پایِ کارنامه دولتی نوشته…
…بخشهای دیگر این کتاب هم اشاره کرده که هنگام صحبت با ترامپ متمرکز نگاه داشتن او روی موضوع مورد بحث کار دشواری بوده است. او در این بخش از کتاب هم به پریدن ترامپ از این شاخه به آن شاخه اشاره کرده است.اسپر نوشته است: «ترامپ، مثل اغلب اوقات بحث را با سوالهای خاصش درباره عملیات قطع میکرد. مثلاً میپرسید "از چند هواپیما استفاده خواهید کرد؟" یا اینکه "هزینه اقتصادی خسارتی که به جا خواهد ماند چقدر است؟" بعد گریزی هم به نیروهای آمریکا در سوریه زد و در حالی که به دانفورد و شاناهان نگاه میکرد گفت "اینها را در بیاورید".موضوعی که در این کتاب خاطرات وزیر دفاع سابق آمریکا شاید جالب باشد این است که هزینههای اقتصادی برای ترامپ مهم است. بنابراین آمریکا میداند که ایران تلفات و هزینههای سرسامآوری روی دست آمریکا خواهد گذاشت و این برای ترامپ مشکل است. شاید تیم ترامپ او را وادار به این حمله علیه ایران نمایند چون که در اطرافش گراهام تندور را دارد همچنان که در گذشته کنارش پمپئو و جان بولتون را داشت. مارک اسپر در کتاب خاطراتش میگوید که بعد از لغو حمله ترامپ به ایران پمپئو و جان بولتون خواستار حمله به ایران شدهاند که…
… اما حسابشده بودند. ترامپ میدانست که جنجال توجه میآورد و توجه، قدرت رسانهای ایجاد میکند. بسیاری از توییتهای او عمداً تحریکآمیز بودند تا واکنش ایجاد کنند و بحث عمومی را به سمت دلخواه او بکشانند. احساسمحوری بهجای استدلالتوییتهای ترامپ بیشتر بر احساسات تکیه داشتند تا استدلالهای دقیق. خشم، ترس، غرور ملی و حس «ما در برابر آنها» از عناصر ثابت پیامهای او بودند. این شیوه باعث میشد هوادارانش احساس نزدیکی و همدلی بیشتری با او داشته باشند.او کمتر به آمار دقیق یا تحلیلهای پیچیده اشاره میکرد و بیشتر به القای یک حس کلی میپرداخت. همین موضوع باعث میشد پیامهایش سریعتر در ذهن مخاطب بنشینند، حتی اگر از نظر معانی دقیق محل بحث باشند. توییتر بهعنوان ابزار قدرتبرای ترامپ، توییتر فقط یک شبکه اجتماعی نبود؛ یک ابزار قدرت بود. او از طریق توییتها به تصمیمهای دولتی اشاره میکرد، به مقامات هشدار میداد و حتی بازارهای مالی را تحت تأثیر قرار میداد. بارها دیده شد که یک توییت ترامپ باعث نوسان در بورس یا واکنش رسمی دولتهای دیگر شد. این نشان میدهد که چگونه یک پیام کوتاه در فضای مجازی میتواند پیامدهای واقعی در دنیای سیاست و اقتصاد داشته باشد. ایکس؛ ادامه همان مسیرپس از تغییر نام توییتر به ایکس…
… مهندسان، پزشکان، کارمندان و دانشجویان اکثریت این گروه را تشکیل میدهند. این افراد عمده خدمات تخصصی در بخشهای مختلف را به جامعه عرضه میکنند. به شکلی ساده میتوان گفت سرمایه اصلی طبقه متوسط نه پول یا دارایهایی ملکی است بلکه دانش و توان علمی آنها است. این افراد اگر چه از درآمد و داراییهای طبقه بالا جامعه برخوردار نیستند اما به دلیل منزلت اجتماعی والا انتظاراتی هم سطح با این طبقه دارند. به همین دلیل است که طبقه متوسط همواره به صورت فعال در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی حضور بالایی دارند و به دنبال آن هستند تا سطح امکانات عمومی و رفاه را در کشور بالاتر ببرند.اما همانطور که اشاره کردیم بحرانهای اقتصادی این طبقه را با چالش مواجهه میکند. زیرا آنها سرمایههای محدودی دارند و نمیتوانند بحرانهای اقتصادی سنگین یا طولانی مدت را به راحتی پشت سر بگذارند. این افراد همزمان با به هم خوردن سطح درآمد و هزینهها توانایی خود را برای تحقق نیازهایشان از دست میدهند. در وضعیت نامناسب اقتصادی فعلی ایران و جهش بسیار بالا قیمتها فراتر از نیازهای مخصوص به طبقه متوسط، این افراد با بحران تامین نیازهای اولیه دست و پنجه نرم میکنند. این بحران در میان گروههای شغلی معلمان، کارمندان و دانشجویان…
همه زیرساختها سالم است، اما یک پرواز لغو شد