جدید به قدیم
…شاعرهای ستاره زمینی استفاده کردم. همین فرقها را قطعا در آلبوم «همین» خواهید دید. من آلبوم «همین» را در کنار «وایسا دنیا» قرار میدهم و امیدوارم به همان اندازه نگاهش و به همان اندازه انرژیاش، مردم از من پذیرا باشند. از پروسه آلبومت بیرون میآیم. به دلایلی که میخواهم در آن پروژه ویژهای که قرار است یک یا دو هفته آینده در «موسیقی ما» برای اولین بار رونمایی شود آنجا بیشتر به آلبومت بپردازیم. سوالم از تو این است که رضا واقعا این همه مدت از استیج(سن) دور بودی و آن حال و هوایی که در کنسرتهای تو بود، واقعا جزو یکی از پرانرژیترین اجراهای زنده در ایران را بدون اغراق داری. میخواهم ببینم در این چند وقت دلت برای استیج تنگ نشده است؟ این چند وقت برای استیج دق کردم! دلم تنگ نشده است!؟ من از مردم و همه دوستانم عذرخواهی میکنم. همه آنهایی که افتخار میدهند و به زودی به کنسرت من خواهند آمد. من را ببخشند بابت اولین یا دومین آهنگ چون مطمئنا اشک اجازه نخواهد داد که بخوانم. بابت یکی دو آهنگ اول من را ببخشند که اگر نتوانستم بخوانم و خواهش میکنم خودشان جای من بخوانند. چون آنقدر در این…
…حقوق میگیرد. مقامهای اتحادیه اروپا گفتهاند که پرداخت حقوق پس از سال ۲۰۱۴ به خاطر این است که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا قبل از پایان فعالیت خود در این پست دغدغه شغل جدید را نداشته باشد. در سال ۲۰۲۱ هم اشتون میتواند از حقوق بازنشستگی اتحادیه اروپا که رقمی حدود سالانه ۶۱ هزار پوند است استفاده کند. کاترین؛ اولین دانشجوی خانواده کاترین اشتون که اول دسامبر سال 2009 جایگزین خاویر سولانا برای هدایت سیاست خارجی اتحادیه اروپا شد در خانوادهای از طبقه کارگر در شهر لانکشایر انگلیس به دنیا آمده و اولین عضو خانوادهاش بود که موفق شد وارد دانشگاه شود. اشتون با مدرک کارشناسی در رشته جامعه شناسی در سال 1977 از کالج بدفورد لندن، فارغ التحصیل شد. قبل از فعالیت سیاسی در کمپین خلع سلاح هسته ای(CND) فعالیت می کرد و تا مقام معاونت این سازمان پیش رفت. در زمان نخست وزیری تونی بلر معاون وزیر بود. قبل از رسیدن به پست مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به عنوان نایب رئیس کمیسیون اروپا و کمیسر اروپایی برای تجارت فعالیت کرد بود. اشتون،۵۷ ساله دو فرزند و ۳ فرزند خوانده دارد و همسر او پیتر کلنر،رئیس یک سازمان نظرسنجی آنلاین به نام YouGov است.
…در معرض دید قرار دارند.عملیات اکتشافی باستانشناسی بقایای شهر تاریخی جزیره در سه مجموعه مجزا انجام شده است: خانه اعیانی: خانه اعیانی یادآور خانههای چندخانوار قدیمی در داخل فلات ایران است و یکی از نمونههای قدیمی مسکن جمعی در حاشیه خلیج فارس محسوب میشود.علاوه بر وسعت خانه و همچنین فضاهای مختلف و متنوع آن، کاشیهای ستارهای شکل که در این خانه به دست آمده است، همانند کاشیهایی که زینت بخش بناهای مهم ایلخانی ایران همچون تخت سلیمان و سلطانیه به کار رفته است. مجموعه حمام: شامل حمامی است با صحنهای متعدد و حصار آن به مساحت تقریبی 500 مترمربع. سربینه و گرمخانه و تون حمام در جنوب بخش ذکر شده قرار گرفته و توسط راهرو سرپوشیدهای از آن جدا شده است. شهر زیرزمینی کاریز: قنات کیش بیش از 2500 سال قدمت دارد و از آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را تامین میکرده ولی اکنون به یک شهر زیر زمینی شگفت انگیز بدل شده که بیش از 10000 متر مربع وسعت دارد.شهر زیر زمینی کاریز در فاز یک شامل غرفههای صنایع دستی ایران و جهان، رستوران سنتی و جدید، موزه سالن آمفیتئاتر سالن کنفرانس، گالریهای هنری است.شهر کاریز در عمق 16 متری زیر زمین قرار دارد…
…چالش کشیده است . دولتهای این کشورها به شدت نگران نارضایتی هایی هستند که ممکن است آینده سیاسی آنها را نابود کند. نگاه دوم// راه دشوار بهار عربی برای رسیدن به دموکراسی از زمانی که خود سوزی یک دست فروش در تونس آتش یک تغییر گسترده را برافروخت 3 سال میگذرد در این مدت کشورهایی به سوی حکومت های دموکراتیک رفته اند که کمتر کسی پیش بینی تغییراتی در این وسعت را برای آنها میکرد اما اتفاقاتی که بعد از وقوع انقلاب و برگزاری انتخابات آزاد و البته هزینه های مادی و انسانی در کشورهایی مانند مصر و تونس به وجود آمد نشان داد که هنوز راه درازی برای برقراری دموکراسی و برابری سیاسی پیش روی مردم این کشورهاست . ساختارهای اقتدارگرایانه که سالها در این کشورها ریشه دوانده است به سختی می تواند صدای مخالفان و معترضان را تحمل نماید ترور شخصیت های اپزوسیون در این کشورها و یا وضع قوانینی که به شدت با روح دموکراسی در تضاد است اجازه آرامش و پیشرفت سیاسی را به این جوامع نمی دهد.در هفته های اخیر تونس شاهد درگیری های خیابانی معترضان با نیروهای دولتی و انحلال دولت به دلیل ترور یک مخالف برجسته دولت بود شکری بلعید، دبیرکل حزب چپگرای…
…نه، پاي چشمه نيا، بيا سركوچه تا بريم. صداي در خونه ته کوچه ای رو سه بار مي زنم تو بيا. سه بار صبور. رمضون رفت. صبور درمونده بود. فکرش رو هم نمی کرد همه چی به این زودی تغییر کنه. چرا بايد آدم يه روزه از تموم زندگيش دل بكنه. چه طور مي تونم. دلم براي پيرمرد بدبخت مي سوزه. از سهراب كه خيري به او نمي رسه. اين هم از عاقبت من. ولي بر مي گردم چندسالي كه گذشت آب ها از آسياب افتاد يا همين كه گلي عروس بشه، بر مي گرديم. بايد رمضون قول بده كه برگرديم. اي كاش شرط كرده بودم. حالا دلم براي پيرمرد، حتي براي اون سهراب بی معرفت هم تنگ مي شه. خدايا ثمين رو چه كارش كنم. توي تموم سالاي بي مادري اون تنها سنگ صبورم بوده. چه وقتي كه زنده بود و چه وقتي كه مُرد. قالي نيمه كاره ام هم مي شه آينه دق پيرمرد بدبخت. حالا کی برای این پیرمرد نون می پزه، کی نگهداریش می کنه سر پیری، اي روزگار. صبور سريع رفت از توي اتاق آخري جومن هاشو جمع كرد و سجلش و كمي اشرفي كه داشت گذاشت لاي جومنا و گوشه اي قايم كرد. دلش…
…آنان را نداشت. این پسرعموی فداکار بدون فوت وقت چوبدستی زن را از وی می گیرد و با سرعت خود را به روی بدنه بتنی سد می رساند تا پسرعمویش را ازخطر غرق شدگی و مرگ نجات دهد. از سوی دیگراسماعیل نیمه جان،از بس در آب دست و پا زده بود رمقی برای نجات خود در بدن نداشت و لحظه ها برایش به سرعت می گذشت. اسماعیل نیمه جان در آن لحظات سخت و دشوار امیدوار به رحمت خدای خویش،بی امان و مداوم از صمیم دل و جان وی را زیر لب به یاری می طلبید. در میان تلاش های بی امان حسین چیزی شبیه معجزه و توکل به خدا سبب شد تا اسماعیل هفت ساله چوب دستی را بگیرد و در حالی که امیدی برای بیرون آمدن از آب نداشت توسط حسین مقبولی پسر عمویش آرام آرام به کنار سد هدایت و از مرگ حتمی نجات یافت. این حسین دلیر،فداکار و شجاع با توکل به خدا و به رسم رفاقت و احساس مسئولیت؛توان و تلاش جسورانه خود جان پسرعموی خود را نجات داد و اجازه نداد دست روزگار هم بازی روزهای شیرین کودکی هایش را از وی بگیرد. با تمام استرس،نگرانی،ترس و هراسی…
…نون مي پخت، اما اصلاً ميلش به نون پختن نبود، دلش مي خواست هيچكس نبود تا براي خودش بخونه و زار زار گريه كنه. مثل همون موقع ها كه دلش براي ثمين تنگ مي شد؛ به ياد سال وبايي كه ثمين مُرد نون بپزه و بخونه؛ «نون كه مي پختيم دادا، با هم كه مي پختيم دادا، ياد هون روزا دادا، صد ياد هون روزا دادا». اما نمي شد كه بخونه، نمی شد که گريه كنه، گوشش بيشتر از هر عضو بدنش كار مي كرد. كل احمد كلام نمي كرد، دعوا سر پسرش بود، سهراب و رمضون و ابريم يك كله حرف مي زدن و نتيجه اي هم نداشت. حتي ابريم عاجزانه گفت: خوب سهراب! گلي پسندت نيس؟ زن بگير! چرا مي خواي دخترم رو. بدبخت كني. ما كه حرفي نداريم. مگه گلي چشه كه تو دلت از او زده شده مرد، نگذار لكه ننگ طلاق رو پيشوني گلي بشينه. كمي وجدان داشته باش. اما حرف هاي ابريم تاثيري روي سهراب نداشت، حتي تهديدهاي رمضون كه مي گفت: كور خوندي اگه فكر كني با طلاق گلي مي توني سوگل زن مش حيدر خدا بيامرز رو بگيري. اون زن چي توي گوشِت خونده كه آتَش زدي به زندگي همه. فكر نمي…
صبح ساحل، اجتماعی _ قطار در پیچ و خم های کوههای لرستان از تونلی درمی آمد و به تونلی دیگر می خزید. این مسیر دیدنی بهترین جایی است که می توان سوار قطار بود و در در عین حال، سرپیچ ها، تمام واگن های قطار زیر پایت را دید. توی راهرو قطار سرم را از پنجره بیرون گرفته بودم تا باد بهار که عطر گیاهان کوهی را با خود داشت به صورتم بخورد و لحظه خزیدن لوکوموتیو قطار را در حفره سیاه تونل ها تماشا کنم که در این حال از کوپه پشت سر صدایی به گوشم رسید. برگشتم . در کوپه باز بود، آقای «روحانی» پاسدار جوانی که کمی بعد فهمیدم اهل بهشهر است، داشت با یکی از ساکنان کوپه بحث و جدل می کرد، بحثی یکطرفه. آقای روحانی که فرمانده گروههایی از بچه های زابل و زاهدان بود ، داشت با صدای بلند یکی از بچه هایی که روی تخت بالایی کوپه نشسته بود را نصیحت می کرد. کنجکاو شدم، نیم قدم که برداشتم از کنار پنجره راهرو رسیدم دم در کوپه. روحانی صورتی و بینی کشیده ای داشت. فارسی را خوب حرف می زد، اما شنونده ته لهجه شمالی اش را کاملا تشخیص می داد. موضوع بحث، بر سر سیگاری…
…بودکه با نگاهی باز از نیروهای انسانی استفاده کنیم برخی تصور می کردندکه من صرفا گزینه های مدنظر یکی از نمایندگان استان برای واگذاری مسئولیت ها انتخاب می کنم درحالیکه اصلا چنین نبود، حتی من درچهار مورد کسانی را منصوب کردم که همان نماینده 100درصد مخالف بود و از من هم دلگیر شد اما چون احساس کردم نیروی توانمندی است از او استفاده کردم. به هرحال مقداری به دلیل فضاسازی دیگران و مقداری هم به این دلیل که ممکن بود برخی انتصابات مورد شناخت هر دو طرف باشد به چنین تصوراتی دراستان شکل داد. غیر ازموضوع نیروی انسانی زیرساخت ها می توانست برای استان بسیار مهم باشد که همواره مورد توجه من وتیم کاری ام بود. برای کمک به تسریع روند احداث تونل تنگه زاغ حداقل دوبارمعاون رییس جمهور و وزیرراه را به آنجا بردم.هر ده روز یکبار خودم به آنجا سر می زدم وخدا را شکر که این مشکل استان برطرف شد. مسیرهای سمت بندرعباس-میناب، بندرعباس- رودان وبندرعباس-بندرخمیر هم با جدیت پیگیری می شد. بحث اعتبارات و بودجه نگرانی دیگر من بود و با تلاش و رایزنی توانستم میزان سهم بودجه استان را افزایش دهم. درحالی که هرمزگان دربخش درآمدهای استانی درکل کشور رتبه چهارم داشت…
…بودکه با نگاهی باز از نیروهای انسانی استفاده کنیم برخی تصور می کردندکه من صرفا گزینه های مدنظر یکی از نمایندگان استان برای واگذاری مسئولیت ها انتخاب می کنم درحالیکه اصلا چنین نبود، حتی من درچهار مورد کسانی را منصوب کردم که همان نماینده 100درصد مخالف بود و از من هم دلگیر شد اما چون احساس کردم نیروی توانمندی است از او استفاده کردم. به هرحال مقداری به دلیل فضاسازی دیگران و مقداری هم به این دلیل که ممکن بود برخی انتصابات مورد شناخت هر دو طرف باشد به چنین تصوراتی دراستان شکل داد. غیر ازموضوع نیروی انسانی زیرساخت ها می توانست برای استان بسیار مهم باشد که همواره مورد توجه من وتیم کاری ام بود. برای کمک به تسریع روند احداث تونل تنگه زاغ حداقل دوبارمعاون رییس جمهور و وزیرراه را به آنجا بردم.هر ده روز یکبار خودم به آنجا سر می زدم وخدا را شکر که این مشکل استان برطرف شد. مسیرهای سمت بندرعباس-میناب، بندرعباس- رودان وبندرعباس-بندرخمیر هم با جدیت پیگیری می شد. بحث اعتبارات و بودجه نگرانی دیگر من بود و با تلاش و رایزنی توانستم میزان سهم بودجه استان را افزایش دهم. درحالی که هرمزگان دربخش درآمدهای استانی درکل کشور رتبه چهارم داشت…