جدید به قدیم
…آنچه این روزها مردم استانهایی مانند هرمزگان با آن روبهرو هستند، فقط گرانی نیست. کمیابی روغن خوراکی، کالایی که باید همیشه و بدون دغدغه در دسترس باشد، به نگرانی اصلی خانوارها تبدیلشده است.کمبود روغن، مسئله تازهای در اقتصاد ایران نیست، اما تکرار آن هر بار یک ضعف ساختاری را برجستهتر میکند، اینکه زنجیره تأمین این کالای اساسی، بیش از آنکه بر برنامهریزی پایدار تکیه داشته باشد، وابسته به تصمیمات مقطعی، تأخیرهای اداری و بلاتکلیفی در سیاستهای ارزی است. نبود روغن خام، عدم تخصیص بهموقع ارز برای واردات و حذف شتابزده حمایتهای ارزی، صنعت روغن کشور را به نقطهای رسانده که برخی کارخانهها یا تولید را متوقف کردهاند یا با حداقل ظرفیت فعالیت میکنند. در چنین فضایی، شایعاتی مانند انبار شدن روغن نیز به بیاعتمادی بازار دامن زده و التهاب را تشدید کرده است.در این میان، هرمزگان وضعیتی خاص و نگرانکننده دارد. طی روزهای اخیر شهروندان در جستوجوی روغن، فروشگاهها را سرزدهاند و در بسیاری از مغازهها با قفسههای خالی روبهرو شدهاند.بازرسان سازمان تعزیرات حکومتی هرمزگان نیز در بازدیدهای میدانی، از عدم موجودی کافی روغن در برخی فروشگاهها خبر داده است. این در حالی است که هرمزگان، دروازه اصلی ورود روغن خام به کشور به شمار میرود…
…سفر، تعلل، بیطرفی نیست؛ بلکه «هزینهسازی پنهان برای مردم و کشور» است و اگر قرار است دولت چهاردهم با مردم صادق باشد، این صداقت باید از «تصمیمهای بهموقع، شفاف و قانونی» آغاز شود؛ بهویژه در استانی که سفر، ستون اقتصاد و رونق بازار آن است. خلاصه سخن اینکه در حکمرانی، خلأ وجود ندارد؛ اگر دولت تصمیم نگیرد، به جای آن تعلل و بلاتکلیفی، تصمیم خسارت بار و جبران ناپذیر میگیرد. راهبرد نخست برای حل چالش های مورد اشاره، «بازگرداندن ارزش طلایی زمان به سرلوحه امور مدیریت اجرایی» است. انتصاب بهموقع مدیران، نه یک اقدام اداری، بلکه ابزار کنترل ریسک، قطب نمای اعتمادسازی و اهرم پیشگیری از بحران است. در همین مدار خدماترسانی شایسته به جامعه هدف، سرپرستیهای فرسایشی باید از یک «راهحل موقت» به یک «خط قرمز حکمرانی» تبدیل شوند. راهبرد دوم، «شفافسازی مسئولیتها» است. استانداری، وزارتخانه ها و دولت مرکزی، هر سه باید شفاف سازی کنند که در صورت تعلل، چه کسی پاسخگوی افکار عمومی خواهد بود. زیرا، ابهام در مسئولیت، بزرگترین دشمن کارآمدی دولت است. راهبرد سوم، «جداسازی اصل توسعه گری از نظام چانهزنی و بده بستان» است. مناطق آزاد و نهادهای گردشگری به عنوان سازمان مدیریت مقصد، نباید گروگان تعاملات غیررسمی میان دستگاهها باشند. توسعه، زمانمند است…
هرمزگان، استانی که در سیاستهای کلی «توسعه دریامحور» به صراحت از آن بهعنوان یکی از محورهای راهبردی پیشرفت کشور یاد شده، نمیتواند با الگوهای حداقلی و محافظهکارانه مدیریت اداره شود؛ الگوهایی که بیش از آنکه توسعهساز باشند، وضع موجود را بازتولید میکنند. در این چارچوب، ظهور و تداوم صداهای مدیران هرمزگانی مطالبهگر در رسانه رسمی اهمیتی فراتر از یک کنش فردی یا گلایه مدیریتی دارد. این صداهای انتقادی، نشانه خلأ در نظام تصمیمسازی و گفتوگوی توسعه در استان هستند. برخی مدیران بومی و حتی نخبگان استانی، همچنان بر عبور از گفتمان «حفظ وضع موجود» تأکید دارند؛ گفتمانی که طی سالها، به مانع پنهان اما مؤثر توسعه هرمزگان، بهویژه در حوزه اقتصاد دریاپایه، بدل شده است. مسئله اصلی اما متوجه ساختار و رأس مدیریت اجرایی استان است.طی یک سال گذشته، نشانه روشنی از تغییر ریل مدیریتی متناسب با الزامات توسعه دریامحور مشاهده نمیشود. جناب دکتر آشوری، با سابقه تقنینی و تجربه سیاسی قابل توجه در هرم حکمرانی ملی و محلی، در مقام استاندار نیز همان منطق آهسته، خسته، کمریسک و ملاحظهمحور دوران نمایندگی مجلس را بر فضای مدیریتی استان حاکم کرده است. این سبک، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینه سیاسی کمتری برای برند شخصی جناب آشوری…
…داده است.با گسترش قاچاق سوخت، ارزشهای اجتماعی دچار دگرگونی شده و نابرابریهای آموزشی بیش از گذشته عیان شدهاند؛ گویی نابرابری آموزشی سالها در سایه مانده بود تا امروز، قاچاق سوخت آن را بیپرده و عریان به جامعه نشان دهد. در چنین شرایطی، جامعهای شکل میگیرد که بهجای ارج نهادن به تحصیل، علم و مهارت، ناخواسته مسیرهای کوتاهمدت و غیررسمی درآمدزایی را بهعنوان الگوی موفقیت بازتولید میکند. نتیجه آن است که صندلیهای کلاسهای درس، روزبهروز بیش از گذشته از حضور دانشآموزانی خالی میشود که روزگاری قرار بود چراغ راه دانایی و توسعه آینده منطقه باشند.بیتردید یکی از عوامل اصلی این روند نگرانکننده را باید در توسعه نامتوازن استان هرمزگان جستوجو کرد؛ استانی با ظرفیتهای عظیم اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک ویژه، طولانیترین مرز آبی کشور و نقش راهبردی در تجارت و انرژی، اما در عین حال گرفتار شکافهای عمیق اجتماعی و آموزشی. تناقض میان وفور منابع و فقر فرصتهای پایدار، زمینهساز گسترش فعالیتهای غیررسمی و آسیبزا از جمله قاچاق سوخت شده است.متأسفانه در سالهای گذشته، هرگاه موضوع قاچاق سوخت مورد بررسی قرار گرفته، تمرکز اصلی بر پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن بوده و ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که…
…ارم که یار امه»، «شاه حسینی جای حورون بهشتن» و ... هرگز از یادمان نخواهد رفت و همین بس تا جایگاه صالح آتون را و اهمیت وی در تاریخ موسیقی و عودنوازی هرمزگان تثبیت نماید.اگر بخواهیم تاریخ عودنوازی بندرعباس را به چند نسل تقسیم نماییم، صالح آتون متعلق به نسل اول نوازندگان عود بندرعباس است.نسلی که مسیری ناهموار را به سامان رساند و اکنون آثاری ارزشمند از این نسل (چه از حیث ارزش آثار و چه در تربیت نوازندگان دورههای بعد) برایمان به یادگار مانده است و عودنوازی هرمزگان با چنین پشتوانهای به مسیر خود ادامه داده است که بررسی فنون و شیوهی نوازندگی آنها شایستهی مقال دیگریست. صالح آتون علاوه بر موسیقی در زمینهی فرهنگ و آموزش و پرورش بندرعباس نیز یکی از خدمتگزاران لایق و جزو اولین معلمین دبستان دانشمند سورو بشمار میرود و از حیث هنر، انسانیت، شخصیت والا و خصوصیات هنرمند اصیل بومی در اوج تصور بود. دردا و دریغا که این نسل با سرعت و شتابی باورنکردنی درحال انقراض است و این اضمحلال فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم…
همانگونه که قابل پیشبینی بود و نگارنده در یادداشت پیشین در صبح ساحل نیز به آن اشاره کرده بود، دولت در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، افزایش حقوق کارمندان، بازنشستگان و سایر حقوقبگیران را ۲۰ درصد اعلام کرد؛ تصمیمی که با موجی از انتقادات اجتماعی همراه شد و حتی اعتراض صریح رئیس مجلس و جمعی از نمایندگان را نیز در پی داشت. این در حالی است که بر اساس قوانین بالادستی، از جمله قانون مدیریت خدمات کشوری، افزایش حقوق باید دستکم متناسب با نرخ واقعی تورم باشد. ماده ۱۲۵ این قانون صراحتاً بر همین اصل تأکید دارد. اما پرسش اساسی اینجاست: چگونه میتوان در شرایطی که تورم رسمی بیش از ۵۰ درصد اعلام شده و برآوردها از تورمی بالای ۷۰ درصد در سال آینده حکایت دارد، افزایش ۲۰ درصدی حقوق را عادلانه یا حتی قابل دفاع دانست؟ رئیسجمهور در دفاع از لایحه بودجه گفتهاند: «میگویند بودجه را اضافه کنید؛ از کجا بیاورم؟» پرسش دقیقاً همین است؛ از کجا باید آورد؟ کارمندان، کارگران و بازنشستگان سالهاست که از هزینههای واقعی زندگی عقب افتادهاند. شکاف میان دستمزد و معیشت هر سال عمیقتر شده و قدرت خرید حقوقبگیران بهشدت کاهش یافته است. با افزایش ۲۰ درصدی حقوق در شرایط تورم بالای ۵۰ درصد و…
…در دست ستاد بحران شهرستان نبود. همچنین تعامل ناکافی با بخش خصوصی محلی، دستگاهداران و دهیاریها برای بسیج سریع امکانات در همان دقایق اولیه، فرصتی ارزشمند را از دست داد. این ظرفیتهای بومی و دلسوز میتوانستند نقش تعیینکنندهای در کنترل اولیه سیلاب داشته باشند. عملکرد بخشدار مرکزی سیریک در پیشگیری، آمادهسازی و پاسخ به بحران، به ویژه در عدم تعامل موثر با دهیاریها و ظرفیتهای محلی بخش مرکزی، نقطه ضعف جدی و غیرقابل قبولی بود که از چشم مردم پنهان نمانده است. در این راستا، دو پیشنهاد کاربردی و مهم ارائه میشود. نخست، لزوم طراحی و اجرای برنامههای آموزشی اجباری و دورههای تخصصی مدیریت بحران برای کلیه فرمانداران، بخشداران و مدیران ستادهای بحران شهرستانها، با تاکید بر تمرینات میدانی و شبیهسازی شرایط واقعی، تا آمادگی عملیاتی لازم برای مدیریت صحنه در ساعات اولیه حساس فراهم آید. دوم، اختصاص اعتبارات لازم در بودجه سالانه برای لایروبی کامل و اصولی رودخانههای مشکلدار از جمله رودخانههای گز و هیوه، اجرای سیلبندها در کنار روستاهای در خطر و همچنین تسریع در انجام و اتمام مطالعات ساخت سد بر روی این رودخانهها در اولویت قرار گیرد. در این مسیر، با توجه به وجود روحیه مشارکتجویانه در مردم و بخش خصوصی محلی، میبایست سازوکارهای شفاف و…
…حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را حفظ کرد؛ شأنی که نه با سانسور فرو ریخت و نه با تشویقهای دیرهنگام. نام او شاید در کتابهای درسی نیامده باشد، اما در جانِ آگاهِ ایرانیان حک شده است. بیضایی به ما آموخت جهل، بزرگترین دشمن مردمان است و حقیقت، هرچند دشوار و دیررس، ارزشِ جستوجو دارد حتی اگر هزار سال طول بکشد. او امروز هم، حتی دور از صحنه، ایستاده است؛ ایستاده در تاریخ.
…یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ لایهلایه میشود و حقیقت، قربانی مناسبات قدرت و پول. اینها فقط داستان نیستند؛ تشریح وضعیتاند. با این همه، سرنوشت بیضایی به سرنوشت قهرمانان آثارش شباهت یافت: حذف، انزوا و در نهایت هجرت. همانگونه که قهرمانانش در این خاک تاب آورده نشدند، خود او نیز مجال ماندن نیافت. بیضایی رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، حافظه فرهنگی خود را پس میزند؟امروز، وقتی از غربت بیضایی سخن میگوییم، در حقیقت از غربت ایران حرف میزنیم؛ ایرانی که فرزندانش را یا به سکوت میکشاند یا به کوچ. بیضایی نه فقط یک نام بزرگ در فرهنگ معاصر، که تمثیل یک سرنوشت است: سرزمینی که دردهایش را قرنها روایت کرده، اما هنوز درمان را تاب نمیآورد. او رفت، اما آثارش ماندند؛ همچون آینهای که هر بار در آن مینگریم، چهره خودمان را میبینیم. شاید هنوز دیر نشده باشد برای فهم این حقیقت ساده: ملتی که روایتگرانش را از دست بدهد، دیر یا زود روایت خود را نیز گم خواهد کرد.
به گزارش صبح ساحل، نخسین دوره مسابقات شطرنج سریع ویژه بانوان شهرستان بندرلنگه به مناسبت گرامیداشت ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) با حضور تعدادی از شطرنجبازان بانو در ۵ دور به روش سویسی با زمان ۱۰ دقیقه برگزار شد.در پایان این رقابت ها ، هادیه هاشمی، سارا گزیری، یسرا بارانی، ستایش زبردست و زهرا بزن در مکان اول تا چهارم ایستادند. در پایان به مقام آوران حکم و هدیه، همچنین شرکت کنندگان هدیه ای به مناسبت روز مادر از سوی هیئت شطرنج بندرلنگه اهدا شد.داوری این مسابقات را مرضیه فارغی دولابی بر عهده داشت.