جدید به قدیم
… بدون نیاز به ارائه نامه عدم نیاز از دانشگاه علوم پزشکی محل سکونت بعنوان مازاد بر نیاز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از انجام خدمات موضوع قانون پزشکان و پیراپزشکان معاف شناخته می شوند.هـ) عدم اشتغال به تحصیل داوطلب در یکی از رشته های تخصصی پزشکی، PhD (دکتری تخصصی)، کارشناسی ارشد و همچنین نداشتن مدرک تخصصی پزشکی بالینی.و) سلامت جسمی و روانی متناسب با رشته انتخابی و فقدان نقص عضو و یا بیماری مؤثر حرفه ای بر حسب رشته.تبصره ۹: در صورتی که داوطلب بدون توجه داشتن به نقص عضو مؤثر حرفه ای که مانع از تحصیل و یا انجام خدمات بعد از فراغت تحصیل شود، در رشته ای پذیرفته شود ولی توسط گروه آموزشی به دلیل این نقص عضو مجاز به شروع آموزش شناخته نشود، امکان تغییر رشته توسط دبیرخانه شورای آموزش پزشکی و تخصصی مقدور نیست و اعتراضی پذیرفته نمی شود.ز) داوطلبانی که در استخدام وزارتخانه ها، نهادها و سازمان ها هستند باید نامه ای از بالاترین مقام مسئول سازمان متبوع خود مبنی بر موافقت بی قید و شرط با ادامه تحصیل ایشان در دوره دستیاری را دریافت و به دانشگاه محل قبولی ارانه کنند.داوطلب باید علاوه بر انتخاب گزینه مربوطه در…
…و تدبیر به سمت مقصد خود حرکت کند، در هرمزگان نیز هیچگونه رشد و توسعهای بدون پذیرش ریسکهای هوشمندانه ممکن نیست. در این آبهای پر از موجهای ویرانگر اقتصادی و سیاسی، فقط ناخداهایی که آمادهاند کشتیهایشان را در برابر طوفانها هدایت کنند، قادر به رسیدن به مقصد خواهند بود. آیا استاندار هرمزگان، با همه تجربه و پیشینه خود، حاضر است در دل این طوفانها ناخدای کشتی توسعه باشد؟ یا همچنان در بند آبهای آرام، با بادبانهای محافظهکارانه، از حرکت بازخواهد ایستاد؟دو) حفظ وضع موجود؛ پارو زدن در دل طوفان: تصور کنید یک کشتی بادبانی در دل طوفان را که ناخدای آن بهجای آنکه راهی برای عبور از بحرانها پیدا کند، تنها به پارو زدن در همان جهت باد شرطه، در تلاش است که تا خود و سرنشینان همراه خویش را از خطر مهیب غرق شدن نجات دهد. در شرایط بحرانزدهای که هرمزگان در آن قرار دارد، تکیه بر رویکرد «حفظ وضع موجود»، چیزی جز حرکت در جهت باد مخالف درون یک گرداب تندری نیست. در حالی که دریاهای بیکران اقتصاد هرمزگان از فرصتهای بیشماری برای توسعه برخوردار است، همچنان شاهد رفتارهایی هستیم که از ترس غرق شدن در طوفانهای اقتصادی و اجتماعی، به جای حرکت به سمت افقهای روشن…
…ندهد یا درست در آستانهی پیشرفت، بحرانی تازه بیافریند. این مقاومت اغلب از ترسِ از دست دادن هویت قبلی میآید. برای کسی که سالها خود را قربانی، افسرده، ناموفق یا تنها تعریف کرده، بهتر شدن یعنی از دست دادن داستانی که با آن شناخته شده است. جامعه نیز این هویتها را بازتولید میکند ما اغلب با درد دیده میشویم، نه با سلامت. در شبکههای اجتماعی، رنج روایتپذیرتر از بهبود است. شکست همدلی میآورد، اما رشد گاه حسادت یا فاصله ایجاد میکند. از منظر جامعه شناسی، تغییر فردی همیشه در خلا رخ نمیدهد. بهتر شدن میتواند تعادل روابط را بر هم بزند: خانوادهای که به نقش بیمار عادت کرده، ممکن است ناخودآگاه در برابر بهبود مقاومت کند چرا که با سلامت فرد، نقشهای دیگران نیز باید تغییر کند. بنابراین مقاومت، فقط درون فرد نیست در شبکهای از روابط، انتظارات و مناسبات قدرت تنیده شده است. بهتر شدن، به معنای خروج از جایگاهی است که هرچند دردناک، اما تثبیتشده بوده است.ترس از مسئولیتِ خوب شدنیکی از ابعاد کمتر دیدهشدهی بهبود، افزایش مسئولیت است. وقتی حالمان بد است، جامعه دستکم در سطح گفتمان، حق خطا، عقبنشینی و ناتوانی بیشتری به ما میدهد. اما «آدم سالم» باید تصمیم بگیرد، انتخاب کند و پاسخگو…
…شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا جهان در حال ورود به مرحلهای تازه از چندقطبی شدن است یا در آستانه فروپاشی نظم موجود قرار دارد. نشانهها حاکی از آن است که قدرتهای سنتی دیگر توانایی کنترل کامل تحولات را ندارند و بازیگران جدید، چه در عرصه فناوری و چه در عرصه اجتماعی، در حال شکلدادن به قواعد تازهای هستند. فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر، نه تنها اقتصاد جهانی را دگرگون میکنند بلکه سیاست بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. در سال ۲۰۲۵، بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه فناوری انجام دادند تا از وابستگی به منابع سنتی بکاهند و جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کنند.با این حال، بحرانهای انسانی و اقلیمی همچنان سایه سنگین خود را بر جهان گستردهاند. میلیونها نفر در سودان، یمن و افغانستان با ناامنی غذایی و بیخانمانی مواجه شدند و جامعه بینالملل نتوانست پاسخ مؤثری به این بحرانها ارائه دهد. در اروپا، موج جدیدی از مهاجرت ناشی از جنگها و تغییرات اقلیمی، سیاست داخلی کشورها را تحت فشار قرار داد و زمینهساز رشد جریانهای پوپولیستی شد. در آمریکا، شکافهای اجتماعی و سیاسی عمیقتر شدند و بازگشت ترامپ به قدرت این شکافها را تشدید کرد.در مجموع…
باز هرمزگان و بندرعباس چهرهی دیگری از نامداران خود را در عرصهی موسیقی از دست داد. صالح آتون از میان ما رفت و باری گران بر نبودنها و از دستدادنها و فقدانهای عرصهی فرهنگ و هنر این دیار و به طور خاص موسیقی بر جای نهاد. صالح آتون بینیاز از معرفی و یدک کشیدن الفاظ است. نام و آوازهی او در موسیقی و حافظهی شنیداری هرمزگان و بندرعباس همواره زنده و جاریست. نوای عود او در ترانههایی همچون «پشت باغ مولوی»، «خیابون دلگشا»، «خونسرخ ارم که یار امه»، «شاه حسینی جای حورون بهشتن» و ... هرگز از یادمان نخواهد رفت و همین بس تا جایگاه صالح آتون را و اهمیت وی در تاریخ موسیقی و عودنوازی هرمزگان تثبیت نماید.اگر بخواهیم تاریخ عودنوازی بندرعباس را به چند نسل تقسیم نماییم، صالح آتون متعلق به نسل اول نوازندگان عود بندرعباس است.نسلی که مسیری ناهموار را به سامان رساند و اکنون آثاری ارزشمند از این نسل (چه از حیث ارزش آثار و چه در تربیت نوازندگان دورههای بعد) برایمان به یادگار مانده است و عودنوازی هرمزگان با چنین پشتوانهای به مسیر خود ادامه داده است که بررسی فنون و شیوهی نوازندگی آنها شایستهی مقال دیگریست. صالح آتون علاوه بر موسیقی در…
بیضایی سینما و تئاتر را به کلاس درس بدل نکرد، اما هر اثرش درسی تمامعیار بود؛ دربارهی قدرت، دروغ، اسطوره، زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند…
او که خود ایران بود و ایران در او تداوم مییافت. اندوهبار آنکه ایرانِ ما، زخمی و فرسوده، در غربت جان میسپارد؛ و چه تمثیل تلخی که مردی با چنین عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده…
…نخواهد شد.4-گزارشات رسمی حاکی از آن است که توان موشکی ایران نسبت به قبل از جنگ 12 روزه به بیش از ده برابر افزایش و ارتقا ء یافته است و اگر در جنگ 12 روزه 500 موشک به سمت سرزمین های اشغالی شلیک شده، در صورت جنگ مجدد، 5000 موشک قویتر از موشکهای قبلی به سوی اسرائیل شلیک خواهد شد، که مساوی است با نابودی کلیه زیر ساختها و صنایع نظامی و استراتژیک در تمامی شهرهای اسرائیل و مایوس شدن حامیان آن در اروپا و آمریکا از موجودیت رژیم غاصب.5-خسارات و آسیبهای وارده در جنگ 12 روزه به مناطق حساس رژیم صهیونی که اخبار آن به مرور آشکار و در حال پخش است، حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی ضربات سخت و مهلکی را از موشکهای ایران دریافت کرده، و با گذشت شش ماه از جنگ 12 روزه هنوز موفق به بازسازی آنها نشده است. از این رهگذر بیش از 20 میلیارد دلار خسارت برآورده شده که به سادگی برای رژیم جعلی قابل جبران نیست. در پایان لازم به توضیح است، هرکدام از دلایل پنجگانه اگر از این کارکرد خارج شود، باید برای مقابله با جنگ احتمالی، آمادگی بیشتری را کسب کرد.روزنامه صبح ساحل
در مرکز شهر بندرعباس، جوی آبی پر از کثیفی و پشه وجود دارد که با وجود نزدیکی به مرکز بهداشت، اقدامی جدی برای پاکسازی و رسیدگی به آن صورت نگرفته است. ساکنان منطقه بارها این موضوع را به مسئولان مربوطه اطلاع دادهاند، اما پیگیریها تاکنون بینتیجه بوده است.با اعلام کارشناسان درباره افزایش پشه آئدس، ناقل بیماریهایی مانند تب دنگی، نگرانیها در میان شهروندان بیشتر شده است. ادامه این بیتوجهی میتواند سلامت عمومی را با خطر مواجه کند و انتظار میرود مرکز بهداشت، که همواره نسبت به خطرات این پشه هشدار میدهد، در عمل نیز نظارت و رسیدگی بیشتری به چنین مواردی داشته باشد.
…در اختیار روزنامه صبح ساحل قرار گرفته است، دقیقاً از همین زاویه قابل بازخوانی و تفسیر است. استناد صریح این بیانیه به اصل ۲۴ قانون اساسی و قانون مطبوعات، نشان میدهد که این اعتراض نه احساسی است و نه صنفی صرف؛ بلکه دفاع از یک حق عمومی است: حق مردم برای دانستن. آزادی رسانهها لطف مدیران نیست که در روزهای آرام اعطا شود و در روزهای بحران پس گرفته شود. بررسی دقیق تر منابع خبری ما در روزنامه صبح ساحل و واقعیت ماجرا موید این نکته مهم است که رسانههای محلی جزیره قشم، در جریان این بحران، نه در مقابل مدیران، بلکه در کنار مردم ایستادند؛ همان مردمی که مدیریت بحران اساساً برای آنان تعریف شده است. اگر گزارشهای میدانی خبرنگاران نبود، بسیاری از کاستیها، مطالبات و حتی اقدامات انجامشده، هرگز بهدرستی دیده و پیگیری نمیشد. این واقعیت تلخ است، اما باید پذیرفت: در بسیاری از بحرانها، رسانهها کارکردی مؤثرتر از برخی جلسات پرشمار و بیخروجی داشتهاند. نکتهای که نباید از آن عبور کرد، مسئولیت گفتار مدیران است. مقام دولتی در مأموریت اداری، «شخص عادی» نیست. هر جمله او میتواند اعتماد بسازد یا آن را تخریب کند. مطالبه اصلاح رسمی اظهارات و عذرخواهی علنی، نه زیادهخواهی است و نه تهدید…