جدید به قدیم
ازدواج، آغاز یک پیوند انسانی است که آثار حقوقی و قانونی نیز به همراه دارد. اما بسیاری از زوجها پیش از عقد نکاح از آن بیاطلاعاند و این ناآگاهی از حقوق و تکالیف در زندگی مشترک میتواند بعدها منشأ اختلافاتی شود که دلیل آن به عدم اطلاع از قانون بر می گردد. بنابراین باید دانست که ازدواج علاوه بر اینکه پیوندی عاطفی محسوب می شود، آثار و تعهدات حقوقی متقابلی نیز برای زوجین به همراه دارد که می تواند شروع بخش قابل توجهی از اختلافات باشد. در این یاداشت تلاش شده است تا به مهمترین نکات قانونی که پیش از ازدواج زن و مرد باید از آن اطلاع داشته باشند بپردازیم.
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
در ۴ دسامبر، دولت دونالد ترامپ استراتژی امنیت ملی (NSS) جدیدی را با تمرکز بر تقویت حضور نظامی بیشتر در نیمکره غربی، ایجاد تعادل در تجارت جهانی، تشدید امنیت مرزی و پیروزی در جنگ فرهنگی با اروپا منتشر کرد. دومین سند راهبردی امنیت ملی ترامپ، چه از نظر محتوا و چه از نظر لحن، یک تغییر اساسی از استراتژیهای گذشته است، از جمله سند راهبردی امنیت ملی که هشت سال پیش در اولین دوره ریاست جمهوری خود منتشر کرد.
24 سال پس از شبی که یک راننده جوان بشاگردی در جادهای تاریک با ضربه چاقو جان باخت و قاتلانش گریختند میگذرد، پروندهای که سالها با داغی بیانتها در حافظه یک خانواده و یک منطقه باقی مانده بود، سرانجام با رضایت اولیای دم و پرداخت دیه به صلح و سازش انجامید.
تحریمها، بیثباتی و دخالتهای خارجی، یک سال پس از سقوط اسد، هنوز هم برای احمد الشرع مشکلساز هستند و سوریه تجزیهشده برای فرار از چرخه خشونت تلاش میکند. اگر حضور در همه جا و دست دادن تنها معیارهای موفقیت بودند، احمد الشرع میتوانست دیپلمات سال باشد؛ چراکه او از زمان به قدرت رسیدن ناگهانیاش، یک حمله دیپلماتیک جذاب را آغاز کرده و روابط خود را با کشورهای غربی و عربی که از اسد دوری میکردند و زمانی الشرع را تروریست میدانستند، تقویت کرده است. از زمانی که الشرع رسماً در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ رئیس جمهور سوریه شد، در مجموع ۲۱ سفر بینالمللی عمومی به ۱۳ کشور انجام داده است. این سفرها شامل بازدید از مجمع عمومی سازمان ملل، کنفرانس تغییرات اقلیمی در برزیل و اجلاسهای متعدد عربی میشود. در جبهه سرمایهگذاری، وعدههای خارجی در حال افزایش است. عربستان قول سرمایهگذاریهایی به ارزش بیش از 6 میلیارد دلار را داده است. قطر به احیای صنعت نفت و گاز کمک میکند و احتمالاً مجموعه نهایی تحریمهای ایالات متحده در رأیگیری قبل از کریسمس لغو خواهد شد. اما آنچه واضح است این است که سوریه پس از تبدیل شدن به زمین بازی بازیگران خارجی، با تنشهای شدید داخلی و خارجی روبرو است.
روبر مرل، نویسنده و اندیشمند فرانسوی، از آن چهرههایی است که هر بار نامش در میان خوانندگان ادبیات داستانی شنیده میشود یادمان میآید که ادبیات تنها برای سرگرمی نیست بلکه میتواند آیینهای تیز و بیرحم باشد برای نشان دادن شکنندگی تمدن، تناقضات انسان و آن لایههای پنهان خشونت که زیر پوست زندگی روزمره جریان دارد. مرل در آثارش بهجای آنکه به تخیل دوردست پناه ببرد، دقیقا در همان نقاطی میایستد که تاریخ و روان انسان بیش از همیشه به لرزه میافتند: جنگ، دیکتاتوری، سقوط اجتماع و تلاش فرد برای بقا. از میان دهها اثر او دو رمان «قلعه مالویل» و «مرگ کسب و کار من است» اهمیتی ویژه دارند یکی تصویری از فروپاشی و بازسازی یک جامعه کوچک پس از یک فاجعه جهانی و دیگری نفوذ به ذهن یک جلاد مدرن که بهدنبال فرار از مسئولیت اخلاقی اعمال خود است. این دو اثر در ظاهر به دو جهان کاملا متفاوت تعلق دارند، اما در عمق، هر دو یک پرسش محوری را دنبال میکنند: وقتی همه ساختارها فرومیریزند چه سیاسی، چه اخلاقی، چه اجتماعی، ماهیت انسان چیست؟
قتل همسر رئیس تعزیرات حکومتی همدان توسط پسر 28 ساله خانواده، پرده از سالها خشونت خانگی برداشت؛ جنایتی که متهم میگوید برای دفاع از مادرش مرتکب آن شده است.
ماده یک طرح اصلاحی قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی روز چهارشنبه ۱۲ آذر ماه، در صحن علنی مجلس با رای موافق ۱۷۷ نماینده از مجموع ۲۳۴ نماینده حاضر به تصویب رسید. این طرح که کلیات آن در ۱۸ آبان ماه در صحن علنی مجلس مورد موافقت نمایندگان قرار گرفت، یکی از طرحهای جنجالی و البته مهم در حقوق خانواده است. طرح اصلاح موادی از قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و قانون مدنی که اگر چه صرفا به موضوع مهریه محدود نمیشود و به موضوعاتی چون دیه جرائم غیرعمد و ضمان قهری نیز مرتبط است به جهت تحت الشعاع قرار دادن حقوق مالی زن و مهریه به موضوعی بحث بر انگیز تبدیل شده است.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی تاکید کردند: «حفظ امنیت، حرمت و کرامت» از حقوق اصلی زنان است و بر خلاف سرمایهداری غرب که کرامت زن را لگدمال میکند، اسلام بر رعایت کامل احترام زن تأکید دارد.
۱۲ آذر، روز جهانی افراد دارای معلولیت در ایران بیشتر شبیه آیینی نمادین است تا فرصت آگاهی بخشی. شبکههای رسمی پیامهای تبریک منتشر میکنند، مسئولان وعدههای تکراری میدهند و رسانهها چند گزارش پر از شعار تولید میکنند. اما تجربه زیسته میلیونها فرد دارای معلولیت چیز دیگری است تجربهای که شباهتی به این روایتهای امیدوارکننده ندارد. در بسیاری از شهرها، برجها سر به فلک کشیدهاند، پیادهروها سنگفرشهای گران قیمت دارند و سامانههای حمل و نقل شهری هر سال بودجههای میلیاردی دریافت میکنند، اما هنوز برای میلیونها انسانِ دارای معلولیت، شهرها چیزی بیش از یک هزارتوی خشن و غیر قابل زیست نیستند. ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی جامعه طوری چیده شدهاند که بدن استاندارد را مرکز جهان میدانند و هر بدن متفاوت، شکننده یا کم توان را در حاشیه مینشانند. در چنین فضایی، افراد دارای معلولیت نهتنها با محدودیتهای جسمی یا ذهنی دست و پنجه نرم میکنند، بلکه با تبعیضی ساختاری مواجهاند که ریشه در نگاه نابرابر به ارزش بدنها، کار، تولید و مشارکت اجتماعی دارد. این تبعیض تنها یک مشکل فردی یا اخلاقی نیست. مسئله، عادتهای غلط فرهنگی و نگرشهای ترحمآلود هم نیست گرچه هر دو نقش خود را دارند. مسئله اصلی در سطحی عمیقتر عمل میکند جایی که نهادها، قوانین، نظامهای اداری و ساز و کارهای اقتصادی مشارکت برابر را ناممکن میسازند و بدنهایی را که با الگوی غالب سازگار نیستند، از حقوق اساسی شهروندی محروم میکنند. جامعهای که ارزش افراد را با بهرهوری اقتصادی و توانایی تطبیق با سرعت سرسامآور بازار میسنجد ناگزیر بخش بزرگی از جمعیت را از دایره شهروندی کامل حذف میکند. در چنین شرایطی معلولیت نه صرفا یک محدودیت جسمی، بلکه بازتابی از نابرابریهای اجتماعی، فقر اقتصادی و خشونت نهادین است. اگر قرار است این روز را گرامی بداریم، معنایش نه جشن گرفتن دستاوردهای خیالی بلکه دیدن شکافهای عمیقی است که هنوز پابرجاست.
سایت ایرانخودرو بسته شد