جدید به قدیم
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…در ادبیات امنیتی، همواره سناریوهایی درباره اختلال در این مسیر مطرح بوده، اما واقعیت وابستگی متقابل اقتصاد جهانی، هرگونه بحران در آن را به مسئلهای فراتر از مرزهای منطقه تبدیل میکند.در همین چارچوب، کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس بهعلت وابستگی تحقیرآمیز بیش از حد به بازیگران بیرونی، با نوعی آسیبپذیری ژئوپلیتیکی همیشگی مواجه شدهاند. زیرا امنیت این منطقه بیش از آنکه از بیرون قابل تضمین باشد، به تعامل و سازوکارهای درونمنطقهای وابسته است. تجربه تاریخی نشان داده است که هرچه میزان امنیتسازی بیرونی افزایش یافته، پیچیدگیها و تنشها نیز تشدید شدهاند.در مقابل، نقش بازیگران منطقهای در شکلدهی به موازنه قدرت، همواره تعیینکننده بوده است. توانمندیهای دفاعی و حضور مستمر در آبهای جنوبی، بخشی از این معادله محسوب میشود که در نگاه راهبردی، با هدف ایجاد بازدارندگی و حفظ ثبات منطقهای دنبال شده است. در عین حال، بحثهایی مانند محاصره یا فشار دریایی در سناریوهای بحران، بیشتر در سطح نظریههای نظامی مطرح بوده و در عمل، با توجه به درهمتنیدگی منافع اقتصادی جهانی، با محدودیتهای جدی مواجه است و هرگز توان محدودکردن ایران را نخواهد داشت.در نهایت، خلیج فارس همچنان در نقطه تلاقی تاریخ و سیاست ایستاده است؛ جایی که از امامقلیخان در قرن هفدهم تا رئیسعلی دلواری…
…این کشوربارها نسبت به جنایتهای رژیم اسرائیل در غزه، کرانه باختری و لبنان انتقاد کرده و خواستار کاهش حمایتهای اروپا از این رژیم و اعمال تحریمها برای فشار آن شد. مخالفت اسپانیا و بعد از آن مخالفت ایتالیا با حمله به ایران از یکسو به دلیل سیاست ضد جنگ حکومتها و ملت آنها است. حکومت و مردم این کشورها بخاطر آسیبهایی که از جنگهای ویران متحمل شدهاند به شدت نسبت به آغاز هر جنگی حساسیت نشان میدهند. از سوی دیگر جنگهای سالهای اخیر در خاورمیانه آنها را نسبت به جنگی دیگر و آشوب در خاورمیانه نگران کرده است. موج مهاجرتها بعد از بحران سوریه جمعیت زیادی را از خاورمیانه روانه اروپا کرد که این کشورها تاکنون مجبور به میزبانی از آن مهاجران و پناهندگان کرده است. علاوه بر این دو موضوع حساسیت اقتصاد اروپا به کاهش عرصه جهانی انرژی باعث مخالفت نسبت به جنگ در منطقه و خلیج فارس کرده است. این کشورها از ابتدا موضع واقعبینانهتری نسبت به تحولات منطقه داشتند. تمدن در مقابل جنایت و وحشیگریموضعگیری حمایتی اسپانیا و ایتالیا نسبت به ایران یادآور ویژگی مشترک آنها یعنی تاریخ و تمدن چند هزار ساله شد. به ویژه از زمانی که دونالد ترامپ از نابودی تمدن حرف میزد…
اینجا ساحل «خواجه عطا» بندرعباس است، سکونتگاهی در شمال حساسترین آبراه جهان که سه تاب چوبی کوتاه و بلند آن، نماد «تاب آوری» است. این ساحل که به فستیوال مردمی ش معروف و شناخته می شود قصه های حماسی هزاره اخیر «هرمزگان» و «بندرعباس» را با زبان هنر و موسیقی و هویت و فرهنگ ساحل نشینی تفسیر و بازروایت کرده است. هرمزگانی های امروزی سابقه پنج قرن حکمرانی باشکوه نیاکان خود یعنی «ملوک هرموز» را فراموش نکرده اند ولی بسیاری از ایرانیان نمی دانند که نام تنگه هرمز یادگار کدام سلسله است و نام این آبراه مهم از کجا ریشه گرفته است! بعید می دانم «خواجه کمال الدین عطا» را هم بشناسند؛ شخصیتی حماسی که ۵۲۰ سال پیش در مقابل اشغالگران پرتغالی، ایستاد و نامش به عنوان نخستین قهرمان ایرانی مبارزه با استعمار ثبت شد.این روزها که بازارهای انرژی جهان در پی نوسانات ناشی از جنگ ایران، در شوک به سر میبرند، در ساحل خواجهعطا، «ارز رایج» نه دلار آمریکاست و نه یوآن چین، بلکه از جنس دیگری است. اگر اقتصاد را علم تخصیص منابع کمیاب بدانیم، امروز «شادمانی» استراتژیکترین منبعی است که مردمان این ساحل برای حفظ و توسعه آن دست به احتکار نزدهاند؛ بلکه آن را…
…این مقاله، ضمن تحلیل قدرت بازدارندگی ایران و توانایی آن در ایجاد ناامنی در تمام تاسیسات نفتی منطقه، به ابعاد ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نظامی خارک در این جنگ تمام عیار میپردازد.خارک؛ خط قرمز ایران در بحبوحه جنگخارک، فراتر از یک پایانه نفتی، به نمادی از مقاومت و اقتدار ملی ایران تبدیل شده است. حمله به آن، صرفاً یک اقدام نظامی نیست، بلکه توهینی آشکار به حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران تلقی میشود. ایران، با تمام توان، از این خط قرمز دفاع خواهد کرد و هرگونه تلاش برای تصرف یا تخریب آن را، نقطه آغازی بر یک درگیری تمامعیار در منطقه خواهد شمرد. در شرایط جنگی کنونی، ایران توانمندیهای دفاعی خود را در خارک و سایر نقاط استراتژیک به طور قابل توجهی تقویت کرده است. سامانههای پدافندی پیشرفته، نیروهای نظامی زبده و آمادگی کامل در برابر انواع تهدیدات، از جمله حملات هوایی، موشکی و زمینی، از جمله تدابیری است که ایران برای حفاظت از این جزیره اتخاذ کرده است. این آمادگی، بازدارندگی را در برابر مهاجمین افزایش داده و هرگونه محاسبه اشتباه را پرهزینه خواهد کرد.قدرت بازدارندگی عملی ایران ایران بارها و بارها هشدار داده است که در صورت تجاوز به منافع حیاتیاش، با قاطعیت پاسخ خواهد داد…
…حس ناامنی نسلی است که آینده را مبهم میبیند. نسلی که با قراردادهای کوتاهمدت، اجارههای سرسامآور و درآمدهای ناپایدار دستوپنجه نرم میکند، چگونه میتواند با اطمینان، قدم در مسیر تشکیل خانواده بگذارد؟از سوی دیگر، زوجهایی که ازدواج کردهاند اما تمایلی به فرزندآوری ندارند نیز استدلالی مشابه دارند: «نمیخواهیم روزی فرزندمان از ما بپرسد با وجود آگاهی از این شرایط اقتصادی، چرا ما را به دنیا آوردید؟» این پرسش، بیش از آنکه نشانه بیمیلی به فرزند باشد، بیانگر دغدغهای اخلاقی است.دغدغهی تأمین آیندهای آبرومند و باکیفیت برای نسلی که قرار است بار فردای این سرزمین را بر دوش بکشد. واقعیت آن است که سیاستهای جمعیتی، اگر از بستر اقتصادی جدا شوند، به نتیجهی مطلوب نخواهند رسید. تشویق به فرزندآوری بدون مهار تورم، بدون ایجاد اشتغال پایدار، بدون ساماندهی بازار مسکن و بدون حمایت مؤثر از خانوادهها، بیشتر به یک تناقض میماند تا یک راهبرد ملی. خانوادهای که از تأمین پوشک، شیرخشک یا هزینه درمان کودک خود نگران است، چگونه میتواند به داشتن فرزند دوم یا سوم بیندیشد؟ اگر نگران پیر شدن جمعیت هستیم، باید پیش از هر چیز نگران جوان ماندن امید در دل جوانان باشیم. امیدی که با ثبات اقتصادی، عدالت اجتماعی و چشماندازی روشن از آینده شکل…
…را در کنار قدرت ملی تعریف کند، نه در تقابل با آن. حضور ایران در میز مذاکره به معنای چشمپوشی از اصول نیست، بلکه نشاندهنده اعتماد به نفس ملی و باور به توان کشور برای دفاع از منافع خود در هر عرصهای است؛ چه میدان سیاست، چه اقتصاد و چه امنیت.این رویکرد پیام مهمی برای افکار عمومی داخلی نیز دارد. ملت ایران طی دهههای گذشته هزینههای سنگینی برای حفظ استقلال خود پرداخت کرده و طبیعی است که انتظار داشته باشد سیاست خارجی کشور نیز بر همین مبنا پیش رود. مذاکرهای که از موضع قدرت انجام شود، میتواند امید اجتماعی به تحقق منافع ملی را افزایش دهد و اعتماد عمومی را تقویت کند؛ اما گفتوگویی که از موضع ضعف صورت گیرد، ممکن است به تضعیف سرمایه اجتماعی بینجامد. از همین رو، تأکید بر عزت ملی در کنار تعامل بینالمللی، در واقع پاسخی به همین مطالبه عمومی است.در سطح منطقهای نیز این سیاست میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. بسیاری از کشورهای منطقه با دقت روند مذاکرات ایران را دنبال میکنند، زیرا نتیجه آن میتواند بر موازنه قدرت و امنیت جمعی اثر بگذارد. اگر ایران بتواند نشان دهد که میتوان همزمان با حفظ استقلال و اقتدار، در گفتوگوهای بینالمللی نیز نقشآفرین…
… انگیزه دور زدن مقررات افزایش مییابد. این روند نهتنها شفافیت را کاهش میدهد، بلکه بیاعتمادی را در فضای اقتصادی تقویت میکند.نکته مهم دیگر، فشار نامتوازن بر کسبوکارهای کوچک است. واحدهای بزرگتر شاید بتوانند با مقیاس تولید بالا بخشی از هزینهها را مدیریت کنند، اما قنادیهای کوچک که با حاشیه سود محدود فعالیت میکنند، آسیبپذیرترند. قیمتگذاری دستوری میتواند بقای این واحدها را تهدید کند و در نهایت به کاهش رقابت در بازار بینجامد.در این میان، نباید فراموش کرد که گرانی زولبیا و بامیه، معلول تورم عمومی و افزایش هزینههای تولید است. اگر هدف حمایت از مصرفکننده است، سیاستهای مؤثرتر میتواند بر کاهش هزینه نهادهها، ثباتبخشی به اقتصاد کلان یا پرداخت یارانه هدفمند به اقشار کمدرآمد متمرکز شود. چنین راهکارهایی بهجای سرکوب قیمت، ریشههای گرانی را هدف قرار میدهد.بنابراین موضع انتقادی نسبت به قیمتگذاری دستوری به معنای بیتوجهی به فشار بر مصرفکننده نیست.ما میپذیریم که ۴۵۰ هزار تومان برای بسیاری از خانوادهها رقم بالایی است. اما معتقدیم راه مقابله با این گرانی، دستکاری عدد روی تابلوی قنادی نیست، بلکه اصلاح سازوکارهایی است که هزینه تولید را بالا برده است. حمایت پایدار از مصرفکننده از مسیر اقتصاد سالم و شفاف میگذرد، نه از مسیر تثبیت دستوری قیمتها.روزنامه صبح…
…به کاهش اعتبار منجر شود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که پشت ابهام، ارادهای برای اقدام وجود ندارد، اثر بازدارندگی از بین میرود. بنابراین کارایی چنین جملهای وابسته به زمینه سیاسی، سابقه رفتار و میزان باورپذیری تهدید است. در مورد ترامپ، سابقه اقداماتی مانند خروج از توافق هستهای یا اعمال تحریمهای شدید، به این نوع جملات وزن بیشتری میداد. ابهام وقتی مؤثر است که پشت آن سابقه عمل وجود داشته باشد. از منظر ایران نیز، چنین جملهای به معنای ضرورت مدیریت ریسک است. در مواجهه با ابهام راهبردی، گزینههای پاسخ محدود میشوند. واکنش تند میتواند به تشدید تنش بینجامد و واکنش منفعلانه ممکن است به معنای پذیرش فشار تلقی شود. بنابراین بازی وارد مرحلهای میشود که در آن هر دو طرف در حال آزمون یکدیگرند، نوعی «بازی صبر» که در آن زمان به ابزار تبدیل میشود. در بعد زمانی نیز این جمله حامل پیام تعلیق است و تعلیق خود یک تکنیک فشار است. وقتی تصمیم نهایی اعلام نمیشود، فضای روانی ناپایدار باقی میماند. بازارها واکنش نشان میدهند محاسبات امنیتی تغییر میکند و دستگاه دیپلماسی در حالت آمادهباش قرار میگیرد.گوینده جمله بدون شلیک حتی یک گلوله، محیط تصمیمگیری طرف مقابل را متأثر میکند. این همان قدرت کلام در…
ایشان اعلام کردهاند که «با فیلترینگ فضای مجازی سالانه ۳۰ هزار میلیارد تومان به جیب عدهای میرود.» عددی که اگر دقیق باشد، نشاندهنده شکلگیری یک بازار غیرشفاف و رانتی در سایه سیاستهای محدودکننده است. اما این سخن، خود پرسشهای جدیتری را پیش میکشد. اگر واقعاً سالانه دهها هزار میلیارد تومان از جیب مردم به سمت فروشندگان فیلترشکن سرازیر میشود، پرسش اساسی این است: آیا مافیای فیلترشکن این همه در کشور قدرت دارند که کسی یارای مقابله با آنها را ندارد؟ چرا این چرخه متوقف نمیشود؟ آیا قدرت این شبکههای پنهان از رئیسجمهور بیشتر است یا ارادهای برای اصلاح این وضعیت وجود ندارد؟ سالهاست که سیاست فیلترینگ نهتنها به هدف اعلامی خود نرسیده، بلکه به گسترش استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیتها انجامیده است. میلیونها کاربر ایرانی ناچارند برای دسترسی به پلتفرمهای جهانی هزینه بپردازند. نتیجه چه بوده است؟شکلگیری بازاری زیرزمینی، بدون نظارت، بدون پرداخت مالیات شفاف و بدون پاسخگویی. این وضعیت دو پیامد همزمان داشته است: نخست، فشار مضاعف اقتصادی بر مردم و دوم، ایجاد یک منبع درآمد هنگفت برای گروههایی که در تاریکی فعالیت میکنند. در این میان یک نکته اساسی وجود دارد: رئیس قوه مجریه یا باید اراده و توان جمعکردن این بساط را داشته باشد یا…