جدید به قدیم
… مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حوزهای کاملاً تخصصی با رویکردی فرهنگی هویتی است که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار و حتی نوع نگاه مدیریتی نیز متفاوتاند. حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان با توجه به ظرفیتهای بینظیر استان از سواحل و جزایر گرفته تا آثار تاریخی نیازمند مدیریتی تماموقت و خلاق است که بتواند این ظرفیتها را به فرصتهای اقتصادی تبدیل کند. از سوی دیگر، معاونت اقتصادی نیز در شرایط حساس اقتصادی کشور، نقشی حیاتی در بهبود وضعیت معیشتی مردم دارد. جمع کردن این دو مأموریت در یک نفر، حتی اگر شخص کارنامه عملکردی مثبتی داشته باشد عملاً به معنای کمتوجهی ناخواسته به یکی از این حوزههاست. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کارآمدی و پاسخگویی نظام مدیریتی است. اگر هدف، توسعه واقعی استان هرمزگان است، باید از تمرکز بیمورد مسئولیتها پرهیز کرد و با اعتماد به نیروهای متخصص، فرصت مدیریت را به افراد بیشتری سپرد. تداوم چنین رویهای نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه این پیام را به جامعه منتقل میکند که شایستهسالاری جای خود را به تکرار…
…را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند.در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آنکه شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیدهاند، شاهد تعطیلی یا نیمهتعطیلی گستردهای هستیم که توجیه منطقی ندارد. گویی بخشی از بدنه دولتی تصور میکند در شرایط سخت، اولین گروهی که باید از کار معاف شوند، خود ادارات هستند. این تصور نه تنها نادرست بلکه برای آینده کشور خطرناک است. اقتصاد فرسوده؛ نیازمند حرکت قوی، نه خواب اداریاقتصاد شکننده فعلی ایران در شرایطی قرار دارد که کوچکترین توقف میتواند بزرگترین آسیب را ایجاد کند. در چنین وضعیتی…
…در واقع، سازمان ملل متحد بستری فراهم کرده است تا دولتها بتوانند اختلافات خود را در چارچوب قواعد حقوق بینالملل و از طریق سازوکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند و به جای تقابل، مسیر تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار…
…را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری را متوقف نکنند.اما امروز در جنگ اخیر میهن، با وجود آنکه شهرها کمترین آسیب فیزیکی را دیدهاند، شاهد تعطیلی یا نیمهتعطیلی گستردهای هستیم که توجیه منطقی ندارد. گویی بخشی از بدنه دولتی تصور میکند در شرایط سخت، اولین گروهی که باید از کار معاف شوند، خود ادارات هستند. این تصور نه تنها نادرست بلکه برای آینده کشور خطرناک است.اقتصاد فرسوده؛ نیازمند حرکت قوی، نه خواب اداریاقتصاد شکننده فعلی ایران در شرایطی قرار دارد که کوچکترین توقف میتواند بزرگترین آسیب را ایجاد کند. در چنین وضعیتی…
…از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان، برای خندیدن از ته دل و برای فراموش کردن کابوسها بود. من از شما میپرسم؛ سهم کودکان میناب از شادی و تفریح کجاست؟ آلام و استرسهای پس از فاجعه، با دیوارهای سنگی درمان نمیشود. این نسلِ داغدیده، نیازمند فضایی مفرح و شاد است. احداث یک شهربازی بزرگ و در شأن کودکان میناب، کمترین کاری است که میتوان برای کاهش رنجهای این فرشتگان زمینی انجام داد. بیایید با ایجاد فضایی سرشار از هیجانِ مثبت و بازی، رنگِ خاکستریِ ترس را از دنیای کودکانهشان پاک کنیم. من یقین دارم روح هانی و حامد عزیزم و تمام شهدای دانشآموز این شهر…
…منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی منصفانه تأکید کرد که درصد تخلفات شوراها در مقیاس ملی، در مقایسه با گستردگی این نهاد، رقم بالایی نیست و خوشبختانه اکثریت اعضای شوراهای اسلامی با سلامت، صداقت و دغدغه خدمت به مردم،فعالیت میکنند. تعمیم عملکرد معدودی از افراد یا شوراهای مسئلهدار به کل این نهاد، نه منصفانه است و نه به نفع مشارکت مردمی.در مجموع، راهحل مشکلات موجود، حذف یا تضعیف شوراها نیست؛ بلکه اصلاح سازوکارها، آموزش حقوقی و تخصصی اعضا، پرهیز از سیاسیکاری، شفافیت مالی و فراهم کردن زمینه حضور افراد توانمند است. تجربه شش دوره شوراها نشان میدهد که شورای ضعیف قابل اصلاح است، اما نبود شورا به معنای حذف صدای مردم از مدیریت محلی و بازگشت به تمرکزگرایی خواهد بود.و کلام آخر اینکه شوراها بعنوان سربازان پیاده در خیلی از مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه نقش آفرینی می کنند.
این انتصاب در حالی صورت گرفت که جامعه محلی اعم از معتمدین، بازرگانان، فعالان اقتصادی و گردشگری از دولت توقع داشتند با وجود گزینههای متعدد بومی و مدیران كاربلد و مجرب در بدنهی سازمان و در ترکیب هیات مدیره، فرصت تجربهای بینظیر را با انتصاب یک مدیرعامل آشنا به امورات جزیره خلق کند تا بلکه بخشی از مطالبات مردم از ریاست جمهوری محقق شود. در شرایطی که وضعیت اقتصادی و تجاری فعالان این حوزه چندان رضایتبخش نیست، تصمیماتی در تغییرات مدیریتی کلان این منطقه آزاد صورت گرفت که مدیرعامل پرحاشیه اما «نسبتا» فعالی که حداقل بر تمام زیر و بمهای اقتصادی، تجاری، صنعتی، عمرانی، گردشگری و اجتماعی قشم اشراف داشت، جایش را به مدیرعاملی داد که با الفبای مناسبات اجتماعی در جامعهای همچون قشم ناآشنا بود.مدیر شهریِ کلانشهری چون مشهد، در حالی بر کرسی پرطمطراق سازمان منطقه آزاد تجاری، صنعتی و گردشگری قشم تکیه زد که چشمانداز اقتصادی و تجاری و گردشگری جزیره تحت تاثیر شرایطی ناخواسته، در هالهای از ابهام فرو رفته بود.در حالی که در چنین مقطعی، قشم به مدیری توانمند و آشنا به جریانهای اقتصادی و صنعتی و گردشگری نیاز داشت، مدیری با عدم شناخت لازم از بسترهای اجتماعی و اقتصادی جزیره، ناخدای کشتی…
…تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای که روی نقشه ثبت میشود، بخشی از نگاه جهان به ما را شکل میدهد. وقتی دشمنان سعی میکنند نام هرمز را حذف کنند، در عمل میکوشند جایگاه ایران و نقش تاریخی آن در خلیج فارس و دریانوردی را کمرنگ نمایند. انگار به ما میگویند شما حق ندارید خودتان را آنطور که هستید صدا کنید و این دقیقاً همان چیزی است که جامعهی ایرانی را آزرده میکند.ایرانیان در طول تاریخ برای حفظ خاک سرخ رنگ جزیره هرمز و تعلق ابدی آن به سرزمین مادری، خون سرخ خود وجان شیرین خودرا فدا کرده اند. جنگی که در آن…
…امنیتی در خلیج فارس تعریف میشود؛ رویکردی که ادامه همان منطق تاریخی اتکا به توان داخلی برای صیانت از این پهنه راهبردی تلقی میگردد.در کنار این تحولات، خلیج فارس در دوران معاصر با مجموعهای از بحرانها، تنشها و جنگهای نابرابر بیگانگان یاغی و بربرصفت نیز روبهرو بوده است. از جمله مهمترین این رخدادها، آسیب دیدن غیرنظامیان در بستر جنگها و درگیریهای منطقهای توسط جنایتکاران است. در جریان جنگ ناجوانمردانه اخیر و پیامدهای آن، زیرساختهای غیرنظامی و جمعیتهای غیرمسلح مظلوم کشورمان نیز متأثر شدند؛ وضعیتی که نشان داد درگیریهای نظامی در این منطقه، محدود به حوزه نظامی باقی نمیماند و بهطور مستقیم بر زندگی مردم اثر میگذارد.یکی از نمونههای برجسته این تجاوز آمریکا، سرنگونی پرواز ایرانایر ۶۵۵ در سال ۱۹۸۸ میلادی بود که منجر به جان باختن ۲۹۰ مسافر و خدمه شد. این حادثه، فارغ از روایتهای سیاسی پیرامون آن، بهعنوان یکی از تلخترین نمونههای جنایت بشری و آسیب غیرنظامیان در خلیج فارس در حافظه تاریخی منطقه باقی مانده است. همچنین در جنگ اخیر شهادت مظلومانه 168کودک مظلوم و بیدفاع «مدرسه شجره طیبه میناب»، از دیگر اسناد زنده جنایت آمریکا بشمار میرودموضوعی که نشاندهنده استمرار اثرات جنگ در بُعد انسانی است.در سطح ژئوپلیتیک، تنگه هرمز بهعنوان یکی از…
… نباید فراموش کنیم که بازماندگان این حادثه، همچنان با آثار روحی، روانی و معیشتی آن دست و پنجه نرم میکنند. همسرانی که بار زندگی را به تنهایی بر دوش میکشند، فرزندانی که جای خالی پدر و مادر را هر روز در خانه، مدرسه و آینده خود احساس میکنند و پدر و مادرانی که هنوز چشم بهراه فرزندی هستند که دیگر بازنمیگردد.سالروز این حادثه دردناک تذکری است به همه ما که حمایت از بازماندگان، یک احساس گذرا نیست، یک مسئولیت دائمی است. رسیدگی به وضعیت معیشتی، درمانی و روحی خانوادهها و ثبت شهادت جانباختگان حادثه شهید رجایی باید در دستور کار جدی نهادهای مسئول قرار گیرد. هر بار که نام حادثه اسکله شهید رجایی را میآوریم، باید یادمان باشد که پشت این نام، خانوادههایی هستند که چشم امیدشان به توجه و همراهی جامعه و مسئولان است.در این حادثه تلخ، یک ملت همدلانه در کنار هم قرار گرفتند و ایران یکپارچه بغض شد. در جریان این حادثه تلخ، همه مسئولان از رئیس جمهور گرفته تا وزرا و از استاندار گرفته تا نمایندگان مردم پای کار بودند تا اندکی از آلام خانوادههای حادثهدیدگان کاسته شود. قوه قضائیه و دادگستری هرمزگان در قلب بحران حضور داشتند و از دقایق اول پیگیر…