جدید به قدیم
…تبدیل میشود، در واقع اعلام میکنیم که آزادی دسترسی به اطلاعات نه حق همگانی، بلکه خدماتی لوکس برای دارندگان پول و موقعیت سازمانی است. این یعنی آغاز رسمی اینترنت طبقاتی. در چنین مدلی، جامعه به دو بخش تقسیم میشود: کسانی که میتوانند آزادانه به پلتفرمها و منابع جهانی دسترسی داشته باشند و کسانی که باید پشت دیوار محدودیت بمانند. پرسش ساده اما تعیینکننده این است: چرا باید دسترسی آزاد به اینترنت به جای آنکه بر اساس حق شهروندی تعریف شود، بر اساس عنوان شغلی یا توان مالی سنجیده شود؟ چرا یک نجار نباید اینترنت بدون فیلتر داشته باشد، اما یک شرکت یا نهاد خاص داشته باشد؟ نجاری که برای یادگیری تکنیکهای جدید، خرید ابزار از سایتهای خارجی یا بازاریابی محصولاتش نیازمند ارتباط جهانی است، چه چیزی کمتر از یک مجموعه رسمی دارد؟ چرا یک کارگر بیبضاعت که شاید برای آموزش مهارت تازه یا ارتباط با خانوادهاش به پلتفرمهای فیلترشده نیاز دارد، باید محروم بماند، اما فردی که توان پرداخت چند میلیون تومان را دارد، بتواند به سادگی این دیوار را کنار بزند؟ اینترنت امروز زیرساخت کار، آموزش، پژوهش و حتی مشارکت اجتماعی است. محروم کردن بخشی از جامعه از دسترسی برابر، یعنی محروم کردن آنها از فرصتهای برابر. وقتی نسخه…
…امنیت را افزایش میدهد؛ تنها نتیجهاش تشدید بیاعتمادی و تشویق مهاجرت است. تولیدکنندهای که احساس کند هر لحظه ممکن است با یک تفسیر جدید از قانون فعالیتش متوقف شود، یا عطای کار را به لقایش میبخشد یا فعالیتش را به خارج از کشور منتقل میکند. در هر دو حالت، بازنده اصلی اقتصاد و فرهنگ داخلی است. محتوای دیجیتال با منطق انحصار دهههای گذشته اداره نمیشود. نمیتوان با همان سازوکار کنترل پخش تلویزیونی، میلیونها تولیدکننده خرد را مدیریت کرد. تلاش برای کشاندن فضای باز دیجیتال به چارچوبهای سخت و متمرکز، بیشتر به جنگ با واقعیت شباهت دارد تا حکمرانی هوشمند. پرسش نهایی ساده اما تعیینکننده است: آیا قرار است آزادی بیان در فضای مجازی یک حق باشد یا امتیازی که با مُهر و امضا اعطا میشود؟ اگر هر شهروند برای تولید یک ویدئو در یوتیوب نیازمند مجوز از رقیب رسانهای خود باشد، دیگر از رقابت منصفانه و آزادی چه باقی میماند؟ قانونگذار اگر بهدنبال حمایت است، باید از حق کار و خلاقیت شهروندان دفاع کند، نه اینکه برای نفسکشیدن در اینترنت هم مجوز صادر کند. در غیر این صورت، آنچه به نام «حمایت» عرضه میشود، در عمل چیزی جز تنگتر کردن حلقه آزادی و کوچکتر کردن سفره تولیدکنندگان مستقل نخواهد بود.
…با محوریت منافع متقابل نیز در این دیدگاه جای دارد و با شرایطی که اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریمها و تحولات منطقهای قرار گرفته، پیوند میخورد. همچنین اشاره به نقش کشورهای همسایه، بیانگر توجه به اهمیت همکاریهای منطقهای در مدیریت تنشهاست. چنین رویکردی میتواند بازتابدهنده نگاه بخش خصوصی باشد که اتاق بازرگانی بهعنوان نهاد نماینده آن شناخته میشود و بر اولویت یافتن ملاحظات اقتصادی در سیاستگذاری تأکید دارد.با این حال، بررسی دقیقتر این اظهارات، برخی محدودیتها و پرسشها را نیز مطرح میکند. اولاً، سخن از همراستا کردن سیاست با اقتصاد وقتی قابل بحث است که سیاست در ایران واقعاً تابع اقتصاد باشد. در کشور ما این موضوع کاملا بلعکس به نظر میرسد، تصمیمات سیاسیاند که به اقتصاد جامه عمل میپوشانند یا از تنش درمیآورند. تحریمهای سنگین، قطع سوئیفت، مسدود شدن داراییها، همه اول سیاسی بودند و بعد اقتصادی شدند. اگر قرار است سیاستگذاری بر پایه منافع اقتصادی پیش برود، باید اول هماهنگی درونی بین قوا و نهادهای تصمیمگیر ایجاد شود؛ چیزی که امروز به شدت آسیب دیده و اقتصاد را تکمحصولی و شکننده کرده است. بدون حل این ناهماهنگی درونی، شعار «سیاست تابع اقتصاد» بیشتر در حد یک ایده جذاب باقی میماند که در عرصه اجرا جایگاه روشنی پیدا…
…مخابره میکند: «حکمرانی هرمزگان فعلاً برای تصمیمهای جدی تعطیل است.» این تعلل، که ناشی از بدهبستانهای نانوشته میانِ ساکنان عمارت سپید ساحلی بندرعباس و ستادِ مرکزی وزارتخانه میراث فرهنگی و گردشگری است، دقیقاً همان نقطه بحرانی است که رئیسجمهور پزشکیان نسبت به آن هشدار داده است: «نباید ناکارآمدی مدیریت را با صبر مردم جبران کنیم.» وقتی «وفاق» به اشتباه، «سهمخواهی و کندی تصمیم گیری» ترجمه شود، نخستین قربانیاش، اعتمادِ عمومی و سرمایه اجتماعی خواهد بود.رصدخانهای که دیده بان ندارد؛ سرمایهای که میسوزد:بندِ هشتم سیاستهای کلی توسعه دریامحور، بر «توسعه سرمایه انسانی» تأکید دارد، اما تداوم وضعیتِ فعلی در هرمزگان، مانند پاشیدن اسید بر روی پیکره انگیزه کارشناسان و ترمزی بر کوششگری متخصصان در این بدنه، عمل میکند. وقتی بدنه کارشناسی «سازمان مدیریت مقصد» میبیند که عالیترین صندلیِ تصمیمگیری استان در حوزه میراث و گردشگری، به جای آنکه پاداشِ تخصص و جسارت باشد، به «سیبلِ معاملات سیاسی» و «بازار رایزنیهای پنهان» تبدیل شده، انفعال نیروی انسانی و بی انگیزگی آنان، جایگزینِ خلاقیت کارکنان میشود. سرپرستیهای طولانیمدت، مدیران میانی را نیز در برزخ «تعلیق» نگاه میدارد؛ چرا که هیچکس نمیداند فردا قرار است با چه رویکرد یا سلیقهای مواجه شود. این «فشارِ فرسایشی»، یعنی خاموش کردنِ چراغهای رصدخانهای که باید…
کربنات سدیم، مادهای کمتر دیدهشده اما حیاتی در صنایع مادر است؛ مادهای که با راهاندازی بزرگترین واحد تولید آن در بندرعباس، زنجیره صنعت شیشه کشور را به ثبات رسانده و مسیر تازهای برای توسعه صادرات صنعتی در جنوب ایران گشوده است.کارخانه کربنات سدیم بندرعباس، وابسته به کارخانجات شیشه اردکان، با تکیه بر مزیتهای بومی منطقه از جمله دسترسی به سنگ آهک، سنگ نمک و آب دریا و بهرهگیری از فناوری معتبر سولوی، امروز به بزرگترین واحد تولید این محصول در خاورمیانه تبدیل شده است.عباس هوشمند، مدیر سایت شرکت پاسارگارد کربنات سدیم بندرعباس، در اینباره میگوید:«انتخاب بندرعباس برای اجرای این پروژه، کاملاً مبتنی بر منطق اقتصادی و مزیتهای منطقهای بوده و دسترسی به مواد اولیه و آب دریا، امکان تولید پایدار در مقیاس جهانی را برای ما فراهم کرده است.»این کارخانه با ظرفیت اسمی تولید سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن کربنات سدیم سبک و سنگین، علاوه بر تأمین نیاز صنایع داخلی بهویژه صنعت شیشه، بخش قابل توجهی از تولید خود را به بازارهای صادراتی از جمله چین، هند و برخی کشورهای اروپایی اختصاص داده است.
نخستین نمایشگاه «توسعه دریاپایه» و چهارمین نمایشگاه تخصصی «صنایع دریایی» با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون وزیر صنعت، نمایندگان مجلس و مدیران ارشد در بندرعباس آغاز به کار کرد. در این مراسم بر نقش محوری دریا در توسعه پایدار اقتصادی، فرهنگی و تمدنی کشور تأکید شد. مقامات با اشاره به ظرفیتهای راهبردی استان هرمزگان، لزوم تقویت زنجیره ارزش صنایع دریایی، گردشگری دریایی و پیوند اقتصاد با فرهنگ را خاطرنشان کردند. این رویداد سهروزه با حضور بیش از 110 غرفه و برگزاری پنلهای تخصصی، تا 7 بهمن در محل نمایشگاه دائمی بندرعباس در سه راه جهانبار ادامه دارد.
… افرادی سعی کردند مسیر اعتراضات مسالمتآمیز مردم را به سمت خشونت، تخریب اموال عمومی و شعارهای هنجارشکنانه پیش ببرند. در پی تغییر روند اعتراضات و تبدیل آن به آشوب و تخریب، اعتراضات مسالمتآمیز با هدف بیان مطالبات معیشتی مردم به محاق رفت. به همین دلیل شرایط امنیتی بر کشور حاکم شد و تهدید حمله و مداخله خارجی نیز به بدتر شدن اوضاع انجامید. شرایطی که به قطعی اینترنت و تعطیلی مدارس و دانشگاهها منجر شد و فاصله گرفتن بیشتر دولت و جامعه را به دلیل امنیتی شدن فضا به همراه داشت. زیرا همانطور که گفته شد دولت در ابتدا اعتراضات را به رسمیت شناخت و سعی کرد پاسخگوی مطالبات معترضان باشد اما آغاز رفتارهای خشونتآمیز مانع از ادامه روندهای مسالمت آمیز شد.چرخهای که هربار در دورههای گذشته رخداده و باعث شده اعتراضات مسالمتآمیز مخدوش شود و جو کشور برای مدتی امنیتی شود. در سالهای ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رویکرد گروههای چپ عاملی برای بدبینی به اعتراضات خیابانی شد و اکنون نیز مداخله منفعتطلبانه مخالفان خارج از کشور نظام جمهوری اسلامی، عاملی شد تا رویکرد دولت پزشکیان برای به رسمیت شناختن اعتراضات با مشکل مواجه شود. اما باید در نظر داشت با وجود تلاشهای دولت برای پاسخ به…
…قطب نمای اعتمادسازی و اهرم پیشگیری از بحران است. در همین مدار خدماترسانی شایسته به جامعه هدف، سرپرستیهای فرسایشی باید از یک «راهحل موقت» به یک «خط قرمز حکمرانی» تبدیل شوند. راهبرد دوم، «شفافسازی مسئولیتها» است. استانداری، وزارتخانه ها و دولت مرکزی، هر سه باید شفاف سازی کنند که در صورت تعلل، چه کسی پاسخگوی افکار عمومی خواهد بود. زیرا، ابهام در مسئولیت، بزرگترین دشمن کارآمدی دولت است. راهبرد سوم، «جداسازی اصل توسعه گری از نظام چانهزنی و بده بستان» است. مناطق آزاد و نهادهای گردشگری به عنوان سازمان مدیریت مقصد، نباید گروگان تعاملات غیررسمی میان دستگاهها باشند. توسعه، زمانمند است؛ سیاست، اگر زمان را بسوزاند، اقتصاد را نیز میسوزاند. و راهبرد نهایی، «مدیریت سفر پیش از آغاز سفر» است. نوروز هر سال میآید؛ اما آمادگی همه جانبه دستگاه ها، اگر امروز ساخته نشود، برای هنگامه فردا معجزه نخواهد کرد. هرچند در شهرآشوب حکمرانی سیاست زده ایران در «مقطع حساس کنونی»، گاهی مدیران میآیند بیآنکه حکم داشته باشند، و تصمیمها به مرحله اجرا میروند، بیآنکه گرفته شده باشند. اما دولت چهاردهم، اگر بخواهد به وعدههای خود وفادار بماند، باید این طلسم را بشکند؛ و به جای تعلیق، تصمیم به موقع را به مدیریت اجرایی به ویژه در استان هرمزگان بازگرداند.
… در دل طوفانها همچنان به همان مسیری که همیشه رفتهایم، ادامه میدهیم. این وضعیت، همانند تلاش یک ناخدای شجاع در طوفانی است که به جای استفاده از قدرت بادبانهای نوین، فقط به پارو زدن اکتفا میکند. هرچقدر که این حرکت در لحظه میتواند کشتی را از غرق شدن نجات دهد، اما در بلندمدت، کشتیای که در دل طوفان حرکت نمیکند، به تدریج از مسیر دور میشود و حتی در آرامش نیز به مقصد نخواهد رسید. این همان مسیری است که هرمزگان در حال پیمودن آن است؛ در حالی که باید در دل طوفان، به سمت امواج نوین توسعه حرکت کند.سه) کشتی توسعه، نیازمند ناخدای جسور: این سؤال که آیا هرمزگان به ناخدای جسور و شجاعی نیاز دارد یا خیر، سوالی است که در دل طوفانهای اخیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این استان، بیشتر از هر زمان دیگری خود را نمایان کرده است. در شرایط کنونی، کشتی هرمزگان باید ناخدایی داشته باشد که قادر به مقابله با طوفانهای اقتصادی ناشی از تحریمها، بحرانهای زیستمحیطی و مشکلات زیرساختی باشد. در این مسیر، مدیران و مسئولان استان باید گامهای جسورانهای بردارند و از ظرفیتهای دریامحور استفاده کنند. نگاه محافظهکارانهای که به بهانه «حفظ وضع موجود» همچنان بر سر کشتی هرمزگان سایه افکنده…
…در سال ۲۰۲۵، بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه فناوری انجام دادند تا از وابستگی به منابع سنتی بکاهند و جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کنند.با این حال، بحرانهای انسانی و اقلیمی همچنان سایه سنگین خود را بر جهان گستردهاند. میلیونها نفر در سودان، یمن و افغانستان با ناامنی غذایی و بیخانمانی مواجه شدند و جامعه بینالملل نتوانست پاسخ مؤثری به این بحرانها ارائه دهد. در اروپا، موج جدیدی از مهاجرت ناشی از جنگها و تغییرات اقلیمی، سیاست داخلی کشورها را تحت فشار قرار داد و زمینهساز رشد جریانهای پوپولیستی شد. در آمریکا، شکافهای اجتماعی و سیاسی عمیقتر شدند و بازگشت ترامپ به قدرت این شکافها را تشدید کرد.در مجموع، سال ۲۰۲۵ را میتوان سالی دانست که در آن جهان با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه شد؛ بحرانهایی که نه تنها نظم موجود را به چالش کشیدند بلکه چشمانداز آینده را نیز مبهمتر کردند. این سال نشان داد که جهان دیگر نمیتواند با ابزارهای سنتی به مقابله با بحرانها بپردازد و نیازمند رویکردهای نوین و همکاریهای گستردهتر است. اگرچه آتشبسها و توافقهای موقت توانستند از گسترش برخی جنگها جلوگیری کنند، اما ریشههای بحران همچنان پابرجا هستند و بدون تغییرات بنیادین، آیندهای روشن در انتظار جهان…