جدید به قدیم
…که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار و حتی نوع نگاه مدیریتی نیز متفاوتاند. حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان با توجه به ظرفیتهای بینظیر استان از سواحل و جزایر گرفته تا آثار تاریخی نیازمند مدیریتی تماموقت و خلاق است که بتواند این ظرفیتها را به فرصتهای اقتصادی تبدیل کند. از سوی دیگر، معاونت اقتصادی نیز در شرایط حساس اقتصادی کشور، نقشی حیاتی در بهبود وضعیت معیشتی مردم دارد. جمع کردن این دو مأموریت در یک نفر، حتی اگر شخص کارنامه عملکردی مثبتی داشته باشد عملاً به معنای کمتوجهی ناخواسته به یکی از این حوزههاست. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کارآمدی و پاسخگویی نظام مدیریتی است. اگر هدف، توسعه واقعی استان هرمزگان است، باید از تمرکز بیمورد مسئولیتها پرهیز کرد و با اعتماد به نیروهای متخصص، فرصت مدیریت را به افراد بیشتری سپرد. تداوم چنین رویهای نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه این پیام را به جامعه منتقل میکند که شایستهسالاری جای خود را به تکرار و انحصار داده است؛ پیامی که برای آینده مدیریتی استان، نگرانکننده است.روزنامه صبح ساحل
…و بسیاری از استانها رخ میدهد. امروز مردم معطلاند؛ فردا کشور معطل خواهد شدپیش از این هم بوروکراسی اداری یکی از نقاط ضعف بزرگ کشور بود. سیستم اداری نه سریع بود، نه چابک، نه پاسخگو. اکنون اما همین سیستم، با نصف نیروی نصفهحاضر، دوچندان ناکارآمد شده است. مردم ساعتها پشت در اتاقهایی انتظار میکشند که مسئولانش حضور ندارند. پروندهها نیمهتمام میمانند، امضاها عقب میافتند، پیگیریها از روزی به روز دیگر منتقل میشود. این یادداشت برای سرزنش کارمندان دولت که خود نیز قربانی همین سیستم اقتصادی هستند، نوشته نشده، بلکه برای هشدار درباره روندی است که اگر ادامه یابد، به «ابر بحران» تبدیل خواهد شد. بحرانی که ریشهاش نه فقط اقتصادی، بلکه ناشی از رابطه دشوار مردم با ادارات است. هرچه این رابطه پرتنشتر شود، اعتماد عمومی کمتر و کارآمدی کمتر خواهد شد. راهحل ساده اما ضروری: بازگشت کامل به کارکشور در این شرایط بیش از هر زمان نیازمند بازگشت ادارات به کار کامل است. انرژی، امید و حرکت اجتماعی زمانی ایجاد میشود که مردم احساس کنند سیستم اداری همراه آنهاست، نه مانعی در مسیر آنها. ادارات باید از حالت نیمهتعطیل خارج شوند، برنامه شیفتها باید شفاف باشد، مسئولیتپذیری باید افزایش یابد و مهمتر از همه، نباید اجازه داد مردم برای…
…و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به اختلافات حقوقی میان دولتها، امکان جایگزینی گفتوگوی حقوقی به جای مواجهه نظامی را فراهم میکند و با ارائه نظریات مشورتی خود به نهادهای بینالمللی، به تبیین اصول بنیادین حقوق بینالملل یاری میرساند. رویه قضایی دیوان، به تدریج مرزهای…
…از استانها رخ میدهد.امروز مردم معطلاند؛ فردا کشور معطل خواهد شدپیش از این هم بوروکراسی اداری یکی از نقاط ضعف بزرگ کشور بود. سیستم اداری نه سریع بود، نه چابک، نه پاسخگو. اکنون اما همین سیستم، با نصف نیروی نصفهحاضر، دوچندان ناکارآمد شده است. مردم ساعتها پشت در اتاقهایی انتظار میکشند که مسئولانش حضور ندارند. پروندهها نیمهتمام میمانند، امضاها عقب میافتند، پیگیریها از یک روز به روز دیگر منتقل میشود.این یادداشت برای سرزنش کارمندان دولت که خود نیز قربانی همین سیستم اقتصادی هستند، نوشته نشده، بلکه برای هشدار درباره روندی است که اگر ادامه یابد، به «ابر بحران» تبدیل خواهد شد. بحرانی که ریشهاش نه فقط اقتصادی، بلکه ناشی از رابطه دشوار مردم با ادارات است. هرچه این رابطه پرتنشتر شود، اعتماد عمومی کمتر و کارآمدی کمتر خواهد شد.راهحل ساده اما ضروری: بازگشت کامل به کارکشور در این شرایط بیش از هر زمان نیازمند بازگشت ادارات به کار کامل است. انرژی، امید و حرکت اجتماعی زمانی ایجاد میشود که مردم احساس کنند سیستم اداری همراه آنهاست، نه مانعی در مسیر آنها.ادارات باید از حالت نیمهتعطیل خارج شوند، برنامه شیفتها باید شفاف باشد، مسئولیتپذیری باید افزایش یابد و مهمتر از همه، نباید اجازه داد مردم برای کارهای…
…پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش…
…حالی که این موضوع، اصلیترین وظیفه قانونی شوراها محسوب میشود. بخشی از این ضعف به عدم آشنایی کافی برخی اعضای شورا با قوانین، اختیارات و ابزارهای نظارتی بازمیگردد که باعث کاهش اثرگذاری شوراها در ایفای نقش نظارتی شده است.نکته قابل تأمل دیگر آن است که متأسفانه بسیاری از افراد توانمند، متخصص و آشنا به قوانین که میتوانند در رفع نواقص و کمبودهای شهری و تقویت نظارت مؤثر نقشآفرین باشند، تمایل چندانی به حضور در انتخابات شوراها ندارند. این مسئله دلایل مختلفی دارد؛ از جمله رد صلاحیت برخی افراد توانمند به دلایل مختلف.همچنین سیاسی و جناحی شدن برخی شوراها در سالهای گذشته موجب شده این نهاد مردمی در مواردی از وظایف اصلی خود فاصله بگیرد و انگیزه نیروهای مستقل و متخصص برای ورود به شوراها کاهش یابد.از سوی دیگر، شرایط نامناسب اقتصادی کشور، کاهش منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی…
…ندارند، از این رو انگیزهای برای خدمت به مردم در خود نمیبینند.در چنین اوضاع و احوالی که جامعه محلی اعم از بازرگانان، فعالان اقتصادی، تجاری و گردشگری قشم بیش از هر زمان دیگر به حمایتهای دولت «حداقل همدلی و همراهی مسئولین» نیاز دارند، عالیجناب شهردار اسبق مشهد بر این کرسی پرطمطراق در منطقه آزاد نشسته و درِ دفترش را به روی مردم بسته است. رویهای که در سالیان دراز در این منطقه آزاد از بدیهیترین اصول مدیریتی در جزیره بوده، حال با گذشت نزدیک به چهارماه از انتساب(!) این مدیرعامل، هنوز ساز و کاری برای برقراری ارتباط با فعالان طیفهای مختلف اقتصادی تجاری و گردشگری و معتمدین جزیره اندیشیده نشده که حتی گفته میشود دفتر حوزه مدیرعامل از دسترس خارج است.در همه ادوار گذشته، مدیران عامل بلافاصله پس از انتصاب، در نشستهای متعدد با فعالان و نقشآفرینان اقتصادی و اجتماعی قشم اعم از دهیاران، شهرداران، بازرگانان، معتمدین و مشایخ جزیره دیدار میکردند و از این رهگذر در جریان دغدغهها و مسائل و مشکلات مردم قرار میگرفتند؛ امروزه که بیش از پیش نیاز به این همدلی و همراهی و ایجاد امید و نشاط در مردم میرود، درِ دفتر شهردار اسبق مشهد به روی مردم قشم بسته شده است. و…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تقویت حضور و توان دفاعی در آبهای جنوبی کشور بیبدیل است. در نگاه رسمی، این نقش در…
… یک مسئولیت دائمی است. رسیدگی به وضعیت معیشتی، درمانی و روحی خانوادهها و ثبت شهادت جانباختگان حادثه شهید رجایی باید در دستور کار جدی نهادهای مسئول قرار گیرد. هر بار که نام حادثه اسکله شهید رجایی را میآوریم، باید یادمان باشد که پشت این نام، خانوادههایی هستند که چشم امیدشان به توجه و همراهی جامعه و مسئولان است.در این حادثه تلخ، یک ملت همدلانه در کنار هم قرار گرفتند و ایران یکپارچه بغض شد. در جریان این حادثه تلخ، همه مسئولان از رئیس جمهور گرفته تا وزرا و از استاندار گرفته تا نمایندگان مردم پای کار بودند تا اندکی از آلام خانوادههای حادثهدیدگان کاسته شود. قوه قضائیه و دادگستری هرمزگان در قلب بحران حضور داشتند و از دقایق اول پیگیر علت حادثه و برخورد با مقصرین و همچنین پیگیر دیه و خسارت جانباختگان و حادثهدیدگان بودند و خوشبختانه بندر شهید رجایی با تلاش جمعی همه مسئولان خیلی سریع به چرخه فعالیت بازگشت.حادثه اسکله شهید رجایی، بار دیگر یک حقیقت را ثابت کرد: مردم ایران و هرمزگان در روزهای سخت، یکی میشوند. از لحظات نخست انتشار خبر حادثه، موجی از همدردی، کمک و همیاری سراسر کشور را فرا گرفت. مردم، کسبه، خیرین، همکاران،ورزشکاران، نهادهای مردمی و گروههای…