جدید به قدیم
…چه بر سر بازار گوشت خواهد آمد؟ اقتصاد کشاورزی میگوید که قیمت یک کالا در آینده، تابعی از عرضه امروز است. وقتی امروز دامهای ماده و برهها به دلیل ناتوانی در تأمین خوراک راهی کشتارگاه میشوند، عملاً سرمایهگذاری برای تولید شش ماه تا یک سال آینده از بین رفته است. این پدیده که به "حذف سرمایه دامی" معروف است، دقیقاً همان عاملی است که پیشبینی میشود در بهار و تابستان ۱۴۰۵ منجر به کاهش شدید عرضه دام و در نتیجه جهش انفجارگونه قیمت گوشت قرمز شود. این الگو بارها در اقتصاد ایران تکرار شده است: هرگاه نرخ ارز جهش کرده و هزینه نهادهها بالا رفته، موج اول، فروش دامها و کاهش قیمت مقطعی بوده و موج دوم، چند ماه بعد با کمبود عرضه و افزایش شدید قیمت بروز کرده است.در این میان، سیاستگذار برای مدیریت بازار و جلوگیری از التهاب قیمتی در ماههای آینده، به دو ابزار اصلی متوسل شده است: کاهش محدودیتهای واردات و انعقاد قراردادهای تهاتر. شواهد نشان میدهد که دولت به دنبال افزایش سهم واردات از محل منابع ارزی غیرنفتی است. توافق میان ایران و پاکستان در مرداد ۱۴۰۴یکی از این راهبردهاست. بر اساس این توافق، ایران طی دو سال آینده واردات محصولات کشاورزی…
…انبوه تلاطم موجهای اضطراب و حماسه در این جنگ تحمیلی رمضان و ماجرای عروج دردناک دریادلان غیور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی در ناو دنا، قصهای وجود دارد که با دلم بسیار بازی کرد و حسی که انگار همه ایران باید برای او مادری و پدری کنند وجود داشت. نمیدانم؛ در آن شکفتن نوباوگی در گهوارهی سرد آن مرکز بهزیستی به دنبال آغوش گرم مادر میگشتی! در نوجوانی در درگزـ محل تولد شهید در استان خراسان رضوی ـ که خورشید از ورای حرم شاه خراسان به آسمان پنجرهای باز میکند، پشت دلت به آقا جانمان امام رضا علیه السلام گرم میشد! در جوانی چه گسترهای از وجودت به عالم بالا پیوند خورد که اینطور زیبا این دنیا را به سخره گرفتی که نه یک قبر خاکی، بلکه یک اقیانوس؛ تو را در آغوش کشید. چه فرجام نیکی؛ شهادت در راه وطن و با بغض این کلمات را امتداد میدهم که در آن لحظه وحشت و غافلگیری ظاهری که دژخیمان به مرگ قهرمانانه تو و همرزمانت هلهله کردند، تو بیشتر در خاطراتت یاد چه کسی مرور شد؟ شنیدم که تو شاید در این دنیا گندمزار موهایت از نوازش نسیم مهر مادر محروم بوده و دستانت گرمای حمایتگری کوهی به نام…
به گزارش صبح ساحل به نقل از ایفدانا، نازیلا یوسفی مدیرکل دفتر نظارت و پایش مصرف فرآوردههای سلامت سازمان غذا، با اشاره به شرایط جنگی و حملات دشمن به مناطق شهری و تماس شهروندان با آلایندههای سمی ناشی از آتشسوزی، اشتعال سوخت و مواد منفجره، اعلام کرد: ستاد مرکزی اطلاعرسانی داروها و سموم سازمان غذا و دارو رعایت توصیههای ذیل را در جهت حفظ سلامت شهروندان ضروری میداند.وی افزود: صرف نظر از اینکه منبع آتشسوزی چه باشد، دود ناشی از اشتعال خود حاوی ترکیبات سمی است که در صورت تنفس و تماس با پوست میتواند منجر به آسیب و مسمومیت شود. دود ناشی از سوختن ترکیبات پلاستیکی، مواد منفجره و یا آتش حاصل از سوخت ترکیبات نفتی، ترکیبات مضر بیشتری به محیط زیست وارد خواهد کرد که محافظت بدن و عدم تماس با این مواد، خصوصا در گروههای حساس مانند کودکان، سالمندان و خانمهای باردار، از اهمیت بیشتری برخوردار است.مدیرکل دفتر نظارت و پایش مصرف فرآوردههای سلامت سازمان غذا و دارو ادامه داد: تماس با ذرات معلق و گازهایی مانند منوکسید کربن، دیاکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن ناشی از آتشسوزی، همگی برای سلامت بسیار خطرناک هستند.یوسفی یکی از روشهای پیشگیری از بروز مسمومیت را عدم تماس…
…در عین حال، لازم است تعاملات اقتصادی با کشورهای طرف تجاری، بهویژه در حوزه تأمین غلات و کالاهای اساسی، تقویت شود تا جریان تجارت بدون وقفه ادامه یابد.رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق ایران با بیان اینکه آنچه امروز کشور با آن روبهروست صرفاً یک چالش اقتصادی یا تجاری نیست، تصریح کرد: این تقابل در امتداد یک مواجهه تاریخی و تمدنی قرار دارد که از قرنها پیش در برابر این سرزمین شکل گرفته است. از روزگاری که اسکندر با لشکرکشی به ایران تلاش کرد هویت و تمدن این سرزمین را در هم بشکند، تا امروز که ملت ایران بار دیگر در برابر فشارها و تهدیدها ایستادهاند، یک حقیقت تغییر نکرده است: این سرزمین زمانی پابرجا مانده که مردم آن ایستادهاند.این فعال اقتصادی بیان داشت: امروز نیز هر ایرانی در جایگاه خود یک آریوبرزن است؛ چه در میدان اقتصاد، چه در عرصه تولید و چه در حوزه تأمین و تجارت. تجربه تاریخی این ملت نشان داده است که ایران در سختترین شرایط نیز توانسته مسیر خود را پیدا کند و از بحرانها عبور کند.وی با بیان اینکه با اتکا به ظرفیتهای تولید داخلی، تنوع مسیرهای تأمین و همت فعالان اقتصادی کشور، میتوان اطمینان داشت که جریان تأمین کالاهای اساسی ادامه…
…اطلاعات نه حق همگانی، بلکه خدماتی لوکس برای دارندگان پول و موقعیت سازمانی است. این یعنی آغاز رسمی اینترنت طبقاتی. در چنین مدلی، جامعه به دو بخش تقسیم میشود: کسانی که میتوانند آزادانه به پلتفرمها و منابع جهانی دسترسی داشته باشند و کسانی که باید پشت دیوار محدودیت بمانند. پرسش ساده اما تعیینکننده این است: چرا باید دسترسی آزاد به اینترنت به جای آنکه بر اساس حق شهروندی تعریف شود، بر اساس عنوان شغلی یا توان مالی سنجیده شود؟ چرا یک نجار نباید اینترنت بدون فیلتر داشته باشد، اما یک شرکت یا نهاد خاص داشته باشد؟ نجاری که برای یادگیری تکنیکهای جدید، خرید ابزار از سایتهای خارجی یا بازاریابی محصولاتش نیازمند ارتباط جهانی است، چه چیزی کمتر از یک مجموعه رسمی دارد؟ چرا یک کارگر بیبضاعت که شاید برای آموزش مهارت تازه یا ارتباط با خانوادهاش به پلتفرمهای فیلترشده نیاز دارد، باید محروم بماند، اما فردی که توان پرداخت چند میلیون تومان را دارد، بتواند به سادگی این دیوار را کنار بزند؟ اینترنت امروز زیرساخت کار، آموزش، پژوهش و حتی مشارکت اجتماعی است. محروم کردن بخشی از جامعه از دسترسی برابر، یعنی محروم کردن آنها از فرصتهای برابر. وقتی نسخه «آزادتر» اینترنت با قیمت بالاتر فروخته میشود، عملاً شکاف طبقاتی…
…امنیت را افزایش میدهد؛ تنها نتیجهاش تشدید بیاعتمادی و تشویق مهاجرت است. تولیدکنندهای که احساس کند هر لحظه ممکن است با یک تفسیر جدید از قانون فعالیتش متوقف شود، یا عطای کار را به لقایش میبخشد یا فعالیتش را به خارج از کشور منتقل میکند. در هر دو حالت، بازنده اصلی اقتصاد و فرهنگ داخلی است. محتوای دیجیتال با منطق انحصار دهههای گذشته اداره نمیشود. نمیتوان با همان سازوکار کنترل پخش تلویزیونی، میلیونها تولیدکننده خرد را مدیریت کرد. تلاش برای کشاندن فضای باز دیجیتال به چارچوبهای سخت و متمرکز، بیشتر به جنگ با واقعیت شباهت دارد تا حکمرانی هوشمند. پرسش نهایی ساده اما تعیینکننده است: آیا قرار است آزادی بیان در فضای مجازی یک حق باشد یا امتیازی که با مُهر و امضا اعطا میشود؟ اگر هر شهروند برای تولید یک ویدئو در یوتیوب نیازمند مجوز از رقیب رسانهای خود باشد، دیگر از رقابت منصفانه و آزادی چه باقی میماند؟ قانونگذار اگر بهدنبال حمایت است، باید از حق کار و خلاقیت شهروندان دفاع کند، نه اینکه برای نفسکشیدن در اینترنت هم مجوز صادر کند. در غیر این صورت، آنچه به نام «حمایت» عرضه میشود، در عمل چیزی جز تنگتر کردن حلقه آزادی و کوچکتر کردن سفره تولیدکنندگان مستقل نخواهد بود.
…چارچوبهای اساسی تعامل با جهان را تبیین کردهاند. در نگاه ایشان، مذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملت منجر شود که از موضع عزت، حکمت و اقتدار صورت گیرد. از همین رو، اصل «مذاکره از موضع قدرت» نه یک شعار سیاسی، بلکه بخشی از دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب میشود؛ دکترینی که تلاش میکند میان تعامل فعال با جهان و صیانت از استقلال کشور، توازنی هوشمندانه برقرار کند.در واقع، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که در نظام بینالملل، گفتوگوها بیش از آنکه بر پایه حسن نیت شکل بگیرند، بر محور توازن قدرت پیش میروند. کشوری که از پشتوانه اقتصادی، علمی، دفاعی و اجتماعی قوی برخوردار باشد، در میز مذاکره نیز دست برتر را خواهد داشت. بر همین اساس، تأکید رهبر انقلاب بر تقویت قدرت ملی پیش از هر تعامل خارجی، ریشه در واقعبینی سیاسی و شناخت دقیق قواعد روابط بینالملل دارد. یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده این نگاه، تجربه تاریخی منطقه و جهان است. ملت ایران بهخوبی مشاهده کرده که کشورهایی که به وعدههای امنیتی قدرتهای غربی اعتماد کرده و در حوزههای راهبردی عقبنشینی کردهاند، نهتنها از فشارها رهایی نیافتهاند، بلکه در مواردی با بحرانهای عمیقتری مواجه شدهاند. سرنوشت پس از جنگ و تحولات بعدی و…
کودکان؛ از دارایی مولد تا سرمایه انسانی در اقتصادهای کشاورزی و صنعتی اولیه، کودک بخشی از ساختار تولید بود. او در مزرعه کار میکرد، در کارگاه مهارت میآموخت و در سالهای پیری، نوعی بیمه غیررسمی برای والدین محسوب میشد. رابطه والد و فرزند، ترکیبی از عاطفه و کارکرد اقتصادی بود. کودک، دارایی مولدی بود که هم به درآمد جاری کمک میکرد و هم امنیت آینده را تضمین میساخت. اما با گذار به اقتصاد مدرن، این منطق دگرگون شد. شهرنشینی، آموزش اجباری، قوانین کار و گسترش نظامهای بازنشستگی، نقش اقتصادی مستقیم کودک را کاهش داد. او دیگر نیروی کار نبود؛ به سرمایه انسانی بالقوه تبدیل شد. سرمایهای که نه در حال، بلکه در آینده بازده میدهد. در این چارچوب، هزینههای آموزش، سلامت، مهارتهای مکمل و حتی تفریح، نه خرج مصرفی، بلکه سرمایهگذاری بلندمدت تلقی میشوند. خانوادهها منابع مالی و زمانی خود را به امید افزایش «ارزش سرمایه انسانی» فرزند تخصیص میدهند. بازده این سرمایهگذاری الزاماً پول نقد نیست؛ بلکه منزلت اجتماعی، امنیت شغلی و رضایت شخصی در سالهای بعد است. از بیمه سالمندی تا پروژه معنا در طبقه متوسط شهری ایران، این تغییر بهروشنی دیده میشود؛ زمانی فرزند تکیهگاه اقتصادی سالهای پیری بود، امروز بیشتر به کانون هویت و معنا…
…شاخص دوم، رابطه مبادلاتی داخل و خارج بخش کشاورزی است؛ به این معنا که کشاورز باید چه میزان گندم تحویل دهد تا بتواند نهاده مورد نیاز خود را تأمین کند که بر اساس این شاخص نیز قیمت گندم حدود ۵۳ هزار تومان محاسبه شد.رئیس بنیاد ملی گندمکاران با اشاره به شاخص سوم گفت: بر مبنای قیمت محصول مشابه وارداتی، در شرایط فعلی قیمت هر تن گندم در مبادی جهانی حدود ۳۵۰ دلار است. با توجه به اینکه نرخ واقعی ارز در حال حاضر بین ۱۶۰ تا ۱۶۵ هزار تومان است، نه ارقام پایینتری که بعضاً مطرح میشود، قیمت گندم وارداتی برای کشور به حدود ۵۸ هزار تومان در هر کیلوگرم میرسد.هاشمی تأکید کرد: اگر دولت نتواند حتی یک تن گندم اضافه از داخل کشور خریداری کند، ناچار است این محصول را با دلار واقعی وارد کند که هزینهای بهمراتب بالاتر از خرید داخلی خواهد داشت.به گفته وی، جمعبندی بررسیهای انجامشده بر اساس سه تا چهار شاخص قیمتی که در جلسات کمیسیونها پس از اصلاح نرخ ارز و همچنین نشستهای اخیر در مرکز پژوهشهای اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی مورد بحث قرار گرفته، نشان میدهد حداقل متوسط قیمت خرید تضمینی گندم نباید کمتر از ۵۲ هزار تومان باشد.بازنگری…
…تصمیم است. وقتی کشوری نداند دقیقاً چه اتفاقی قرار است رخ دهد، مجبور میشود همه سناریوهای ممکن را در محاسباتش لحاظ کند: از حمله محدود گرفته تا تحریمهای جدید، از عملیات سایبری تا فشار دیپلماتیک یا حتی بازگشت به میز مذاکره. این وضعیت، هزینه تصمیمگیری را برای طرف مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند ادعا کند که قبلاً هشدار داده بود. اگر اقدامی صورت نگیرد، هیچ وعدهای نقض نشده است. این ویژگی انعطاف تاکتیکی کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال، میان جنگ و دیپلماسی. در مورد ترامپ، این شیوه بیان با سبک شخصیتی و سیاسی او نیز همخوان است. او در بسیاری از موارد، سیاست خارجی را به مثابه یک معامله بزرگ میبیند جایی که حفظ اهرم فشار تا لحظه آخر اهمیت دارد. جمله «خواهیم دید چه خواهد شد» دقیقاً چنین اهرمی است. این…