جدید به قدیم
…حاکمیت است. این سمت، نیازمند نگاه راهبردی، شناخت عمیق از ساختارهای اقتصادی و تعامل مستمر با فعالان اقتصادی است. در مقابل، مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حوزهای کاملاً تخصصی با رویکردی فرهنگی هویتی است که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار و حتی نوع نگاه مدیریتی نیز متفاوتاند. حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان با توجه به ظرفیتهای بینظیر استان از سواحل و جزایر گرفته تا آثار تاریخی نیازمند مدیریتی تماموقت و خلاق است که بتواند این ظرفیتها را به فرصتهای اقتصادی تبدیل کند. از سوی دیگر، معاونت اقتصادی نیز در شرایط حساس اقتصادی کشور، نقشی حیاتی در بهبود وضعیت معیشتی مردم دارد. جمع کردن این دو مأموریت در یک نفر، حتی اگر شخص کارنامه عملکردی مثبتی داشته باشد عملاً به معنای کمتوجهی ناخواسته به یکی از این حوزههاست. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کارآمدی و پاسخگویی نظام مدیریتی است. اگر هدف، توسعه واقعی استان هرمزگان است، باید از تمرکز بیمورد مسئولیتها پرهیز کرد و با اعتماد به نیروهای متخصص، فرصت مدیریت را به افراد بیشتری سپرد. تداوم چنین…
…کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند. در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود. تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی دیگر، بسیاری از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند: مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند. سؤال مهم اینجاست؛ آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟ تجربه تاریخی؛ کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش…
…اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی دیگر، بسیاری از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند:مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم…
…امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان…
…حالی که این موضوع، اصلیترین وظیفه قانونی شوراها محسوب میشود. بخشی از این ضعف به عدم آشنایی کافی برخی اعضای شورا با قوانین، اختیارات و ابزارهای نظارتی بازمیگردد که باعث کاهش اثرگذاری شوراها در ایفای نقش نظارتی شده است.نکته قابل تأمل دیگر آن است که متأسفانه بسیاری از افراد توانمند، متخصص و آشنا به قوانین که میتوانند در رفع نواقص و کمبودهای شهری و تقویت نظارت مؤثر نقشآفرین باشند، تمایل چندانی به حضور در انتخابات شوراها ندارند. این مسئله دلایل مختلفی دارد؛ از جمله رد صلاحیت برخی افراد توانمند به دلایل مختلف.همچنین سیاسی و جناحی شدن برخی شوراها در سالهای گذشته موجب شده این نهاد مردمی در مواردی از وظایف اصلی خود فاصله بگیرد و انگیزه نیروهای مستقل و متخصص برای ورود به شوراها کاهش یابد.از سوی دیگر، شرایط نامناسب اقتصادی کشور، کاهش منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
در راستای ارتقای خدمات درمانی و کاهش نیاز بیماران به سفر به سایر استانها، دو مرکز حیاتی «همودیالیز» و «شیمیدرمانی سرپایی و پیوند ساحل خلیج فارس» در بیمارستان فوقتخصصی کودکان بندرعباس با اعتبار 200 میلیارد تومان افتتاح شد. این پروژه با مشارکت دولت، خیرین و بخش خصوصی به بهرهبرداری رسید. محمد آشوری، استاندار هرمزگان، در این مراسم با تأکید بر اهمیت مشارکت مردمی و حکمرانی مطلوب، از تلاشها برای رفع کمبود زیرساختهای سلامت خبر داد و همچنین از احداث «همراهسراهای بیمارستانی» در آینده نزدیک سخن گفت. احمد مرادی، نماینده مردم هرمزگان، نیز بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیت اقتصادی استان، بهویژه پالایشگاههای نفت، در توسعه خدمات بهداشت و درمان تأکید کرد. از سوی دیگر، دکتر پژمان شاهرخی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، ضمن ارائه جزئیات فنی، از تأمین 100 دستگاه دیالیز جدید برای استان خبر داد. وی همچنین اعلام کرد که بخش شیمیدرمانی کودکان با 12 تخت فعال شده و در طبقه فوقانی، امکان راهاندازی بخش پیوند مغز استخوان فراهم خواهد شد. علاوه بر این، توسعه زیرساختهای روانپزشکی و احداث بیمارستان 100 تختخوابی روانپزشکی در بندرعباس از دیگر برنامههای در دستور کار این دانشگاه است.
به گزارش صبح ساحل، نقش محمدباقر قالیباف در مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، نه تنها هیچ ارتباط و سنخیتی با جایگاه حقوقی او، یعنی ریاست مجلس شورای اسلامی ندارد؛ بلکه حتی به تحلیل برخی، او در مذاکرات پاکستان «نماینده ویژه» هم نیست، بلکه «تصمیمساز» در موضوع مذاکرات است. یعنی عملاً تصمیمگیری در این حوزه به او تفویض شده است. مسیری که او در دوران سیاسی پس از حضورش در میان فرماندهان جنگ هشت سال دفاع مقدس طی کرد، مسیر پر فراز و نشیبی بود. او در طی این سالها در هیچ یک از جناحبندیهای مرسوم قرار نگرفت؛ نه به جناح رادیکال اصولگرایان تعلق داشت، نه به راستهای سنتی و نه اصلاحطلبان و چپهای سابق. شاید همین عدم پایگاه مشخصی که قالیباف از دل آن برآمده باشد، باعث شد تا در چهار انتخابات ریاستجمهوری، ناکام بماند.یک فرمانده جوان و یک دیپلمات باتجربهبسیاری، شرایط فعلی جنگ را به جنگ تحمیلی هشتساله، تشبیه میکنند. به این معنا که اگر ایران پس از فتح خرمشهر، یا حداکثر تصرف شهر کلیدی فاو، صلح را میپذیرفت نه تنها در موقعیت قدرتمندتری بود که از هزینههای انسانی و اقتصادی سنگین، پیشگیری میکرد؛ یعنی در میانه سالهای ۶۱ تا ۶۴، امکان پایان جنگ در شرایطی وجود…
…این کشوربارها نسبت به جنایتهای رژیم اسرائیل در غزه، کرانه باختری و لبنان انتقاد کرده و خواستار کاهش حمایتهای اروپا از این رژیم و اعمال تحریمها برای فشار آن شد. مخالفت اسپانیا و بعد از آن مخالفت ایتالیا با حمله به ایران از یکسو به دلیل سیاست ضد جنگ حکومتها و ملت آنها است. حکومت و مردم این کشورها بخاطر آسیبهایی که از جنگهای ویران متحمل شدهاند به شدت نسبت به آغاز هر جنگی حساسیت نشان میدهند. از سوی دیگر جنگهای سالهای اخیر در خاورمیانه آنها را نسبت به جنگی دیگر و آشوب در خاورمیانه نگران کرده است. موج مهاجرتها بعد از بحران سوریه جمعیت زیادی را از خاورمیانه روانه اروپا کرد که این کشورها تاکنون مجبور به میزبانی از آن مهاجران و پناهندگان کرده است. علاوه بر این دو موضوع حساسیت اقتصاد اروپا به کاهش عرصه جهانی انرژی باعث مخالفت نسبت به جنگ در منطقه و خلیج فارس کرده است. این کشورها از ابتدا موضع واقعبینانهتری نسبت به تحولات منطقه داشتند. تمدن در مقابل جنایت و وحشیگریموضعگیری حمایتی اسپانیا و ایتالیا نسبت به ایران یادآور ویژگی مشترک آنها یعنی تاریخ و تمدن چند هزار ساله شد. به ویژه از زمانی که دونالد ترامپ از نابودی تمدن حرف میزد…
…لایه سوم؛ تولید، صنعت و زیرساختهایی که با قطع اینترنت «متوقف» میشوند اما اصلیترین ضربه اقتصادی در لایه سوم رخ میدهد؛ جایی که اینترنت بخشی از فرآیند تولید است، نه فقط ابزار ارتباط. شامل: کارخانهها و خطوط تولید، نیروگاهها و شرکتهای انرژی، زنجیرههای تأمین و لجستیک، سیستمهای کنترل کیفیت، نرمافزارهای اتوماسیون صنعتی، بانکهای اطلاعاتی سازمانها، سامانههای بازرگانی خارجی. بسیاری از این سیستمها وابسته به سرورها، APIها و تجهیزات خارجی هستند. قطع اینترنت بینالملل یعنی: توقف بخشی از تولید، اختلال در کنترل کیفیت، توقف یا کندی صادرات و واردات، تأخیر در تأمین قطعات، اختلال در عملیات لجستیک.این لایه از نظر ارزش اقتصادی احتمالاً از دو لایه دیگر بزرگتر است؛ اما هیچ آمار رسمیای از اندازه خسارت آن منتشر نمیشود. دومینویی از کاهش درآمد تا تعدیل نیرو وقتی اینترنت مختل میشود، هر سه لایه همزمان کاهش درآمد را تجربه میکنند. شرکتها برای جلوگیری از خسارت بیشتر راهی ندارند جز کاهش هزینهها، توقف پروژهها، کاهش فعالیتهای توسعهای، تعویق استخدامها و در بسیاری موارد تعدیل نیرو.این موج کاهش هزینه، در کل زنجیره تأمین حرکت میکند و در نهایت منجر به کاهش تولید، افت کیفیت محصولات، کاهش سرمایهگذاری، کوچک شدن اقتصاد. برآوردها نشان میدهد شرکتهای بزرگ با سود ناخالص ۱۳ درصدحداکثر ۴۵…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد