جدید به قدیم
…ایران، بلاتکلیفی در تعیین تکلیف ناخدا برای کشتیِ صنعت گردشگری، به بحرانی فراتر از یک سوتفاهم اداری تبدیل شده است؛ این مسأله، نوعی «خودزنی راهبردی» در آستانه بزرگترین رویداد اقتصادی در جنوب کشور است؛ «سفرهای زمستانی و تعطیلات نوروزی».معمایِ ناخدایِ موقت در اقیانوسِ متلاطم:بند اول سیاستهای کلی توسعه دریامحور، با قاطعیت از «سیاستگذاری یکپارچه و مدیریت منسجم» سخن میگوید. اما در هرمزگان امروز، ما با پارادوکسی روبهرو هستیم که میتوان آن را «حکمرانیِ چراغخاموش» نامید. از نهم مردادماه ۱۴۰۴، ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی که اصولاً باید قلب تپنده و دیدهبانِ بیدارِ اقتصاد گردشگری باشد، با وضعیتِ «سرپرستی» اداره میشود. عبور از مرز ششماهه بلاتکلیفی، تنها یک تخلف ساده از قانونِ مدیریت خدمات کشوری (که سقف آن را سه ماه تعیین کرده) نیست؛ بلکه در واقع، لرزاندن پایههای همان «مدیریت منسجمی» است که نظام حکمرانی کشور برای آن ریلگذاری کرده است. چگونه میتوان از «ناخدایِ موقت» که حتی حکمِ قطعیاش صادر نشده، انتظار داشت در طوفانِ پیکِ سفرهای زمستانی و تعطیلات پایان سال، مسیرِ کشتیِ توسعه را به سمتِ ساحلِ امن هدایت کند؟ بلاتکلیف گذاشتن یک دستگاه اجرایی با سرپرستی بیش از شش ماهه، همان «زنگارِ اداری» است که موتورِ محرکِ تحول را پیش از شروع حرکت…
سیاستمداری که رسانه شدپیش از ظهور دونالد ترامپ، سیاستمداران معمولاً از مسیر رسانههای رسمی مانند تلویزیون، روزنامهها و بیانیههای دولتی با مردم صحبت میکردند. ترامپ این قاعده را بههم زد. او توییتر را به تریبون شخصی خود تبدیل کرد؛ تریبونی که بدون واسطه، بدون سردبیر و بدون فیلتر در اختیارش بود.ترامپ با میلیونها دنبالکننده، هر زمان که میخواست، میتوانست خبر بسازد، واکنش نشان دهد یا حتی دستور کار رسانهها را تغییر دهد. بسیاری از خبرنگاران صبح خود را با بررسی توییتهای او آغاز میکردند، چرا که میدانستند یک توییت ساده میتواند تیتر اول رسانهها شود.زبان ساده، تند و عامهپسندیکی از مهمترین ویژگیهای توییتهای ترامپ، سادگی زبان است. او از جملات کوتاه، واژههای ساده و ساختارهای غیررسمی استفاده میکرد. برخلاف سیاستمدارانی که زبان دیپلماتیک و پیچیده دارند، ترامپ طوری مینوشت که گویی در حال صحبت با یک دوست یا هوادار است.استفاده از کلمات احساسی مانند «عالی»، «افتضاح»، «دروغین»، «فاجعه» و «بزرگترین» در توییتهای او بسیار رایج بود. این زبان ساده باعث میشد پیامش سریع فهمیده شود و بهراحتی دستبهدست بچرخد.حملات مستقیم و بیپردهترامپ در توییتهایش اهل تعارف نبود. او بهطور مستقیم به رقبا، رسانهها، سیاستمداران و حتی متحدان خود حمله میکرد. لقبسازی برای مخالفان، مانند نامگذاریهای تحقیرآمیز…
هر چند تعادل اجتماعی و ثبات میان اجزا و عناصر یک جامعه بحث مفصل و طولانی است که مربوط به کل تاریخ معاصر ما میشود اما مشکلات اقتصادی این روزهای ایران و جهش بیسابقه قیمت کالاهای اساسی از جمله مواد غذایی بهانهای است تا آن را مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم زیرا افزایش قیمتها بیش از هر زمان دیگری طبقه متوسط ایران را به عنوان موتور محرکه و تعادل بخش نظام اجتماعی و سیاسی با بحران مواجهه کرده است. در یکی از تعاریف ساده و عامیانه از طبقه متوسط، این طبقه اینگونه تعریف شده که از سطح درآمدی مناسبی برای تامین نیازهای اولیه برخوردارند و با دارایی محدود (مسکن و خودرو)، همواره چیزی برای از دست دادن دارند. اعضا طبقه متوسط عموما یا بازاری هستند یا افرادی هستند که در شهر سکونت داشته و با ورود به دانشگاهها و گذراندن دورههای تحصیلی به عنوان متخصص در بخشهای علمی، فنی و اداری فعالیت میکنند.معلمان، اساتید دانشگاه، وکلا، مهندسان، پزشکان، کارمندان و دانشجویان اکثریت این گروه را تشکیل میدهند. این افراد عمده خدمات تخصصی در بخشهای مختلف را به جامعه عرضه میکنند. به شکلی ساده میتوان گفت سرمایه اصلی طبقه متوسط نه پول یا دارایهایی ملکی است بلکه دانش و…
… وابسته به تصمیمات مقطعی، تأخیرهای اداری و بلاتکلیفی در سیاستهای ارزی است. نبود روغن خام، عدم تخصیص بهموقع ارز برای واردات و حذف شتابزده حمایتهای ارزی، صنعت روغن کشور را به نقطهای رسانده که برخی کارخانهها یا تولید را متوقف کردهاند یا با حداقل ظرفیت فعالیت میکنند. در چنین فضایی، شایعاتی مانند انبار شدن روغن نیز به بیاعتمادی بازار دامن زده و التهاب را تشدید کرده است.در این میان، هرمزگان وضعیتی خاص و نگرانکننده دارد. طی روزهای اخیر شهروندان در جستوجوی روغن، فروشگاهها را سرزدهاند و در بسیاری از مغازهها با قفسههای خالی روبهرو شدهاند.بازرسان سازمان تعزیرات حکومتی هرمزگان نیز در بازدیدهای میدانی، از عدم موجودی کافی روغن در برخی فروشگاهها خبر داده است. این در حالی است که هرمزگان، دروازه اصلی ورود روغن خام به کشور به شمار میرود و بخش مهمی از واردات این ماده اولیه از بنادر این استان انجام میشود. استانی که محل ورود روغن خام است، برای تأمین روغن خوراکی موردنیاز مردمش با مشکل مواجه شده است.نماد روشن این تناقض، وضعیت نگرانکننده تنها واحد تولید روغن خوراکی در استان هرمزگان است. به گفته مسئولان این واحد تولیدی، در صورت تأمین مواد اولیه و اختصاص سهمیه، میتواند ظرف ۴۸ ساعت بازار استان…
…طوفانها ناخدای کشتی توسعه باشد؟ یا همچنان در بند آبهای آرام، با بادبانهای محافظهکارانه، از حرکت بازخواهد ایستاد؟دو) حفظ وضع موجود؛ پارو زدن در دل طوفان: تصور کنید یک کشتی بادبانی در دل طوفان را که ناخدای آن بهجای آنکه راهی برای عبور از بحرانها پیدا کند، تنها به پارو زدن در همان جهت باد شرطه، در تلاش است که تا خود و سرنشینان همراه خویش را از خطر مهیب غرق شدن نجات دهد. در شرایط بحرانزدهای که هرمزگان در آن قرار دارد، تکیه بر رویکرد «حفظ وضع موجود»، چیزی جز حرکت در جهت باد مخالف درون یک گرداب تندری نیست. در حالی که دریاهای بیکران اقتصاد هرمزگان از فرصتهای بیشماری برای توسعه برخوردار است، همچنان شاهد رفتارهایی هستیم که از ترس غرق شدن در طوفانهای اقتصادی و اجتماعی، به جای حرکت به سمت افقهای روشن، در دل طوفانها همچنان به همان مسیری که همیشه رفتهایم، ادامه میدهیم. این وضعیت، همانند تلاش یک ناخدای شجاع در طوفانی است که به جای استفاده از قدرت بادبانهای نوین، فقط به پارو زدن اکتفا میکند. هرچقدر که این حرکت در لحظه میتواند کشتی را از غرق شدن نجات دهد، اما در بلندمدت، کشتیای که در دل طوفان حرکت نمیکند، به تدریج از…
…شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا جهان در حال ورود به مرحلهای تازه از چندقطبی شدن است یا در آستانه فروپاشی نظم موجود قرار دارد. نشانهها حاکی از آن است که قدرتهای سنتی دیگر توانایی کنترل کامل تحولات را ندارند و بازیگران جدید، چه در عرصه فناوری و چه در عرصه اجتماعی، در حال شکلدادن به قواعد تازهای هستند. فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر، نه تنها اقتصاد جهانی را دگرگون میکنند بلکه سیاست بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. در سال ۲۰۲۵، بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه فناوری انجام دادند تا از وابستگی به منابع سنتی بکاهند و جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کنند.با این حال، بحرانهای انسانی و اقلیمی همچنان سایه سنگین خود را بر جهان گستردهاند. میلیونها نفر در سودان، یمن و افغانستان با ناامنی غذایی و بیخانمانی مواجه شدند و جامعه بینالملل نتوانست پاسخ مؤثری به این بحرانها ارائه دهد. در اروپا، موج جدیدی از مهاجرت ناشی از جنگها و تغییرات اقلیمی، سیاست داخلی کشورها را تحت فشار قرار داد و زمینهساز رشد جریانهای پوپولیستی شد. در آمریکا، شکافهای اجتماعی و سیاسی عمیقتر شدند و بازگشت ترامپ به قدرت این شکافها را تشدید کرد.در مجموع…
باز هرمزگان و بندرعباس چهرهی دیگری از نامداران خود را در عرصهی موسیقی از دست داد. صالح آتون از میان ما رفت و باری گران بر نبودنها و از دستدادنها و فقدانهای عرصهی فرهنگ و هنر این دیار و به طور خاص موسیقی بر جای نهاد. صالح آتون بینیاز از معرفی و یدک کشیدن الفاظ است. نام و آوازهی او در موسیقی و حافظهی شنیداری هرمزگان و بندرعباس همواره زنده و جاریست. نوای عود او در ترانههایی همچون «پشت باغ مولوی»، «خیابون دلگشا»، «خونسرخ ارم که یار امه»، «شاه حسینی جای حورون بهشتن» و ... هرگز از یادمان نخواهد رفت و همین بس تا جایگاه صالح آتون را و اهمیت وی در تاریخ موسیقی و عودنوازی هرمزگان تثبیت نماید.اگر بخواهیم تاریخ عودنوازی بندرعباس را به چند نسل تقسیم نماییم، صالح آتون متعلق به نسل اول نوازندگان عود بندرعباس است.نسلی که مسیری ناهموار را به سامان رساند و اکنون آثاری ارزشمند از این نسل (چه از حیث ارزش آثار و چه در تربیت نوازندگان دورههای بعد) برایمان به یادگار مانده است و عودنوازی هرمزگان با چنین پشتوانهای به مسیر خود ادامه داده است که بررسی فنون و شیوهی نوازندگی آنها شایستهی مقال دیگریست. صالح آتون علاوه بر موسیقی در…
بیضایی سینما و تئاتر را به کلاس درس بدل نکرد، اما هر اثرش درسی تمامعیار بود؛ دربارهی قدرت، دروغ، اسطوره، زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند…
او که خود ایران بود و ایران در او تداوم مییافت. اندوهبار آنکه ایرانِ ما، زخمی و فرسوده، در غربت جان میسپارد؛ و چه تمثیل تلخی که مردی با چنین عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده…
…نخواهد شد.4-گزارشات رسمی حاکی از آن است که توان موشکی ایران نسبت به قبل از جنگ 12 روزه به بیش از ده برابر افزایش و ارتقا ء یافته است و اگر در جنگ 12 روزه 500 موشک به سمت سرزمین های اشغالی شلیک شده، در صورت جنگ مجدد، 5000 موشک قویتر از موشکهای قبلی به سوی اسرائیل شلیک خواهد شد، که مساوی است با نابودی کلیه زیر ساختها و صنایع نظامی و استراتژیک در تمامی شهرهای اسرائیل و مایوس شدن حامیان آن در اروپا و آمریکا از موجودیت رژیم غاصب.5-خسارات و آسیبهای وارده در جنگ 12 روزه به مناطق حساس رژیم صهیونی که اخبار آن به مرور آشکار و در حال پخش است، حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی ضربات سخت و مهلکی را از موشکهای ایران دریافت کرده، و با گذشت شش ماه از جنگ 12 روزه هنوز موفق به بازسازی آنها نشده است. از این رهگذر بیش از 20 میلیارد دلار خسارت برآورده شده که به سادگی برای رژیم جعلی قابل جبران نیست. در پایان لازم به توضیح است، هرکدام از دلایل پنجگانه اگر از این کارکرد خارج شود، باید برای مقابله با جنگ احتمالی، آمادگی بیشتری را کسب کرد.روزنامه صبح ساحل