جدید به قدیم
…فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم را مسئولین و متولیان امور فرهنگی این شهر میدانستند و بدانند تا امثال صالح آتون در محاق نمانند. و باز دریغا که از این نسل یکی پس از دیگری در همان عزلت و تنهایی و غربتی منجمد جهان را وداع میگویند که این وداع تنها وداع با دنیا نیست بلکه وداعیست اندوهبار برای فرهنگ و هنر که دستش تهی میماند از پنجههای هنرمندی چون صالح آتون که تاریخ این مردم و شادیها و غمهایشان و آمالشان را با ساز خود روایت میکند. صالح آتون میراثدار فرهنگ و تاریخ شفاهی بندرعباس نیز بود و چند نسل نوازندگی عود را در حافظه خود داشت. درگذشت وی پایان بخشی از فرهنگ موسیقایی این مرز و بوم است. انسانی که در حیاتش و در عزلت و تنهایی خویش وارسته زیست. درگذشت این هنرمند و نوازندهی چیرهدست عود و انسانی وارسته را به خانواده گرامی آتون و جامعهی فرهنگی و هنری خصوصا موسیقی تسلیت عرض مینمایم. به امید روزی که انجمنهای فرمایشی و نمایشی کاربریشان عوض شود و نوشداروی پس از مرگ سهراب نباشند.
…غیرواقعبینانه است.استارتاپها؛ حلقه مفقوده حکمرانی محیط زیست اینجاست که نقش فراموششده استارتاپهای دانشبنیان و مسئلهمحور آشکار میشود. آنها دقیقاً در نقطهای ایستادهاند که دولتها با محدودیت مواجهند: چابک، آزمونپذیر، مقیاسپذیر و نزدیک به بطن مسئله. فلسفه وجودی آنها حل کردن مشکل است، نه حفظ ساختار.نقش تحول آفرین استارتاپها در حکمرانی مؤثر محیطزیست را میتوان در چند محور خلاصه کرد:1- دادهسازی محلی: تولید و پردازش دادههای موضعی و واقعی برای خروج از تصمیمسازیهای مبهم.2- راهحلهای بومی شده: طراحی راهحلهای کمهزینه و قابل توسعه، منطبق بر واقعیتهای محلی.3- آزمایشگاه نوآوری: آزمایش مدلهای نوآورانه در مقیاس کوچک، قبل از تعمیم پرهزینه به سطح ملی.4- اتصال اجتماعی: جلب مشارکت اجتماعی و اعتماد جامعه از طریق ارتباط مستقیم، به عنوان شرط موفقیت هر راه حل.5- ترجمه عملیاتی: تبدیل سیاستهای کلان به اقدامات عملیاتی در میدان.در بسیاری از کشورها، این ظرفیت به رسمیت شناخته شده و در قالب همکاریهای ساختاریافته دولت و استارتاپ نهادینه شده است. اما در ایران، این نقش هنوز به وضوح تعریف و پذیرفته نشده است.چالشی عمیقتر از نبود حمایت مالی مشکل اصلی استارتاپهای حوزه محیطزیست در ایران، تنها کمبود بودجه یا حمایتهای قانونی نیست. مشکل بنیادیتر، فقدان «جایگاه» در نظام حکمرانی است. اغلب…
…و اوراق بهادار از واریز بخش اول سود سهام عدالت سال مالی ۱۴۰۳ همزمان با عید مبعث خبر داد.وی گفت: بخش اول سود سهام عدالت مربوط به عملکرد سال مالی ۱۴۰۳ شرکتهای سرمایهپذیر به همراه باقیمانده سود سهام عدالت مربوط به عملکرد سال مالی ۱۴۰۲ و عواید حاصل از آنها به حساب دارندگان سهام عدالت واریز خواهد شد.او بیان کرد: زمان واریز این سودها همزمان با عید مبعث خواهد بود.جعفری درباره مبلغ سود سهام هر سهامدار عدالت نیز توضیح داد:هماکنون در حال پیگیری و تجمیع سود سهام هستیم و مبلغ متعلق به هر سهامدار در روزهای آینده مشخص خواهد شد.در همین رابطه شرکت سپردهگذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه اعلام کرد: جاماندگان از دریافت سود سهام عدالت با ثبتنام در سامانه سجام تا روز ۲۲ دی ماه جاری در فهرست دریافت سود سهام عدالت قرار میگیرند.به این شرکت با صدور اطلاعیهای اعلام کرد: افرادی که سود سهام عدالت خود را دریافت نکردهاند میتوانند تا روز دوشنبه ۲۲ دی ماه جاری با ثبتنام در سامانه جامع اطلاعات مشتریان «Sejam.ir» و یا اصلاح شماره شبای معتبر خود در این سایت در فرآیند دریافت سود قرار بگیرند.مهمترین دلایل واریز نشدن سودلازم به ذکر است…
…مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ لایهلایه میشود و حقیقت، قربانی مناسبات قدرت و پول. اینها فقط داستان نیستند؛ تشریح وضعیتاند. با این همه، سرنوشت بیضایی به سرنوشت قهرمانان آثارش شباهت یافت: حذف، انزوا و در نهایت هجرت. همانگونه که قهرمانانش در این خاک تاب آورده نشدند، خود او نیز مجال ماندن نیافت. بیضایی رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، حافظه فرهنگی خود را پس میزند؟امروز، وقتی از غربت بیضایی سخن میگوییم، در حقیقت از غربت ایران حرف میزنیم؛ ایرانی که فرزندانش را یا…
…آغاز شد و بدون توقف ادامه داشت. نجات ۶۰ نفر با دستان خالیاین نوجوان ۱۶ ساله بدون هیچ تجهیزات امدادی و تنها با یک قایق، جان دستکم ۶۰ نفر از اهالی روستا را از خطر مرگ نجات داد. ویدئوهایی که از وی در فضای مجازی منتشرشده، بازتاب گستردهای داشته و تحسین کاربران را برانگیخته است. خانوادهای که خود قربانی سیلاب شددرحالیکه الهیار مشغول نجات دیگران بود، خانواده خودش نیز از آسیبدیدگان اصلی سیل بودند. 15 نفر از اعضای خانواده در خانهای چهار اتاقِ زندگی میکردند، خانهای که اکنون زیرآب رفته و دامها، وسایل زندگی و حتی لباسهایشان از بین رفته است. ارتفاع آب در خانهها به حدود یک متر رسیده و خانواده پس از حادثه ناچار به ترک روستا و اسکان موقت نزد بستگان در روستای گناری شدهاند. درخواست کمک برای روستای مهرگیالهیار خود را «جاشو و صیاد» معرفی میکند و تأکید دارد کاری را انجام داده که بلد بوده است. وی میگوید قایق مورداستفاده متعلق به همسایه بوده و تنها انگیزهاش نجات جان مردم بوده است.این نوجوان شجاع در پایان از مسئولان میخواهد به وضعیت مردم مهرگی رسیدگی کنند، روستایی که خانههایش تخریبشده، دامها از بین رفته و معیشت بسیاری از خانوادهها نابودشده است.روزنامه صبح ساحل
… آمریکایی و نشریات زرد داخلی مدام در طبل حمله رژیم صهیونی کوبیده و با طمطراق اعلام میکند که جنگ خواهد شد، اسرائیل بزودی به ایران حمله خواهد کرد و از این ناحیه باعث تشویش اذهان و افکار عمومی امت شریف ایران می شوند و نان خود را به عنوان کاسبان جنگ، در پخش تحلیلهای دلهرهآور و نا امیدکننده جستجو میکنند. لذا برای پاسخ به این بلندگوهای دارای جیره و مواجب و از سوی دیگر، به منظور ایجاد امید و نشاط در بین جامعه ایرانیان باید گفت، رژیم صهیونیستی بنا به دلایل زیر به جمهوری اسلامی ایران حمله نخواهد کرد:1-حضور نیروهای متخصص و مهندسین کشورهای دوست و هم پیمان جمهوری اسلامی ایران در بازسازی اهداف و مناطق بمباران شده صنایع غیر نظامی ایران که تعدادشان درسراسر کشور توزیع شده است، حاکی از وجود محیطی امن برای انجام اقدامات بازسازی است. این کشورها هژمونی قوی روی رژیم صهیونی دارند و در صورتی که خطایی از سوی این رژیم غاصب صورت بگیرد و موجب آسیب به اتباع آنها در ایران شود، قطعا با عکس العمل شدید آنان علیه اسرائیل مواجه خواهد شد.2-آغاز پروازهای کشورهای اروپایی به فرودگاههای جمهوری اسلامی ایران که غالبا از متحدان رژیم صهیونی محسوب میشوند…
به گزارش صبح ساحل، این نشست با هدف بررسی الگوهای مدیریتی نوین و مشارکتمحور در توسعه طبیعتگردی کشور برگزار شد و در جریان آن، حمایت از طرحهای مشارکتی و شرکتهای دانشبنیان در زمینه مدیریت مقصد و پسماند در جزیره هرمز بهعنوان یکی از محورهای کلیدی توسعه گردشگری پایدار مورد تأکید اعضای کمیته قرار گرفت. در همین راستا، طرح پیشنهادی استارتاپ «جامُش» بهدلیل رویکرد جامعهمحور، تمرکز بر مشارکت فعال ذینفعان محلی و تلاش برای کاهش اثرات زیستمحیطی گردشگری، مورد توجه اعضا قرار گرفت.طرح «نخستین جزیره سبز ایران» جامُش با هدف ایجاد نظامی پایدار برای مدیریت پسماند، ارتقای آگاهی زیستمحیطی گردشگران و توانمندسازی جوامع محلی جزیره هرمز طراحی شده و تلاش میکند با بهرهگیری از نوآوری، فناوری و مشارکت مردمی، الگویی قابلتوسعه برای سایر مقاصد طبیعتگردی کشور ارائه دهد.در این جلسه همچنین پیشنهاد سازمان حفاظت محیطزیست مبنیبر تشکیل کارگروه ویژه جزیره هرمز با هماهنگی استانداری هرمزگان مورد پذیرش کمیته ملی طبیعتگردی قرار گرفت؛ اقدامی که میتواند زمینهساز همافزایی میان نهادهای حاکمیتی، جوامع محلی و استارتاپها برای اجرای مؤثر طرحهای توسعه پایدار از جمله «نخستین جزیره سبز ایران» باشد.دومین جلسه کمیته ملی طبیعتگردی به بررسی دیگر موضوعات از جمله الگوهای موفق مدیریتی در پارک ملی گلستان و…
در چنین شرایطی، انتظار میرود بودجههای اختصاصیافته به مسئولیت اجتماعی شرکتها و نهادهای دولتی و خصوصی، بهمثابه داروی نجاتبخش عمل کند. اما واقعیت تلخ این است که سهم محیط زیست از این اعتبارات همچنان ناچیز است و آن مقدار ناچیز نیز، عمدتاً صرف پروژههای نمایشی، کوتاهمدت و فاقد پیوست اجتماعی میشود. نمایشیسازی به بهای فراموشی بحران پروژههای زیستمحیطی، زمانی که فاقد نگاه جامع، مشارکت واقعی جامعه محلی و افق بلندمدت باشند، عملاً تبدیل به «اتلاف بودجه نظاممند» میشوند. هزینهکرد در رویدادهای مقطعی، نصب بنرهای تبلیغاتی با موضوعات سبز، یا اجرای طرحهای نمادینِ بدون پشتوانه مطالعاتی، نه تنها گرهی از مشکلات نمیگشاید، بلکه اعتماد عمومی را که سرمایه اجتماعی اصلی برای هر حرکت جمعی است، تحلیل میبرد. این اقدامات، صورتمسئله را برای لحظهای پاک میکنند، در حالی که بحران به قوت خود باقی است. پارادوکس دردناک؛ طرحهای آماده، بودجههای غایب در این میان، پارادوکس دردناکتری نیز وجود دارد. پروژههای دقیقاً طراحیشده، فنی و اجرایی که با مشارکت جامعه محلی و چشمانداز بلندمدت تدوین شدهاند، در پیچوخم بروکراسی اداری و عدم تأمین بودجه مناسب، خاک میخورند. نمونه عینی این چالش را میتوان در پروژه «نخستین جزیره سبز ایران» برای جزیره هرمز مشاهده کرد. طرحی جامع که با هدف تبدیل این جزیره منحصربهفرد…
…را هموار کرده است. پیگیریها و هماهنگیهای وی سبب شد بسیاری از طرحها، بهویژه در حوزه مسئولیتهای اجتماعی، سرعت بگیرد و به نتیجه برسد. حضور فعال استاندار در کنار اتاق، الگویی از همافزایی دولت و بخش خصوصی در راستای توسعه متوازن استان به نمایش گذاشته است. در حوزه سیاستگذاری اقتصادی نیز اتاق بازرگانی هرمزگان، با برخورداری از نیروهای جوان، متخصص، مشاوران حرفهای و هیئترئیسهای هماهنگ، توانسته تصمیمسازیهایی دقیق، دادهمحور و آیندهنگر انجام دهد. نتیجه این تلاشها، کسب رتبه پنجم در ارزیابی ملی اتاقهای بازرگانی کشور بوده است؛ رتبهای که محصول برنامهریزی، جدیت و انسجام سازمانی است. امروز اتاق بازرگانی هرمزگان نه یک تشکل اقتصادی صرف، که یک شریک توسعهای برای استان است؛ نهادی که ثابت کرده بخش خصوصی، اگر مسئولیتپذیر و آیندهنگر باشد، میتواند دوشادوش دولت در ساختن جامعهای توانمند نقشآفرین باشد. امروز شاهدیم که خدمات و حمایتهای اتاق تنها محدود به مرکز استان نیست و آثار آن در تمامی شهرستانها نیز کاملاً محسوس است.این مسیر اما پایان ندارد. هرمزگان همچنان به مشارکت، نوآوری و همدلی نیاز دارد. امید آنکه اقدامات توسعهساز اتاق بازرگانی هرمزگان با همراهی دلسوزانه استانداری، تداوم یابد و این دو نهاد همچنان از ستونهای اصلی پیشرفت و آیندهسازی استان باقی بمانند.روزنامه صبح ساحل
برخی از این بذرها، با گذر زمان، چنان ریشههای عمیق و شاخههای گستردهای مییابند که مرزهای جغرافیایی را درمینوردند و به درختانی تنومند در جنگل اندیشه بشری بدل میشوند. راز این تحول، در توانایی ترجمه یک مسئله خاص به زبانی جهانشمول نهفته است؛ زبانی که از دل تجربههای عینی و ملموس برمیخیزد و با تکیه بر مفاهیم مشترک انسانی، با مخاطبی در دورترین نقاط ارتباط برقرار میکند. استارتاپ «جامُش» در مسیر تبدیل جزیره هرمز به نخستین جزیره سبز ایران، با تمرکز بر نوآوری اجتماعی، مسیری را طی میکند که نمونهای روشن از این فرآیند است. نوآوری اجتماعی در این بستر به معنای خلق راهحلهای پایدار از دل بافت فرهنگی، دانش بومی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. این رویکرد، که احترام به سنتها را با جستجوی راههای نوین تلفیق میکند، خود به زبانی گویا بدل میشود. این زبان، زمانی که در قالب اثری خلاقانه و بصری متجلی شد، اخیراً توانست در رقابتی معتبر طراحی مانند IDA 2025، توجه داوران بینالمللی را به خود جلب کند. این اتفاق، نه به عنوان یک مقصد، بلکه به عنوان نشانهای از اقبال جهانی به روایتی محلی، قابل تأمل است.سفر یک پیام از سطح محلی به عرصه جهانی، مستلزم عبور از ورای شرح مسائل…