جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل، این مقام سابق آمریکایی در گفتوگویی با «اسکای نیوز» با اشاره به اطلاعات منتشر شده مبنی بر فاصله دو هفته ایران با دستیابی به تسلیحات هستهای بیان داشت: «این اطلاعات نیست. این جعلی است. امکانش نداشت که ایران دو هفته با توسعه بمب هستهای فاصله داشته باشد.»وی ادامه داد: «مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکید کرد که آنها به وضوح برنامهای برای تولید بمب نداشتند. حتی اگر برنامه هستهای ایران آنطور که رئیسجمهور ترامپ ادعا کرده، نابود نشده بود نیز باید آنقدر آسیب دیده باشد که نتوان آن را به سرعت ازسرگرفت.»رابرت مالی علیرغم اینکه ایران بارها تاکید کرده به دنبال تسلیحات هستهای نیست، ادعا کرد که تهران در سریعترین حالت پیش از جنگ دوازده روزه نیست و شش ماه تا یک سال با دستیابی به بمب هستهای فاصله داشت.این مقام پیشین آمریکایی تاکید کرد که ادعاهای جعلی دولت ترامپ تنها ساخته ذهن سیاستمداران آمریکایی است.
…بسازند و به منابع جهانی دسترسی داشته باشند؛ در حالی که اقشار کمدرآمد و مستقل، هر روز بیشتر از رقابت عقب میمانند.از منظر اقتصادی نیز این مدل پرسشبرانگیز است. اگر محدودیت وجود نداشته باشد، اساساً نیازی به فروش نسخه «بدون محدودیت» نیست. بنابراین، محدودیت به پیششرط یک بازار سودآور تبدیل میشود. هرچه دیوار بلندتر باشد، عبور از آن گرانتر فروخته میشود. در چنین شرایطی، انگیزهای برای کاهش محدودیتها باقی میماند؟ یا برعکس، محدودیت به بخشی از مدل کسبوکار تبدیل میشود؟ مسئله فقط چند اپلیکیشن یا چند وبسایت نیست؛ مسئله اصل برابری است. همانطور که نمیتوان آموزش یا خدمات عمومی را صرفاً به کسانی داد که پول بیشتری دارند، دسترسی آزاد به اینترنت نیز نباید امتیاز ویژه باشد. اینترنت اگر زیرساخت حیاتی جامعه است، باید برای همه شهروندان در دسترس باشد؛ نه اینکه به دو نسخه «عادی محدود» و «ویژه آزاد» تقسیم شود. در نهایت، سؤال روشن است: آیا اینترنت آزاد یک حق است یا یک کالای لوکس؟ اگر حق است، باید برای همه باشد؛ برای نجار، کارگر، دانشجو، استاد و مدیر. اما اگر قرار است تنها کسانی که توان مالی دارند بدون فیلتر باشند، باید بپذیریم که با نوعی آپارتاید دیجیتال روبهرو هستیم؛ جایی که آزادی دسترسی، قیمت دارد.
قیمت پوشک ۲۰۰ درصد گران شد.خبری کوتاه اما هشدار دهنده و تأمل برانگیز این فقط یک عدد نیست. نشانهای است از فشاری که بیوقفه بر شانههای خانوادههای ایرانی سنگینی میکند. وقتی کالایی به این درجه از ضرورت که مستقیماً با سلامت و آرامش نوزادان در ارتباط است چنین جهشی را تجربه میکند، دیگر سخن گفتن از «گرانی» کافی نیست.ما با بحرانی معیشتی روبهرو هستیم که ریشههای عمیقتری از یک نوسان مقطعی دارد. سالهاست که اقتصاد خانوار ایرانی زیر بار تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی نسبت به آینده شغلی و بیثباتی بازارها خم شده است. هزینهی مسکن، درمان، آموزش و حتی ابتداییترین مایحتاج زندگی، چنان شتابان افزایش یافته که بسیاری از خانوادهها ناچارند میان نیازهای اولیه خود دست به انتخاب بزنند. در چنین شرایطی، آیا میتوان تنها با شعار و تبلیغ، از مردم خواست که به فرزندآوری روی بیاورند؟ کشور به سمت سالمندی جمعیت حرکت میکند.این واقعیتی انکارناپذیر است. سیاستگذاران نیز بارها درباره خطرات کاهش نرخ باروری هشدار دادهاند. اما پرسش اساسی این است: آیا میتوان مسئلهای به این پیچیدگی را جدا از بستر اقتصادی و اجتماعی آن بررسی کرد؟ فرزندآوری، پیش از آنکه یک تکلیف تبلیغاتی باشد، تصمیمی عمیقاً وابسته به امنیت روانی و ثبات اقتصادی…
به گزارش صبح ساحل، خانواده این بازیگر در بیانیهای اعلام کرد کارادین پس از سالها زندگی با اختلال دوقطبی دست به خودکشی زده است؛ بیانیهای که به گفته آنان با هدف افزایش آگاهی عمومی منتشر شده است.خانواده کارادین در بیانیهای که در اختیار ددلاین قرار گرفت، نوشته است: «با اندوهی عمیق باید اعلام کنیم پدر، پدربزرگ، عمو و برادر عزیزمان رابرت کارادین درگذشته است. در جهانی که گاه میتواند بسیار تاریک باشد، او همواره نوری درخشان برای اطرافیانش بود. میخواهیم به مبارزه شجاعانه او در برابر نزدیک به دو دهه نبرد با اختلال دوقطبی اذعان کنیم. امیدواریم مسیر زندگی او بتواند برای مقابله با انگ اجتماعی بیماریهای روانی کمک کند.» رابرت کارادین که در سال ۱۹۵۴ متولد شد، کوچکترین پسر بازیگر سرشناس جان کارادین بود. او نخستین نقش سینمایی خود را در کنار جان وین در فیلم «کابویها» در سال ۱۹۷۲ ایفا کرد. پس از آن، در فیلم برنده اسکار «بازگشت به خانه» حضور یافت و نقشی کوتاه در فیلم «خیابانهای پائین شهر» ساخته مارتین اسکورسیزی داشت. بزرگترین موفقیت او کمدی «انتقام خورهها» در سال ۱۹۸۴ بود که در آن نقش اصلی، لوییس اسکولنیک، را بازی کرد. کارادین برای ایفای این نقش مدتی بهصورت مخفیانه در دانشگاه آریزونا حضور…
… سیاسی نیست؛ بدیهی و حقوقی است. وقتی گفته میشود هر فعالیت «فراگیر» در یوتیوب یا اینستاگرام نیازمند مجوز است، در واقع اصل بر ممنوعیت گذاشته شده و آزادی بیان به امتیازی تبدیل میشود که باید از نهاد بالادست دریافت کرد. یعنی شهروند، پیش از آنکه متهم شود، باید بیگناهی خود را ثابت کند و اجازه بگیرد تا حرف بزند. این منطق، نه با روح آزادی بیان سازگار است و نه با واقعیت اقتصاد دیجیتال. صداوسیما سالهاست رسانهای انحصاری با بودجه عمومی است. حال اگر همین مجموعه یا نهادهای وابسته به آن، مرجع صدور مجوز برای تولیدکنندگان مستقل آنلاین شوند، تعارض منافع چگونه توجیه میشود؟ نهادی که خود تولیدکننده و پخشکننده محتواست، چگونه میتواند درباره رقبای بالقوهاش بیطرفانه تصمیم بگیرد؟ این وضعیت بیش از آنکه تنظیمگری باشد، تثبیت انحصار است. از واژه «حمایت» بسیار استفاده میشود؛ حمایت از فرهنگ، حمایت از هنرمند، حمایت از امنیت روانی. اما تجربه نشان داده هرجا این واژهها پررنگ شدهاند، در عمل نتیجهاش افزایش نظارت، فشار و خودسانسوری بوده است. حمایت واقعی یعنی بازکردن مسیر، نه بستن آن. یعنی تسهیل مجوزهای موجود، نه اختراع مجوز تازه برای هر گوشی موبایلی که تبدیل به یک رسانه شده است. باید صریح گفت: هزاران جوان ایرانی امروز از راه…
…و گسترش دامنه خدمات شد. امروز بیمه دی نهتنها جامعه هدف اولیه خود را پوشش میدهد، بلکه طیف گستردهای از بیمهگذاران حقیقی و حقوقی، از جمله صنایع بزرگ کشور، شرکتهای اقتصادی و سازمانهای مختلف را تحت پوشش دارد. بر اساس آمار اعلامشده، شرکت بیمه دی در سال جاری تاکنون 62 همت فروش داشته است؛ رقمی که نشاندهنده رشد قابل توجه پرتفوی و اعتماد بازار به عملکرد این مجموعه است. بیمه دی همچنین در میان شرکتهای بیمهای حاضر در بورس، از منظر شفافیت مالی و شاخصهای عملکردی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده و در فهرست 100 شرکت بزرگ اقتصادی کشور نیز رتبه 40 را کسب کرده است؛ جایگاهی که آن را به برترین شرکت بیمهای حاضر در این فهرست تبدیل میکند. در استان هرمزگان نیز عملکرد این شرکت قابل توجه است. به گفته پرویز رضایی، مدیر بیمه دی استان، در حال حاضر حدود 306 هزار نفر از جمعیت تقریبی یک میلیون و 600 هزار نفری استان تحت پوشش خدمات این شرکت قرار دارند. این رقم سهم قابل توجهی از بازار بیمه استان را نشان میدهد. شبکه خدمترسانی بیمه دی در هرمزگان شامل سه شعبه فعال است: سرپرستی استان، شعبه تخصصی رسیدگی به خسارتهای درمان (جبران) و شعبه جزیره کیش.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، طی سالهای گذشته بارها چارچوبهای اساسی تعامل با جهان را تبیین کردهاند. در نگاه ایشان، مذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملت منجر شود که از موضع عزت، حکمت و اقتدار صورت گیرد. از همین رو، اصل «مذاکره از موضع قدرت» نه یک شعار سیاسی، بلکه بخشی از دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی محسوب میشود؛ دکترینی که تلاش میکند میان تعامل فعال با جهان و صیانت از استقلال کشور، توازنی هوشمندانه برقرار کند.در واقع، تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است که در نظام بینالملل، گفتوگوها بیش از آنکه بر پایه حسن نیت شکل بگیرند، بر محور توازن قدرت پیش میروند. کشوری که از پشتوانه اقتصادی، علمی، دفاعی و اجتماعی قوی برخوردار باشد، در میز مذاکره نیز دست برتر را خواهد داشت. بر همین اساس، تأکید رهبر انقلاب بر تقویت قدرت ملی پیش از هر تعامل خارجی، ریشه در واقعبینی سیاسی و شناخت دقیق قواعد روابط بینالملل دارد. یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده این نگاه، تجربه تاریخی منطقه و جهان است. ملت ایران بهخوبی مشاهده کرده که کشورهایی که به وعدههای امنیتی قدرتهای غربی اعتماد کرده و در حوزههای راهبردی عقبنشینی کردهاند، نهتنها از فشارها رهایی نیافتهاند، بلکه در مواردی با بحرانهای عمیقتری مواجه شدهاند…
…که چرا قیمت به این سطح رسیده است. زولبیا و بامیه کالایی وابسته به نهادههایی چون روغن، شکر، آرد، انرژی، دستمزد و اجاره واحد صنفی است. وقتی همه این مؤلفهها در یک اقتصاد تورمی افزایش مییابند، انتظار ثابت ماندن قیمت محصول نهایی چندان واقعبینانه نیست. اگر سیاستگذار بدون توجه به این هزینهها، صرفاً با تعیین سقف قیمتی بخواهد فشار افکار عمومی را مدیریت کند، در واقع صورت مسئله را پاک کرده است.تأکید ما بر این است که ۴۵۰ هزار تومان برای مصرفکننده گران است؛ اما تحمیل قیمتی پایینتر از هزینه واقعی تولید، راهحل این گرانی نیست. در چنین شرایطی تولیدکننده با سه انتخاب روبهرو میشود: پذیرش زیان، کاهش کیفیت یا کاهش عرضه. پذیرش زیان در بلندمدت ممکن نیست. بنابراین یا کیفیت افت میکند یا کالا کمیاب میشود.کاهش کیفیت یکی از نخستین واکنشهاست. وقتی امکان افزایش قیمت وجود ندارد، تولیدکننده برای بقا به سمت مواد اولیه ارزانتر یا کاهش وزن و اندازه محصول میرود. نتیجه آن است که مصرفکننده ظاهراً کالایی ارزانتر میخرد، اما در واقع ارزش کمتری دریافت میکند. در این حالت، گرانی پنهان جای گرانی آشکار را میگیرد.از سوی دیگر، اگر تولید کاهش یابد، کمبود شکل میگیرد. صفهای طولانی، سهمیهبندی غیررسمی یا تمام شدن زودهنگام محصول…
…این وضعیت، هزینه تصمیمگیری را برای طرف مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند ادعا کند که قبلاً هشدار داده بود. اگر اقدامی صورت نگیرد، هیچ وعدهای نقض نشده است. این ویژگی انعطاف تاکتیکی کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال، میان جنگ و دیپلماسی. در مورد ترامپ، این شیوه بیان با سبک شخصیتی و سیاسی او نیز همخوان است. او در بسیاری از موارد، سیاست خارجی را به مثابه یک معامله بزرگ میبیند جایی که حفظ اهرم فشار تا لحظه آخر اهمیت دارد. جمله «خواهیم دید چه خواهد شد» دقیقاً چنین اهرمی است. این جمله میتواند همزمان تهدید باشد و دعوت به مذاکره؛ هم نشانه آمادگی برای تشدید تنش و هم علامت باز بودن مسیر توافق و دوگانگی ذاتی آن، امکان مانور را افزایش میدهد. اما مخاطب چنین جملهای فقط ایران نیست. در سیاست بینالملل،…
…تحریمها اقتصاد را اینقدر تکمحصولی و وابسته به نفت کنند، مطرح میشد، شاید میشد امید بست که یک معامله نسبتاً عادلانه و کموبیش برد-برد شکل بگیرد. اما امروز که عرصه برای تصمیمگیرندگان به خاطر همین فشارهای درونی و بیرونی به شدت تنگ شده، مذاکره برد-برد بیشتر شبیه یک تصور آرمانی است تا یک گزینه واقعی.ثالثاً، عبارت «تجارت خوب جایگزین گلوله میشود» ممکن است در فضای اتاق بازرگانی و در میان فعالان اقتصادی پذیرفتنی به نظر برسد، اما در عملِ روابط بینالملل با محدودیتهای جدی روبهروست. تجارت زمانی میتواند به کاهش تنش کمک کند که میان طرفها نوعی توازن قدرت وجود داشته باشد، سطحی از اعتماد سیاسی شکل گرفته باشد و هیچیک از بازیگران تصور نکند که از مسیر فشار یا زور میتواند به امتیاز بیشتری دست یابد. در شرایط فعلی خاورمیانه جایی که اسرائیل با حمایت آمریکا عمل میکند، عربستان و امارات همچنان درگیر منازعات منطقهای هستند و قدرتهای بزرگ اغلب ملاحظات ژئوپلیتیک را بر منافع تجاری ترجیح میدهند تجارت بهتنهایی نتوانسته جایگزین منازعه شود و نقش آن بیشتر به افزایش هزینه درگیریها محدود بوده است.در مجموع، تأکید بهرامن بر پرهیز از جنگ و اولویت دادن به تجارت، بازتاب نگاه بخش خصوصی و دغدغههای اقتصادی آن…
اصابت پرتابههای دشمن آمریکایی در حوالی قشم