جدید به قدیم
بارندگیهای اخیر و تصاویر چشمنواز عبور آب از زیر پل تاریخی لاتیدان، اگرچه جلوهای زیبا از طبیعت و تاریخ را به نمایش گذاشت، اما در واقع زنگ خطری جدی برای آینده این اثر ارزشمند بود؛ هشداری که سالهاست شنیده میشود، اما همچنان در میان وعدهها و گفتاردرمانی مسئولان گم شده است.
توی تاکسی کار خاصی نداشتم، ولی بی تاب بودم. دلم میخواست راننده گاز بدهد و برود، ولی ترافیک بود و تاکسی از جایش تکان نمیخورد.
استان هرمزگان، نگین حساس اکولوژیک ایران، در تناقضی آشکار گرفتار آمده است؛ از یک سو، ظرفیتهای بینظیر طبیعی و موقعیت استراتژیک دریایی، و از سوی دیگر، فشارهای فزایندهی زیستمحیطی که نفسهای این خطه را به شماره انداختهاند. آلودگیهای دریایی، پسماندهای رها شده، تخریب سواحل و فرسایش خاک تنها بخشی از بحرانهای مزمنی هستند که زندگی و معیشت در این استان را تهدید میکنند.
نوجوانی یکی از متلاطمترین دورههای زندگی روانی انسان است؛ دورهای که در آن، هیجانها اغلب پیش از فکر کردن می آیند و رفتارها پیش از فهمیدن و فکر کردن اتفاق میافتند.
روز شنبه 13 دسامبر، اسرائیل رائد سعد، معاون فرمانده شاخه نظامی حماس و یکی از طراحان حملات ادعایی ۷ اکتبر را کشت. این حمله در شهر غزه در مجموع چهار کشته برجای گذاشت.
قیمتگذاری دستوری طی دهههای گذشته به یکی از پرکاربردترین ابزارهای سیاستگذاری اقتصادی در ایران تبدیل شده است؛ ابزاری که با هدف مهار تورم، حمایت از مصرفکننده و ایجاد ثبات در بازارها به کار گرفته شد، اما در عمل، بهتدریج خود به یکی از عوامل تشدید عدمتعادلهای اقتصادی بدل شد.
دلار 132 هزار تومانی، صادرات ۹۹ هزار تنی شیرخشک صنعتی از کشور در شش ماهه نخست سال و افزایش قیمت بهای شیر خام از 23 هزار تومان به 35 هزار تومان، سه ضلع مثلث شوم کاهش قدرت خرید و خالی شدن سفره مردم از لبنیات است.
بحران سیل و طوفان اواخر آذرماه ۱۴۰۴ در جزیره قشم، تنها آزمونی برای تابآوری زیرساختهای شهری و روستایی نبود؛ این بحران بار دیگر یک مسئله قدیمی اما حلنشده را عیان کرد: ناتوانی بخشی از مدیریت اجرایی کشور در درک نقش رسانه در شرایط بحرانی.
بسیری از زنان امروز ایران بیش از هر زمان دیگری تحصیل کردهاند، سهم بیشتری در بازار کار دارند و از آگاهی اجتماعی و فردی بالاتری برخوردار شدهاند، اما این پیشرفتها در خلأ رخ داده است. بازار کار ناامن، تبعیض مزدی، فقدان حمایتهای شغلی پس از ازدواج و فرزندآوری و نظام حقوقیای که در بسیاری موارد زنان را در موقعیت نابرابر قرار میدهد، ازدواج را از یک «فرصت» به یک «ریسک» بدل کرده است.
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
کالابرگ دهکهای اول تا سوم شارژ شد