جدید به قدیم
پیشینهای بر حضور زنان در مدیریت کشوربرای درک عمق تحول کنونی، لازم است نگاهی به گذشته بیندازیم. حضور زنان در عرصه مدیریت اجرایی ایران، همواره با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. اگرچه پس از انقلاب اسلامی، زنان همواره در عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی حضور فعالی داشتهاند، اما سهم آنان از کرسیهای تصمیمگیری و معاونتی، همواره محدود و بعضاً تشریفاتی بوده است. برای دههها، تصدی پستهایی مانند فرمانداری، استانداری یا معاونت وزیر برای زنان، امری استثنایی و نه یک رویه معمول تلقی میشد.اما ریشههای این نابرابری را باید در چه عواملی جستجو کرد؟ بیشک، کلیشههای جنسیتی ریشهدار در فرهنگ سنتی، نقشی اساسی در این زمینه داشتهاند. باورهایی نانوشته اما پرنفوذ، نظیر «مدیریت سخت با طبع لطیف زنان سازگار نیست» یا «سیاست جای مردان است»، برای سالها سقفی شیشهای بر سر راه پیشرفت شغلی زنان ایجاد کرده بود. این سقف شیشهای، گرچه نامرئی بود، اما مانعی مستحکم در برابر صعود زنان به سطوح عالی مدیریت محسوب میشد. با این حال، افزایش چشمگیر سهم زنان در آموزش عالی، کسب مدارج علمی بالا و ظهور نسل جدیدی از زنان تحصیلکرده، متخصص و خواهان ایفای نقش در سرنوشت کشور، تداوم این وضعیت را به چالش کشید. حضور پررنگ زنان در دانشگاهها…
…و شکست آن، اوج فروافتادگی اجتماعی، و اوج هیجان و فریب در سرمایهداری مالی. شخصیتهای محوری این آثار همه در دام جبرهایی گرفتارند که اگرچه منشاء متفاوتی دارند (درونی-هنری، بیرونی-اجتماعی، سیستماتیک-اقتصادی)، اما همگی به سرنوشتی تراژیک ختم میشوند. آنچه این سرنوشت را تراژیک میسازد، آگاهی نسبی شخصیتها از وضعیت خود و تقلای بیثمرشان برای گریز از آن است. زولا با ثبت دقیق این تقلاها، در واقع دارد پرسشهای فلسفی بزرگی را درباره اختیار، مسئولیت، و معنای پیشرفت در دنیایی مملو از نابرابری و بیماری مطرح میکند. رمانهای او مانند گزارشهای یک مورخ از نبردهای گمشده در تاریخ هستند، نبردهایی که شکست در آنها به قول خود زولا، ناشی از «ناتوانی ارگانیسم در تطابق با محیط» است. این نگاه علمی-تراژیک، باعث میشود آثارش نه نوحهای سانتیمانتال بر فقرا یا محکومیتی سادهانگارانه بر ثروتمندان، بلکه پژوهشی پیچیده در آسیبشناسی جامعه مدرن باشند.امیل زولا امروز، نه به عنوان یک نویسنده تاریخی که متعلق به گذشته است، بلکه به عنوان یک متفکر تیزبین و پیشرو همچنان با ما سخن میگوید. مسائلی که او در «شاهکار» مطرح میکند یعنی اضطراب هنرمند، بحران خلاقیت، انتظارات غیرواقعی برای هر خالق هنری در عصر شبکههای اجتماعی و رقابت بیامان آشناست. فضاهای سایههای شب…
…پارابنها، بنزوفنونها، دیاکسانها، کربن بلک، اتانولآمینها، متیل ایزوتیازولینونها و ترکیبات حاوی جیوه یا زیرکونیوم از جمله موادی هستند که در بسیاری از محصولات تقلبی یا غیرمجاز یافت میشوند. کاهش سن مصرف؛ زنگ خطر برای سلامت آیندهیکی از مهمترین هشدارهای مرتضویان، کاهش سن استفاده از لوازم آرایشی به حدود ۱۲ سال است؛ سنی که بدن هنوز در مرحله تکامل هورمونی قرار دارد. به گفته او، کودکان و نوجوانان به دلیل نارس بودن سیستم هورمونی و تولیدمثل، نسبت به بزرگسالان آسیبپذیرتر هستند و تماس مداوم با مواد مختلکننده هورمونی میتواند منجر به بلوغ زودرس، اختلالات هورمونی و حتی ناباروری در سالهای بعد شود. او تأکید کرد که استفاده مداوم از لوازم آرایشی تقلبی، بهویژه در سنین پایین، میتواند زمینهساز بروز سرطان پوست و حتی سرطانهای مرتبط با مجاری تنفسی و حنجره باشد. این در حالی است که بسیاری از خانوادهها، به دلیل ناآگاهی یا اعتماد به تبلیغات فضای مجازی، خطرات واقعی این محصولات را دستکم میگیرند. مرتضویان نقش شبکههای اجتماعی و اینفلوئنسرها را در گسترش مصرف این محصولات بسیار پررنگ دانست. به گفته او، تبلیغ گسترده کالاهای قاچاق یا تقلبی در فضای مجازی، بدون هیچگونه نظارت رسمی، باعث ایجاد اعتماد کاذب در میان مخاطبان میشود. در حالی که هیچ فروشنده یا تبلیغکنندهای…
در همین راستا مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی به نحوه تخصیص و توزیع اعتبارات محرومیتزدایی در بودجه 1405 پرداخته که یکی از موارد قابل تامل مطرح شده، شکل تخصیص بودجه به استانها است. این گزارش میگوید که اعتبارات محرومیتزدایی در بودجه 1405 براساس شاخصهای 16 سال قبل تخصیص یافته که مطابق آن هنوز حدود سه/چهارم یعنی 76 درصد مناطق کشور محروم هستند. اینکه اعتبارات مذکور به صورت استانی و برمبنای شاخص میزان محرومیت هر استان تقسیم میشود یکی از نقاط مثبت است با این حال از سال 1388 تاکنون، تغییرات صنعتی، تحولات جمعیتی، مهاجرت، تغییرات اقلیمی، خشکسالیهای پیدرپی و عوامل دیگر، کانونهای فقر را تغییر داده یا اینکه برخی مناطق به سطحی از توسعه نسبی رسیدهاند که این موضوع را در استانهایی چون فارس، اصفهان، خراسان رضوی، بوشهر و... شاهد هستیم؛ لذا استناد به دادههای گذشته، منطق تخصیص در بودجهریزی را زیر سوال میبرد.از طرف دیگر نیز با نگاهی به جغرافیای استانها، واضح است که محرومیت بهصورت خوشههای نقطهای در استانهای مختلف توزیع شده و دیگر یک پهنه یکپارچه نیست. در این نوع تخصیص بودجه، به جای تمرکز بر کانونهای بحرانی، منابع محدود دولتی میان طیف وسیعی از مناطق توزیع میشود و تکرار مکرر این چرخه…
…وارد این مراکز شدهاند. تجربه شخصی بسیاری از سالمندان، حکایت از یک طرد عاطفی-اقتصادی توامان دارد. کالایی شدن مراقبت خانههای سالمندان، که گاه به عنوان راه حل مدرن نمایش داده میشوند، در تحلیل نهایی، عرصهای برای انباشت سرمایه در بخش خدمات بهداشتی-مراقبتی و هم زمان، نشانهای از شکست شبکههای حمایتی دولتی و خانوادگی هستند. گزارشهای میدانی از این مراکز، طیف وسیعی از کیفیت را نشان میدهد: از مراکز خصوصی با هزینههای کمرشکن که تنها برای طبقه مرفه دستیافتنی است تا مراکز دولتی یا نیمهدولتی با کمبود شدید نیرو، امکانات و تراکم بالا. این شکاف، خود بازتولیدکننده نابرابری طبقاتی در دوره سالمندی است. در این فضاها، مراقبت از یک رابطه عاطفی-اخلاقی به یک خدمت خریداری شده تبدیل میشود. از منظر روانشناختی نقل مکان به خانه سالمندان، حتی اگر داوطلبانه باشد اغلب با احساس شکنندگی، از دست دادن استقلال و اندوه عمیق همراه است. قواعد یکنواخت جدایی از داراییهای شخصی معنادار و زندگی در کنار غریبهها، حس تعلق و هویت مستقل را تهدید میکند. با این حال، نکته پارادوکسیکال اینجاست که برای برخی سالمندان فاقد حمایت خانوادگی، همین مراکز میتوانند با فراهم آوردن حداقلی از تعامل اجتماعی و مراقبت پزشکی، از انزوای مطلق در خانه جلوگیری کنند. این پارادوکس…
اشتغال غیررسمی؛ مسئله اصلی بازار کار ایرانبه اعتقاد مریم ابراهیمی، مهمترین چالش فعلی بازار کار ایران، گسترش اشتغال غیررسمی است؛ پدیدهای که بهویژه در میان کسبوکارهای کوچک و متوسط نمود پررنگی دارد. او با اشاره به اینکه عمده بنگاههای اقتصادی کشور را کسبوکارهای خرد و کوچک تشکیل میدهند، توضیح داد که جنس چالشهای این بنگاهها اساساً با بنگاههای بزرگ متفاوت است. بر اساس تعریف سازمان بینالمللی کار، شاغلان غیررسمی یا فاقد قرارداد کار هستند یا تحت پوشش هیچگونه بیمه اجتماعی قرار ندارند.به گفته ابراهیمی، این گروه عملاً از حداقل حمایتهایی که نظام تأمین اجتماعی میتواند در قالب بیمههای اجتماعی، بیمه بیکاری و بازنشستگی ارائه دهد، محروم میمانند. پیامد این وضعیت، قرار گرفتن کارگران و کارفرمایان در وضعیتی ناپایدار است.ابراهیمی تأکید کرد که در شرایط بیثباتی اقتصادی، کارفرمایان خرد ناچارند بهراحتی فعالیت خود را متوقف کنند و در چنین شرایطی، کارگران غیررسمی بدون برخورداری از هرگونه حمایت بیمهای، با بیکاری مطلق مواجه میشوند. این مسئله نهتنها امنیت شغلی، بلکه امنیت معیشتی این افراد را نیز بهشدت تهدید میکند.وی با اشاره به تجربه کشورهای در حال توسعه توضیح داد که در بسیاری از کشورهایی که با مسئله اشتغال غیررسمی مواجه بودهاند، دولتها تلاش کردهاند از طریق «بخش سوم» شامل…
…خواستههای واشنگتن صرفاً به تعلیق غنیسازی محدود نمیشود؛ گزارشهای موثق از ارائه چهار شرط مشخص به ایران حکایت دارد که شامل «توقف کامل همه فعالیتهای هستهای»، «خروج تمام ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور»، «محدودیت شدید بر برد سامانههای موشکی» و «پایان حمایت از نیروهای مورد حمایت در منطقه» است. این شروط، فراتر از یک توافق هستهای و در قامت یک «بازنویسی نظم امنیتی» غرب آسیا ظاهر شدهاند. پذیرش این شروط، به معنای خلع سلاح راهبردیِ جمهوری اسلامی و از میان بردن ارکان قدرت چانهزنی و بازدارندگی آن در یک معادله نابرابر منطقهای است. به همین دلیل، مقامات ایرانی بهصراحت اعلام کردهاند که هرگونه مذاکره باید محدود و منحصر به پرونده هستهای باشد و ورود به موضوع موشکی و منطقهای خط قرمز غیرقابل عبور تهران است. این بنبست محتوایی، نشان میدهد که راهبرد «برداشت امتیاز» با چه مرزهای سختی مواجه است.در این میان، اسرائیل بهعنوان عاملی شتابدهنده و بعضا مزاحم برای محاسبات بلندمدت آمریکا عمل میکند.دکترین امنیتی تلآویو مبتنی بر «برتری مطلق» و «انکار هرگونه توانایی بالقوه تهدیدآمیز» به همسایگان است.از این رو، اسرائیل در پی «اوسیراکسازیِ» مداوم ایران است؛ یعنی تکرار حملات پیشدستانهای که در ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هستهای ایران انجام داد و عملا واشنگتن را…
…انحصاری میسازند که دسترسی به آنها نه بر اساس شدت عشق، بلکه بر اساس شماره کارت اعتباری تعریف میشود. یک شام در یک رستوران یا اقامت در یک ویلا با استخر خصوصی ، به عنوان اوج تجربهی رمانتیک به فروش میرسد. این فضاها با ایجاد مرزهای مشخص مادی عشق را نیز طبقهبندی میکنند. پیام ضمنی این است: عشقی که میتواند از این مرزها بگذرد، برتر و به یاد ماندنیتر است. این امر نوعی جغرافیای احساسات میآفریند که در آن مکانهای خاصی به عنوان قلمرو عشق نخبگان علامتگذاری شدهاند. از منظر جامعه شناسی، این پدیده تنها تشدید نابرابری فضایی نیست، بلکه نابرابری عاطفی نیز خلق میکند یعنی این تصور که کیفیت و شدت یک تجربهی عاطفی نیز میتواند و باید توسط امکانات مادی تعیین شود. این نگاه، تجربیات رمانتیک سادهتر و در دسترستر مانند پیادهروی در طبیعت یا پیکنیک در پارک را به سطحی پایینتر تنزل میدهد و آنها را فاقد ظرفیت برای خلق خاطرات عمیق قلمداد میکند. مد و بدن به مثابه بوم نمایشصنعت مد و لوازم آرایشی، بازیگر دیگری در این میدان است که بر روی بدن فرد معشوق سرمایهگذاری میکند. خرید لباس، کیف، یا عطری از یک برند لوکس برای معشوق، تبدیل به راهی برای برچسبزنی او شده است…
…این بیاعتمادی یکی از دلایل اصلی بازگشت مداوم پرونده به چرخه خبر است.هر بار که بخشی از اسناد محرمانه منتشر میشود، یا نامی جدید مطرح میگردد، این احساس تقویت میشود که حقیقت بهطور کامل گفته نشده است.داغ شدن دورهای این پرونده دلایل مشخصی دارد. نخست، انتشار تدریجی اسناد که باعث میشود پرونده هرگز به یک جمعبندی نهایی نرسد. دوم، پیوند خوردن آن با سیاست روز آمریکا، بهویژه در دورههایی که رقابتهای سیاسی شدت میگیرد. سوم، نبود یک روایت رسمی جامع و قانعکننده که بتواند به پرسشهای افکار عمومی پاسخ دهد. و چهارم، کاهش اعتماد عمومی به نخبگان سیاسی و اقتصادی که چنین پروندههایی را به نماد نابرابری در اجرای عدالت تبدیل میکند.در تحلیل پرونده اپستین، تمایز میان توهم توطئه و شک منطقی اهمیت زیادی دارد. توهم توطئه زمانی شکل میگیرد که بدون سند معتبر، یک روایت قطعی و فراگیر ساخته شود. اما در این پرونده، مسئله اصلی انباشت پرسشهای بیپاسخ است. وجود اسناد بدون توضیح نهایی، حضور نامها بدون تعیین مسئولیت حقوقی و توقف ناگهانی روند قضایی، شرایطی ایجاد کرده که شک در آن نه افراطی، بلکه قابلدرک است.در نهایت، پرونده جفری اپستین بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره کارکرد قدرت در سطوح بالاست…
به گزارش صبح ساحل، عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت با اشاره به دغدغههای جدی نظام سلامت در زمینه توزیع عادلانه و هدفمند منابع، اظهار داشت: دستورالعمل جدید بر اساس دریافت نظرات گروههای ذینفع و با تکیه بر چند اصل اساسی شامل توجه به حجم و نوع خدمات واقعی ارائهشده، پرهیز از توزیعهای غیرهدفمند، کاهش نابرابریهای پرداختی میان بخشها و گروههای ارائهدهنده خدمت متناسب با شرایط کاری و میزان بار خدمت و همچنین محدودسازی اعمال سلایق فردی در فرآیند امتیازدهی تدوین شده است.وی افزود: در سازوکار پیشبینیشده، بازتوزیع منابع بر اساس دادههای ثبتشده در سامانههای مدیریت اطلاعات سلامت، درآمد حاصل از ثبت کدهای خدمت مصوب و عملکرد واقعی مراکز انجام میشود تا وابستگی به برآوردهای ذهنی و سلیقهای به حداقل برسد و امکان ردیابی و نظارت مؤثر بر فرآیند پرداختها فراهم شود.معاون پرستاری وزارت بهداشت تأکید کرد: هدف نهایی از ابلاغ این دستورالعمل، صرفاً توزیع منابع مالی نیست، بلکه ایجاد یک چرخه پایدار انگیزشی برای گروه پرستاری و در نهایت ارتقای کیفیت مراقبت از بیماران است؛ چرا که پرداخت مبتنی بر عملکرد واقعی، اعتماد حرفهای را تقویت کرده و کیفیت خدمات سلامت را افزایش میدهد.بنابر اعلام وزارت بهداشت، وی در پایان خاطرنشان کرد: اجرای دقیق این دستورالعمل…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد